كنفدراسيون همچنان روي ايران نگاهي سختگيرانه دارد و البته در اعمال قانونهاي خود هم پافشاري ميكند و نميتوان به آنها حتي بابت كم كردن سهميه از كشوري كه نه حاضر است باشگاههايش را خصوصي كند، نه به باشگاههايش ورزشگاهي ميسازد و تحويل ميدهد، نه با پديده دلاليزم مبارزه ميكند، نه علاقهاي دارد مثل تمام دنيا فوتبال را به صورت جدي و علمي دنبال كند و فقط و فقط ميخواهد با بودجه بيتالمال باشگاههايش را راضي نگه دارد، حق نداد.
باشگاهها نگران كم شدن چهار سهميهاي هستند كه ميتواند حضور آنها را به مخاطره بيندازد. حال تصور كنيم كنفدراسيون فوتبال آسيا سهميههاي ايران را به عدد دو تنزل دهد، يعني فقط دو باشگاه ميتوانند از فوتبال ايران راهي آسيا شوند و اين در غياب جام حذفي، به معني حضور قهرمان و نايب قهرمان را در ليگ قهرمانان آسيا خواهد داشت. جام حذفي دقيقا مسير كوتاه و ميانبري تلقي ميشود كه با چاشني شانس و اقبال، هر غيرمدعي را به آسيا ميبرد. حال تصور كنيد باشگاهي مانند پرسپوليس با اين هزينههاي ميلياردي و يك دوره دوري از ليگ قهرمانان آسيا يا ذوب آهن كه حضور در آسيا را عادت ساليانه خود ميديد يا حتي سايپا كه روياهايي بزرگتر از قبل را در سر پرورش ميدهد و حتي فجر و پيكان و گهر كه به دنبال شگفتيسازي هستند، جام حذفي را ملغي شده ببينند! آيا سكوت ميكنند؟
همين امروز آن قدر صداي اعتراض بالا رفته كه كسي جلودار معترضان نيست و فدراسيون تا حدودي آرام شده. اما همين باشگاههاي معترض كه از ليگ برتر انگلستان و بازيهاي هر سه روز يك بار نمونه ميآورند، اگر طي ماههاي آينده ناگهان با بازيهايي فشرده روبهرو شوند، فرياد وامصيبتا سر ميدهند و از سرعت برگزاري مسابقات به عنوان پتكي براي كوبيدن بر سر فدراسيون فوتبال استفاده خواهند كرد. ميتوان رويكرد باشگاههاي مدعي كه در ماههاي آينده نسبت به برنامهريزي و تداخل بازيهاي داخلي و خارجي و اردوهاي ملي معترض خواهند شد را ديد و فهميد كه همين امروز، صداي اعتراض نسبت به حذف شدن جام حذفي، دليلي جز به دست آوردن يك بهانه و دستاويزي براي انداختن گناه ناكاميها بر گردن فدراسيون و سازمان ليگ ندارد.
در اينكه فدراسيون فوتبال با عدم استقلال خود و برگزار كردن اجباري ليگ با ۱۸ تيم در شرايطي كه ليگ ايران به لحاظ سخت افزاري و مديريت و برنامهريزي (نه استعداد بالقوه داخلي) ظرفيت برگزاري ليگي با بيش از ۱۲ تيم را ندارد، فوتبال ايران را به مخاطره انداخته شكي نيست. در اينكه فدراسيون فوتبال بايد پيشتر از اين به اهميت برگزاري زودهنگام ليگ، تدوين برنامهاي غير قابل تغيير براي تيم ملي و همين طور برگزار كردن سريعتر جام حذفي و البته حذف چهار تيم از ليگ قبلي اقدام ميكرد هم ترديدي وجود ندارد. اما امروز، چاره كار فوتبالي كه بايد تيم ملياش را در اردوهاي آمادهسازي براي رسيدن به جام جهاني آماده كند چيست؟
در پايان به ياد حرف تاريخي پرويز مظلومي ميافتيم؛ جايي كه به عنوان سرمربي استقلال گفت: «هوادار استقلال راضي نيست تيم ملي به جام جهاني صعود كند، اما استقلال قهرمان ليگ نشود. . . » و همان روزها را به ياد ميآوريم كه براي بازي ايران مقابل بحرين ۸۰ هزار تماشاگر ايراني به ورزشگاه رفت و اما هرگز نه استقلال و نه پرسپوليس اين تعداد هوادار را به جز در روز دربي به صورت اختصاصي در تمام فصل براي خود نديدند. اين ديدگاههاي مردان فوتبال ايران است. با اين ديدگاهها ما بايد به جنگ آسيا و بعد جهان برويم. اصرار امروز مردان فوتبال براي برگزاري ليگ چيزي جز گرفتن يك دستاويز براي روزهاي شكست نيست.