
آقا معلم و مجيد كامپيوتر القابي است كه به واسطه نوع حركات، حرفها و روش تيمداري مجيد جلالي طي سالهاي گذشته به اين مربي فوتبال داده شده است. بازيكن سالهاي دور وحدت تهران هر چند در زمين چمن چندان ديده نشد اما از وقتي روي نيمكت مربيگري نشست تبديل به يكي از چهرههاي سرشناس فوتبال ايران شد. قهرماني در سومين دوره ليگبرتر با پاس، جلالي را حتي تا پشت درهاي تيمملي و باشگاههاي بزرگي چون پرسپوليس هم برد اما عدم تكرار آن باعث شد تا كامپيوتر فوتبال ايران خيلي زود از دور خارج شود تا جايي كه اين روزها هر وقت نام او را ميشنويم تنها به ياد حرفها و نظراتش راجع به تباني، رشوه و فساد ميافتيم، نوزدهمين نمايشگاه مطبوعات فرصتي بود براي اينكه پاي حرفهاي يكي از مربيان سازنده فوتبالمان بنشينيم.
آقاي جلالي بحث تباني و فساد در فوتبال در همه كشورها وجود داشته و دارد. در ايران هم اگر تخفيف قائل شويم بحث دلالي بيداد ميكند. سؤال اين است چرا بهرغم عدم پيشرفت آنچناني به اين روز افتادهايم؟ ببينيد معمولاً در يك جامعه، رويكرد بد خيلي زودتر از رويكرد خوب پخش ميشود. در واقع فراگيري اين موضوع بد بيشتر است. كشور ما هم از اين قضايا مستثني نيست. دلالي به تنهايي ريشههاي فوتبال ما را ضعيف كرده است.
اما چرايي اينكه در ديگر كشورها با وجود اين همه فساد و تباني باز هم فوتبال ايدهآل و در سطح بالا ديده ميشود را بايد فقط و فقط به خاطر زير ساخت ورزششان دانست كه از قبل وجود داشته است. اگر الان وضعيت تيمملي ما خوب نيست به خاطر اين است كه در سطح مديريت فدراسيون ما برنامهريزي درستي انجام نشده و به همين خاطر فوتبال ما اينقدر پسرفت و افت كرده است.
گفتيد فوتبال ما نسبت به سالهاي قبل افت كرده است، فكر ميكنيد سرمنشأ اين افت كجاست؟ فوتباليستي كه تربيت ميشود بايد در سطحهاي مختلف مورد تأييد قرار گيرد. اينكه فقط به لحاظ كيفي در سطح ايدهآل باشد، ملاك نيست بلكه ما بايد به عنوان كسي كه او را تربيت كردهايم رفتار و شخصيت يك پولدار و يك انسان مشهور را به او آموزش دهيم. امروز بازيكني كه تا ديروز از طبقه محروم جامعه به حساب ميآمده در كوتاهترين زمان هم معروف ميشود و هم پولدار. اما دريغ از آن درك، فهم و شخصيت. شخصيتي كه شايد تا پايان عمر هم نتواند آن را پيدا كند.
پس نقش مربي در ساختن و پرداختن يك بازيكن چيست؟ موضوعي كه شما مطرح ميكنيد بيشتر در حوزههاي فرهنگي است. وقتي ميخواهي بازيكني را كنار بگذاري يا تنبيه ورزشي كني قبلش بايد در حوزه فرهنگي با او كاركرده باشي در غير اين صورت قطعاً او از تيم قهر خواهد كرد. اگر بازيكن بزرگي باشد با سلام و صلوات بر ميگردد كه در اين بين فقط مربي از بين ميرود. اگر هم بازيكن نام آشنا و مشهوري نباشد براي هميشه نابود ميشود. اين فرهنگ بايد در جامعه ورزش رواج داشته باشد؛ چرا كه اگر اين طور نباشد حتي اگر يك مربي بخواهد اين كار را انجام دهد نميتواند آن را عملي كند. چون آنقدر او را تحت فشار قرار ميدهند تا از كرده خود پشيمان شود.
مباحث فرهنگي كه گفتيد در تيمهاي بزرگي چون بارسا و رئال هم وجود دارد؟ شك نكنيد موضوع مباحث فرهنگي اولاً در هر ورزش لازمه كار است و در هر جاي دنيا ديده ميشود مگر ميشود تيمهاي بزرگي چون بارسا و رئال از كنار مباحث فرهنگي به راحتي گذر كنند.
يكي ديگر از معضلات فوتبال قراردادهاي ميلياردي است در حالي كه بازيها اصلاً در سطح اين قراردادها نيست، مشكل كجاست؟ اينكه فوتبال ما رشد كرده است شكي در آن نيست. امروز به فوتبال به عنوان يك شغل نگاه ميشود. ديگر فوتباليستي نداريم كه فوتبال شغل دومش باشد، اما در كنار قراردادها با مبالغ آنچناني سطح كيفي بازيكنان ما همچنان در حال درجا زدن ميباشد. امروزه فوتباليستهاي ما با دريافت مبالغ هنگفت اشباع شدهاند و برنامهريزي باشگاههاي ايران طوري نيست كه با پرداخت اين مبالغ عملكردي در سطح قرارداد را از بازيكن بخواهند. به نظر من تا زماني كه بازيكن ميداند خوب يا بد بازي كند هيچ تأثيري در قراردادش به وجود نميآيد طبيعي است كه هيچ انگيزهاي براي ارائه يك فوتبال خوب نخواهد داشت.