پوتين روز ۶ نوامبر و همزمان با انتخابات رياست جمهوري در امريكا، سرگئي شويگو را به كرملين فراخواند تا ارتقاي مقامش از استانداري مسكو به وزرات دفاع روسيه را به وي اطلاع دهد و در ضمن، بركناري آناتولي سرديكوف از رياست بر وزارت دفاع را نيز اعلام كند. سرديكوف تنها كسي نبود كه پوتين در يك حركت سريع و غيرمنتظره به كنار گذاشت و در مدت كوتاهي بعد و به پيشنهاد شويگو، والري گراسيموف را به جاي نيكلاي مكاروف سكاندار ستاد مشترك ارتش روسيه كرد. پوتين علاوه بر اين دو، گروهي ديگر را نيز بركنار كرد تا تيم جديدي بر رأس نيروهاي مسلح روسيه قرار دهد و در همين زمان باراك اوباما بعد از ۶ نوامبر شادمان از انتخاب مجددش در مقام رياست جمهوري امريكا بود اما شايد كسي تصور نميكرد كه او نيز با تغييراتي مشابه رقباي روس مواجه شود. سناريوي امريكايي دو سه روز بعد از ۶ نوامبر و با خبر استعفاي ژنرال ديويد پترائوس از مقام رياست سيا كليد خورد و اين خبر چنان پوشش خبري ايجاد كرد تا در زير سايه آن تغييراتي ديگر يك به يك مطرح شوند.
دليل تغيير در وزارت دفاع و ستاد مشترك ارتش روسيه فساد مالي ۱۰۰ ميليون دلاري و پروندههايي در مورد خريد و فروش غيرقانوني املاك لوكس بود كه از سوي كرملين مطرح شد تا بركناري دو تن از افراد مطرح در حلقه نزديكان پوتين توجيه شود. دليل استعفا يا در حقيقت بركناري پترائوس در روابط نامشروعي عنوان شده كه خود وي مطرح كرد و موجب انجام يك سلسله تحقيقات از سوي اف بيآي شده است. به عبارت ديگر، دو رقيب سنتي روساي نظامي و امنيتي خود را حدود يك هفته و به دو دليل مختلف از كار بركناري كردهاند؛ يكي فساد مالي و ديگري روابط نامشروع و غيراخلاقي. با وجود اين، دلايل عنوان شده را ميتوان تنها پوششي براي اختفاي واقعيت موجود دانست، چراكه نه فساد مالي در روسيه و نه روابط نامشروع در امريكا نميتواند علتي براي بركناري كسي باشد چه رسد كه آن فرد از ارشدترين مقامات با سوابق قابل توجه باشند. روابط نامشروع نميتواند توجيه قابل قبولي براي بركناري پترائوس باشد، زيرا به قول كريستين ساينس مانيتور، نامه استعفاي او هم تعجب فرماندهان ارتش امريكا و هم حيرت مقامات اطلاعاتي اين كشور را برانگيخت، چون آنان از نزديك پترائوس را از نزديك ميشناختند و نميتوانستند ادعاي او را در مورد «قضاوتهاي نادرست» قبول كنند. از سوي ديگر، پترائوس در كشوري زندگي ميكند كه واقعه مونيكا گيت در آن اتفاق افتاد و در جريان آن، رئيسجمهور امريكا روابط نامشروع داشت، اما از كار بركنار نشد. غير از اين موارد، تغييرات گسترده در وزارت خارجه، وزارت دفاع و مشاوران سياسي ـ امنيتي امريكا نيز در حال وقوع هستند كه نميتوانند بيارتباط با بركناري پترائوس باشند و بايد مجموع اين تغييرات را اجزاي مرتبط به هم در يك بستهاي دانست كه اوباما در فصل دوم به همراه خواهد داشت. اين بسته بر اساس مولفههاي مختلفي تنظيم شده كه از شرايط ماههاي گذشته تا برنامه حاكميت امريكايي براي دور دوم رياست جمهوري اوباما را در بر ميگيرد، همچنان كه بسته روسي بر اساس مولفه اساسي آرايش نظامي ـ امنيتي روسيه با غرب تنظيم شده كه پوتين آن را در سومين دوره از حضورش در كرملين مد نظر گرفته است. بنابر اين، فساد مالي و روابط نامشروع دو بهانه روسي ـ امريكايي است تا اين دو كشوردر اوايل دوره روساي جمهوري خود آرايشي جديد در تيمهاي كليدي خود ايجاد كنند.
تنها تمايز امريكا با روسيه در اين امر تعجيل امريكاييها است و به نظر ميرسد كه آنان مثل رقباي روس نميتوانند چند ماه براي تغيير تيمهاي خود صبر كنند. پترائوس در ماجراي بنغازي و كشته شدن سفير امريكا در ليبي و دو تن از مأموران ارشد سيا چندان بيتقصير نبود كه همين نيز موجب حملات سنگين رامني به اوبا در مناظره دوم شد و علاوه بر اين، گفته ميشود كه اختلافات پترائوس و ديگر مقامات در سيا و پنتاگون بر سر سوريه هم عاملي براي بركناري او بوده است. با نگاهي به قرار گرفتن جان كري بر رأس پنتاگون و سوزان رايس بر راس وزارت خارجه اين گزينه معنايي بيشتر پيدا ميكند و معلوم ميشود كه حاكميت امريكايي در فصل دوم اوباما بيشتر متمايل از سياستمداران براي پيشبرد قدرت نرم استفاده كند، همان گونه كه روسيه با گماشتن شويگو و سرديكوف توجه بيشتري به قدرت سخت در تقابل با غرب خواهد داشت.