
وقتي ابتداي مصاحبهمان از او درباره فوتبال پاك سؤال ميكنيم لبخندي ميزند، لبخندي كه انگار از فرط تكراري بودن اين سؤال از اوست، واعظ آشتياني را بايد يكي از مديران متفاوت فوتبال ايران دانست، مديري كه واژه فوتبال پاك را وارد ادبيات فوتباليها كرد و سعي كرد در روزهايي كه در باشگاه استقلال مديرعامل بود ايدهاش را عملي كند. او پس از قهرماني استقلال در ليگ هشتم، سرمربي را كنار گذاشت تا نشان دهد در راه پاكسازي فوتبال حتي مربي تيم قهرمان را هم حاضر است كنار بگذارد، مربياي كه واعظ معتقد بود با رفتن او لمپنيسم از استقلال پاك ميشود. حالا چند سال پس از روزهايي كه او از فوتبال پاك صحبت كرد اعتراف ميكند كه ارادهاي براي مبارزه با ناپاكيهاي فوتبال وجود ندارد و يك دست به تنهايي صدا ندارد.
ميخواهيم با واعظ آشتياني درباره فوتبال پاك صحبت كنيم، نظريهاي كه شما آن را وارد ادبيات فوتباليها كرديد!
فوتبال پاك يعني مدير پاك، مربي پاك، عوامل اجرايي پاك، ذات فوتبال پاك است و آدمهاي اجرايي آن بايد سالم باشند و زد و بند كار را كنار بگذارند. فسادهايي كه در كنار فوتبال ايجاد ميشود را بايد از بين برد. باز هم تأكيد ميكنم ذات فوتبال پاك است مانند هر چيز ديگري، متأسفانه اين آدمها هستند كه فوتبال را به سمتي ميبرند كه آلودگيهايي به وجود ميآيد. فوتبال پاك يعني مديري بر سر كار بيايد كه ادبيات درستي داشته باشد.
اين مدير و مربي ايدهآل فوتبال پاك چه كساني هستند؟ مربياي يا مديري بايد وارد فوتبال شود كه در گفتمان و صحبت هايش درس و اندرز براي بازيكنان نهفته باشد. وقتي مدير و مربي اين طور باشند مطمئن باشيد بازيكن هم تحت تاثير اين فضا قرار ميگيرد و در گفتمان و صحبتهايش در مصاحبهها ادب را رعايت ميكند و با يك پيش زمينه فرهنگي مناسب طوري درباره بقيه صحبت خواهد كرد كه با متانت و بدون هتاكي همراه باشد.
و البته اين ميتواند سهم زيادي در سالمسازي جو ورزشگاهها هم داشته باشد.
قطعا، اين زنجيره باعث ميشود كه افرادي كه طرفداران و هواداران اين بازيكنان و مربيان هستند از گفتمان و فرهنگ آنها تاثير بگيرند و اين ميتواند بر رفتار هوادار و تماشاگر در ورزشگاه تاثير بگذارد و باعث شود جو سالمي در ورزشگاهها حاكم شود.
اما درفوتبال ايران مديراني كه شما به آنها اشاره كرديد كمتر ديده ميشوند و بحث فرهنگسازي كمتر جدي گرفته ميشود! بله اما ذات ورزش خو گرفته با انسانيت، جوانمردي، انسانيت، صميميت و دوستي، ورزش زير شاخه كار فرهنگي است اگر مديري نتواند از اين ورزش به عنوان يك ابزار فرهنگي استفاده كند و به توفيقي در اين زمينه دست پيدا نكند به نظر من موفق نبوده. به عنوان مثال اگر يك مدير بتواند باشگاهش را قهرمان جهان كند ولي نتواند در اخلاق موفقيتي به دست بياورد اين قهرماني ارزشي ندارد.
حالا چند سال پس از روزهايي كه مديرعامل استقلال بوديد و از فوتبال پاك گفتيد، چقدر در عملي كردن هدفتان موفق بودهايد؟ همين قدر كه رسانهها و مردم كوچه و بازار درباره اين گفتمان از من سؤال ميكنند اين نشان ميدهد كه اثربخشي داشته. به طور كلي بايد بگويم كه اين وظيفه ماست كه به دنبال اين گفتمان باشيم و اثر بخشي اين مسئله را عملكرد نشان ميدهد. آن را هم ميتوان در رفتار يك مدير، مربي يا بازيكن فوتبال ديد. پس ازآن است كه ميشود نتيجه گرفت كه آيا اين گفتمان موفق بوده و توانسته به اهدافش برسد يا نه.
مقاومتهاي زيادي هم مقابل شما صورت گرفت تا نتوانيد فوتبال پاك را پياده كنيد به هر حال طبيعي بود كه مقابل من آدمهايي مقاومت بكنند. شما اگر يك كار نو را شروع كرديد و مقاومتي صورت نگرفت بايد شك كنيد به خودتان كه چه اتفاقي افتاده كه من دارم يك كار نو انجام ميدهم ولي مخالفي ندارم. در اين حالت بايد به اين نتيجه برسيد كه كار شما نو و تازه نيست بلكه يك كاري در مسير اهداف غير فرهنگي شكل گرفته در فوتبال است.
و اين پاكسازي فوتبال ازآلودگيها بايد از كجا كليد بخورد؟ به نظر من اين اراده بايد ابتدا در راس هرم ورزش وجود داشته باشد. اين اراده اگر از ردههاي پايين فوتبال وجود داشته باشد به نظر من تاثيري ندارد و نميتواند حركت مثبتي انجام دهد. به عقيده من اين اراده فرهنگي براي داشتن فوتبال يا به صورت كلي ورزش بايد از مديران بالاتر از فدراسيون فوتبال به وجود بيايد. سالمسازي ورزش بايد از بالا به وجود بيايد و به سمت پايين گسترش پيدا كند.
اما به نظر ميرسد اراده جدي در بين مديران فعلي ورزش براي پيادهسازي فوتبال پاك وجود ندارد.
متأسفانه ارادهاي براي سالمسازي فضاي فوتبال وجود ندارد. در حد حرف شنيدهام ولي تاكنون در عمل چيزي مشاهده نشده و فقط مديران ورزش ترجيح ميدهند در صحبتهايشان فقط از فرهنگسازي در ورزش حرف بزنند اما وقتي پاي عمل ميآيد خبري از فرهنگسازي در ورزش نميشود.
به نظر شما منافع چه كساني در اين است كه فوتبال پاك نباشد و ناپاك باشد؟
منافع كساني كه دوست دارند فضاي آنارشيستطلبي حاكم باشد و از بينظمي براي خودشان نظم ايجاد كنند و توي اين فضا مافياي قدرت را شكل بدهند.
اين مافيا در فوتبال چقدر قدرت دارد؟ اين مافيا فوتبال را بخشي از مربيان و بازيكنان، رسانهها و دلالها تشكيل دادهاند كه هر كدام براي خودشان سهمي در اين بين دارند و از فضاي ناپاك فوتبال براي رسيدن به اهداف غير سالمشان استفاده ميكنند.
اما به نظر ميرسد كفه ترازو به سمت مافياي فوتبال سنگينتر است! بله، متأسفانه برخوردي با اين مافيا صورت نميگيرد و هر چه زمان بيشتر ميگذرد فضا در فوتبال ايران براي آنها مهياتر ميشود و آزادي عمل بيشتري پيدا ميكنند. ميتوان به ضرس قاطع گفت كه كفه ترازو به سمت مافياي فوتبال سنگينتر است.