«دروغ كليد همه بديهاست» اين جمله يا به قول صحيحتر اين حديث يكي از كوتاهترين و البته گوياترين و پرمغزترين جملاتي است كه بر زبان بسياري از بزرگان ديني و علمي جهان اسلام روان و جاري شده است. در مقابل اين جمله آنچه را كه به صورت ناخودآگاه و البته منطقاً به ذهن افراد متبادر ميشود، راستگويي و چرخيدن در گردونه درستي و راستي است. با مفروض دانستن صحت و قواعد مترتب بر اين حديث بايد گفت كمرنگ شدن بعضي مفاهيم و اصول اخلاقي در جوامع انساني باعث و زمينه بروز برخي از ناهنجاريها در بين آحاد مردم جامعه ميشود. با بررسي آرا و نظرات اكثر كارشناسان حوزه علوم رفتاري و روانشناسي در باره ترويج دروغ، واگراييهاي اخلاقي و بيقيدي نسبت به ديگر همنوعان، تبعات آن يك نتيجه كلي و البته اساسي است كه در صورت شيوع و ترويج اين رذيلههاي اخلاقي حدوث آن گريزناپذير خواهد بود. در كشور ما به حسب مسلمان بودن برخي از آداب و فرهنگ، هنجارها و ارزشها شكلي اختصاصي و ويژه دارند، اما با ماشيني شدن زندگي بشر و به تبع آن متأثر شدن رفتار افراد از اين ماشينيزه شدن، زمينه حدوث مرگ يا كمرنگ شدن بسياري از موارد اخلاقي و ارزشمند در جوامع بيش از پيش قابل رصد و بررسي است. التجا و دست به دامان فرهنگ و داشتههاي فرهنگي شدن براي جلوگيري يا كند كردن روند روبه تزايد برخي بياخلاقيها و بيقيديها، جزو راهكارهاي لازم و بايسته است.
فقط «راستش را بگو» سريال «راستش را بگو» كه چند وقتي است پخش آن از شبكه يك سيما آغاز شده است، سعي دارد تا روايتي جالب و تازه از نوع روابط اجتماعي و وظايف افراد نسبت به ديگر همنوعانشان را به مخاطبانش عرضه كند. محمدرضا آهنج كارگردان اين مجموعه در مورد علت و مبحث اصلي مورد مناقشه دراين سريال گفته است: «راستش را بگو» به نوعي تقابل و در عين حال تعامل نسل جديد و قديم ماست. بنا به تعلق خاطري كه نسبت به آثار ديني دارم، اين سريال نيز در ادامه ساختههاي قبليام ژانري ارزشي دارد و البته بيانش به صورت مدرن و امروزي خواهد بود». قصه اصلي اين سريال درباره جواني به نام عليرضا با بازي دانيال عبادي است كه طي يك تحقيق دانشگاهي در مورد مفاهيم اخلاقي به خصوص دروغ، به مفاهيمي مثل جوانمردي و فتوت ميرسد كه باعث به وجود آمدن اتفاقات متنوعي ميشود. در اين سريال مخاطب با دو نسل متفاوت از جامعه مورد نظر كارگردان مواجه است كه هر كدام از اين دو نسل به فراخور شرايط و دوران زندگيشان مقيد و مبادي آداب و ارزشهايي هستند. در يك سوي اين سريال جوانان نسل اول و به قولي ديگر رزمندگان و ايثارگران ديروز قرار دارند كه به دليل تغيير در نوع و صحنه نبرد با دشمن، وظايف و خاكريزهاي فرهنگي- اجتماعي جديد و متفاوتي را در عرصه جنگ نرم امروز براي خودشان تعريف كرده و مشغول مجاهدت هستند. در سوي ديگر نسلي از جامعه قرار دارد كه نه جنگ را تجربه كرده و نه آن را زيسته است. اين نسل با درگيريهاي اجتماعي مخصوص به خود و در فضاي پيشرفتهاي هر روزه دنيا در عرصه تكنولوژي بزرگ شده و تربيت يافته فضايي كاملاً متفاوت از جوانان دوران دفاع هشت ساله هستند. در اين سريال برخلاف برخي از مجموعههاي ديگر كه از تلويزيون هم پخش شدهاند، جوانان جنگ رفته و ايثارگر امروز را بريده از گذشته يا پشيمان از كرده خود نشان نميدهد. در سريال «راستش را بگو» رزمندگان ديروز با درگير شدن در مشكلات امروزي جامعهشان دچار فترت و اضمحلال آرمانها نشده و با يك نقش فعال، پويا و تأثيرگذار سعي در گرهگشايي از مشكلات جامعه و به خصوص جوانان آن نشان داده ميشوند. دوري كردن از پيشداوري يا القاي تفكر از قبل بازنده بودن جوانان امروز در نگاه جوانان حماسهساز دوران دفاع مقدس از ديگر نقاط قوت اين سريال است. «راستش را بگو» در حالي اين اتفاقات را به وضوح نشان ميدهد كه نشان دادن رزمندگان در قامت يك فرد سرخورده و نادم از كرده خويش در گذشته، تقريباً به يك روال معمول و عادي در بين سريالها و فيلمهاي امروزه تبديل شده است. اين واقعه تأسفانگيز در اكثر كارهاي سينمايي و تلويزيوني تحت عناوين كاذبي همانند «واقعيت» به خورد ذهن و نگاه مخاطب داده ميشد. در اين سريال برخلاف «برخي» ديگر از اسلاف موضوعي خودش هيچ اصراري بر مقدس و دستنيافتني نشان دادن رزمندگان ديروز ندارد. از سويي ديگر سعي ميكند تا در بعضي موارد مثل داشتن بعضي دغدغهها مثل «فتوت و جوانمردي» برخي از جوانان امروز جامعه را كه تحت تربيت سالم اسلامي- ايراني قرار داشتهاند، پيشتازتر از نسلهاي قبل از خود نشان بدهد كه البته در جاهايي نياز به بزرگتر و راهنما را حس ميكنند. شايد اصليترين مبحث و هدفي كه اين سريال به دنبال ايجاد آن است تنها يك جمله باشد و آن اينكه«فقط راستش را بگو».
اين سريال پيش از اين قرار بود در ايام ماه مبارك رمضان سال جاري روي آنتن شبكه اول سيما برود كه به دلايلي اين اتفاق نيفتاد و سرانجام پخش آن به اين ايام موكول شد. مجموعه «راستش را بگو» به كارگرداني محمدرضا آهنج و تهيهكنندگي فاطمه ثمرقندي با موضوع تقابل و تعامل نسل قديم و جديد در كنداكتور شبكه اول سيما قرار گرفته و در طول هفته، به جز روزهاي پنجشنبه و جمعه روي آنتن ميرود كه تكرار آن نيز روز بعد خواهد بود.
نقاط ضعف و قوت بد نيست قبل از بررسي وجوه مثبت و قابل اعتنا در اين سريال برخي نقاط ضعف و روايت غلوگونه از نوع رفتار كاراكترهاي سريال «راستش را بگو» مطرح شود. اولين بحثي كه در برخي از سكانسها و صحبتهاي بازيگران براي مخاطب باورمندانه نيست عدمهمذاتپنداري با نوع دوست داشتن و نگراني بيش از اندازه كاراكتر وحيد مشتاق با بازي حسن پورشيرازي براي عليرضاست، هر چند اصل دلسوزي مقبول است اما اين سطح از حساسيت نسبت به افرادي خارج از دايره اقوام، دوستان و آشنايان كه اولين دايرههاي جامعه پيرامون اشخاص را تشكيل ميدهند، مشخص نيست و مخاطب با روايتي «غلو»آميز روبهرو ميشود. اين بخش از سريال نشاندهنده اين است كه كارگردان سعي دارد در اثرش افعالي شعارگونه را روايت كند كه به كليت برداشت واقعي و درسآموز مخاطب از سريال لطمه و آسيب ميزند. اشكال ديگري كه بر اين سريال وارد است، واقعي نبودن برخي اتفاقات طراحي شده در مسير فيلمنامه است. در واقع مخاطب نميتواند براي برخي از حوادث و رويدادها دليل منطقي يا احساسي تلقي كند چراكه اصل و بنمايه بعضي از اتفاقات يك درآميختگي غيرواقعي و نامأنوس در عالم واقع براي مخاطب به وجود ميآورد.
نكته ديگر اينكه برخي از فيلمسازان وقتي قرار است يك موضوع اجتماعي يا مرتبط با آن را به تصوير بكشند با پنهان شدن پشت برخي حرفهاي ظاهراً عالمانه و بيطرفانه، سعي ميكنند تا سياهنماييهاي موجود در اثرشان را بخشي از واقعيات جامعه جا بزنند. اينگونه دروغپردازيها در ژانر «دفاع مقدس» به دليل ناآشنايي و عدمفهم درست اين افراد از مفاهيمي چون دفاع، ايثار و نبرد با دشمن، هميشه بيشتر از عرصههاي ديگر فيلم و سريالسازي به چشم ميآيد. هميشه حرف از پشيماني، ندامت و گذشتهگريزي رزمندگان در ميان است و اينكه افرادي با آن باورها و آرمانها امروزه در برقراري ارتباط و تعامل سازنده و پويا با ديگر افراد و به خصوص جوانان (فرزندان) جامعهشان دچار مشكل هستند. هرگاه اثري خواسته يك پدر ايثارگر را نشان دهد يا آن را يك فرد خشكه مقدس، دگم و غيرمنعطف نشان ميداد كه كوچكترين سنخيتي با آرمانهاي گذشته خود و نيز نيازهاي امروز فرزند جوانش ندارد. در مواقعي اگر نوع نگاه فيلمساز و فيلمنامهنويس به شخصيت كاراكتر مورد اشاره چيزي غير از يك شخصيت «خشكه مقدس» باشد، آنچه به مخاطب نشان داده ميشود ترجماني دروغين و متأسفانه رايج شده، يعني نمايشي از يك فرد برخوردار از انواع رانتهاي دولتي و غيردولتي به دليل داشتن سوابق ايثارگري است.
خوانش سوم در مورد اين نسل كه غالباً در توليداتي ذيل عنوان و صفت «آثار ارزشي» ديده ميشود، نوع رزمندگان و ايثارگران ديروز افرادي دستنيافتني و غيرقابل تكرار در ديگر زمانها و مكانها نشان داده ميشوند. به هر جهت نكته قابل اعتنا اين است كه در اكثر اين آثار شكل نگاه جدي كه به جوانان سالهاي دفاع مقدس با لنز «امروزي» ميشود، يك نتيجه را در پي دارد و آن «فرزند ناخلف» نشان دادن آنان است. در اشكال ديگر روايت و نمايش اين ژانر، گاهي به سخره و استهزا كشاندن موضوعات و اتفاقات دوران دفاع مقدس با هدف و به قيمت خنداندن و سرگرم كردن مخاطب به عنوان غايت اصلي اثر معرفي ميشود كه جاي بسي تأسف دارد.
مجموعه «راستش را بگو» يكي از ميليونها موضوع و فيلمنامههاي بالقوهاي است كه سالهاي سال است به خاطر ناتواني و گاه كجفهمي برخي از افراد، فرصت تبديل شدن به فيلم و سريال از آنها گرفته شده است اما سازندگان اين مجموعه تا حدودي توانستهاند به همگان نشان دهند چگونه ميتوان ضمن استفاده از منابع و ذخاير سالم و بكر ارزشها و هنجارهاي اجتماعي آن دوران، قدرت عرض اندام و تبيين افكار و ارزشهاي اسلامي يك نسل را در ميان ديگر نسلها ترويج و اشاعه داد و اينكه بدون كمترين تنازلي نسبت به اوج و قله ارزشهاي آن دوران اين مهم قابل اتفاق است و اين كار بدون درگير كردن يا رودر روي يكديگر قرار دادن افراد در دفاع يا رد يك ارزش يا هنجار حتمي و شدني است.