
شكستهاي تيمهاي فوتبال جوانان و تيم ملي فوتسال طي هفتهاي كه پشت سر گذاشتيم، شكستهاي تلخي بود كه هيچگاه از ياد نخواهد رفت، متعاقب اين دو شكست بسياري از منتقدان، كارشناسان و صاحبنظران به بيان ديدگاههاي خود پرداختند، سر و صداي زيادي هم به راه افتاد كه البته مثل هميشه بعد از فروكش كردن سر و صداها همه چيز به حالت عادي برگشت.
يكي از دلايل زود فروكش كردن سر و صداها را شايد بتوان ديدار شب گذشته تيم ملي فوتبال در راه رسيدن به جامجهاني برزيل مقابل ازبكستان ناميد؛ ديداري كه ناخودآگاه همه چيز را تحت الشعاع قرار داد و باعث شد تا همه خيلي زود فراموش كنند جوانان چگونه مقابل كرهجنوبي تحقير شدند و فوتساليها چگونه آقايي آسيا و برتري جهاني خود را از دست دادند.
ارزش و اعتبار تيم ملي فوتبال به جاي خود، حضور در جامجهاني فوتبال بيترديد بزرگترين هدفي است كه فوتبال دنبال ميكند و در اين راه همه بايد متحد و يكدل به حمايت از تيم ملي بپردازند اما...
مگر نه اينكه جوانان زيربناي فوتبال اين مرز و بوم هستند؟ مگر نه اينكه همين جوانان بايد طي سالهاي نزديك پيش روي جاي بزرگان تيم ملي را بگيرند؟ و مگر نه اينكه هر مقولهاي و هر رشتهاي توجه خاص به خود را ميطلبد؟ چند روز قبل يكي از دوستان نوشت كه جوانان ايران گلخانهاي و تنها براي موفقيت در همين مسابقات قهرماني آسيا آماده شده بودند، نوشته بود كه جوانان ژاپني كه مغلوب تيم ما شدند و حتي جوانان كرهجنوبي كه شكست سنگيني را به ما تحميل كردند پنج يا شش سال ديگر با حضور در تيم مليشان دوباره برابر ما صفآرايي ميكنند. اما جوانان ما چه؟ مهم اين است كه جوانان فوتبال ما حتي در صورت موفقيت هم خيلي زود فراموش ميشوند اتفاقي كه بارها و بارها افتاده و ثمرهاي براي فوتبال نداشته است. چه برسد به اينكه حالا شكست خوردهاند و هر كدام اكنون درگوشهاي خزيدهاند. بازي مهم تيم ملي هم مزيد برعلت شد تا همه فراموش كنيم كه تيم ملي جوانان باخت و آيندههاي فوتبال امروز حال و روز خوشي ندارند.
از جوانان فاصله بگيريم و به فوتسال برسيم، فوتسالي كه از آقايي آسيا افتاده، چيزي براي ارائه در دنياي فوتسال ندارد و اسير تفكرات اشتباه و مديريتي است كه نميخواهد دست از سر آن بردارد، فوتسال باخت ولي كسي زير بار اين شكست تحقيرآميز نرفت. تنها براي دلخوشي شعار عذرخواهي از مردم را سر دادند ولي نگفتند كه مردم نميخواهند ديگر شما را سركار ببينند، نگفتند كه مقصر اين همه شكست و تحقيرما هستيم و نگفتند كه ميرويم تا كار بلدها سر كار بيايند.
نكته اينجاست كه همه يكي دو روز ناراحت شدند و انتقاد كردند اما همه چيز خيلي زود فراموش شد، ديشب تيم ملي بازي داشت، نتيجهاش هم مشخص شد ولي آنچه اهميت دارد اين است كه فراموش كرديم همين يكشنبه قبل روز سياه فوتبال ايران بود؛ روزي كه آينده فوتبال تحقير شد و فوتسال كه تا همين چند سال قبل با بزرگانش راه نجات فوتبال بود شكست خورد تا آخرين كورسوهاي اميدمان نيز خاموش شود.
موفقيت تيم ملي فوتبال مهم است، حضور در جام جهاني برايمان با ارزش است اما بقيه را نبايد از ياد برد. سالهاست كه جوانان و نوجوانان را رها كردهايم و تنها به كسب نتايج مقطعي فكر ميكنيم. سالهاست كه به نتايج غرورآفرين گذشته فوتسال دلخوش كردهايم غافل از اينكه عدهاي پيدا شدند و با استفاده از آن نتايج جيب خود را پر كردند و به فوتسال ضربه زدند.
امروز موفقيت تيم ملي مهم است، اما نه به قيمت فراموش كردن جوانان و آيندهسازان و نه به قيمت فراموش كردن گناه بزرگ مديران حاكم بر فوتسال. راستي كه چقدر زود همه چيز يادمان ميرود.