کد خبر: 493300
تاریخ انتشار: ۰۶ آبان ۱۳۹۱ - ۰۷:۵۶
مهندس جوان وقتي كار پيدا نكرد، عضو شبكه سرقت شد
به گزارش خبرنگار جوان، اوايل شهريور ماه امسال مأموران پليس هنگام گشتزني در حوالي منطقه اختياريه به حركات پسر جواني كه در حال پرسه زدن در كوچه‌اي بود، مشكوك شدند. پليس وي را تحت نظر گرفت كه لحظاتي بعد متوجه شد پسر جوان ديگري سراسيمه از خانه ويلايي بيرون آمد و با مظنون اولي به سرعت از كوچه دور شدند. مأموران در يك تعقيب و گريز كوتاه، دو پسر جوان را دستگير و از آنها مقداري پول و طلا كشف كردند. دو متهم كه چاره‌اي جز اعتراف نداشتند، به سرقت از خانه ويلايي اعتراف كردند. بدين ترتيب دو متهم با تشكيل پرونده به دستور قاضي نصرتي، بازپرس شعبه هفتم دادسراي جنايي براي تحقيقات بيشتر در اختيار پليس آگاهي قرار گرفتند. كارآگاهان با بررسي شكايت‌هاي مشابه دريافتند، از چندي پيش خانه‌هاي ويلايي زيادي در شمال پايتخت مورد دستبرد سارقان قرار گرفته است. در ادامه دو سارق اعتراف كردند با همدستي چهار نفر ديگر از دوستانشان كه همگي اهل يكي از شهرهاي غربي كشور هستند، در قالب تيم‌هاي دو نفره و سه نفره به تعدادي از خانه‌هاي ويلايي در شمال تهران دستبرد زده و اموال و طلاهاي سرقتي را نيز به طلافروشي در اسلامشهر فروخته‌اند. بدين ترتيب پليس، مالخر و چهار سارق جوان را دستگير كرد. هفت متهم صبح روز دوشنبه مقابل قاضي نصرتي به جرم خود اعتراف كردند.

گفت‌وگو با يكي از متهمان
مهندس هستم اما اعتياد سارقم كرد.

خودت را معرفي كن؟
سعيد هستم ۲۵ سال سن دارم.

به چه اتهامي دستگير شدي؟
من با دوستم حميد هنگام سرقت از خانه ويلايي در شمال تهران دستگير شديم .

چرا درس نخواندي كه دنبال كار آبرومندانه‌اي بروي؟
من مدرك مهندسي كشاورزي را از يكي از دانشگاه‌هاي معتبر دارم.

پس چرا سارق شدي؟
از بدبختي

توضيح بدهيد؟
بعد از تمام شدن دانشگاه بيكار بودم تا اينكه با دوستاني آشنا شدم كه معتاد بودند. من هم كم كم به هروئين اعتياد پيدا كردم و براي تهيه پول مواد تصميم به سرقت گرفتم.

در تهران زندگي مي‌كني؟
نه، بعد از سرقت به شهرستان مي‌روم.

چطور؟
همدستانم در تهران هستند. آنها ابتدا خانه مورد نظر را شناسايي مي‌كنند و زمان سرقت من به تهران مي‌آيم و بعد از اينكه سهمم را گرفتم، به شهرستان بر‌مي‌گردم.

پس سارق پروازي هستي؟
نه، با اتوبوس رفت و آمد مي‌كنم

در رابطه با شيوه سرقت‌تان توضيح دهيد؟
ما بعد از شناسايي خانه‌هاي ويلايي در مناطق بالاي شهر، رفت و آمد اعضاي آن خانه را تحت نظر مي‌گرفتيم. معمولاً دم دماي غروب كه خانواده‌ها براي چند ساعتي به پارك يا خريد به بيرون مي‌رفتند، از خانه آنها سرقت مي‌كرديم. يكي از ما در كوچه كشيك مي‌داد و ديگري هم به داخل خانه مي‌رفت . ما معمولاً توپي قفل خانه را با قلم آهني مي‌شكستيم و به راحتي وارد خانه مي‌شديم، فقط هم طلا و پول سرقت مي‌كرديم.

خانواده‌ات خبر دارند كه سرقت مي‌كني؟
مدتي پيش متوجه شدند و از آن روز به بعد مرا از خانه بيرون كردند و ديگر به خانه راه ندادند.

اكنون كه دستگير شدي چه احساسي داري؟
خيلي پشيمان هستم. من اگر معتاد نمي‌شدم، الان مثل ديگر همكلاسي‌هايم شغل آبرومندانه‌اي داشتم.

گفت‌وگو با يكي ديگر از متهمان 

خودت را معرفي كن؟

سياوش هستم ۲۶ ساله.

سابقه داري؟
نه.

به چند سرقت اعتراف كردي؟
من و دوستم حدوداً ۱۰ سرقت داشته‌ايم. 

چه چيزي سرقت مي‌كرديد؟
طلا و پول.

از ۱۰ سرقت چقدر پول گيرتان آمد؟
ما در كل ۶۰۰ هزار تومان پول نقد سرقت كرديم و ۹۰۰ گرم طلا كه به مالخري فروختيم.

قبلاً چي كار مي‌كردي؟
وقتي از شهر‌ستان به تهران آمدم، با ماشينم مسافر‌كشي مي‌كردم.

چي شد كه به تهران آمدي؟
دو سال پيش به خاطر درمان دخترم به تهران آمدم.

چرا سارق شدي؟
من معتاد بودم و در ضمن يك دختر سرطاني دارم كه هر شش ماه بايد خونش عوض شود كه هزينه‌اش زياد است، به همين خاطر سرقت مي‌كردم.

يعني هركس پول نداشت، براي درمان بچه‌اش بايد اموال مردم را سرقت كند؟
نه، من اشتباه كردم.

فكر مي‌كنم بيشتر به خاطر اعتيادت سرقت مي‌كني نه، به خاطر بيماري دخترت؟
بله، خرج اعتيادم خيلي زياد است.

فكر مي‌كني حالا كه دستگير شدي دخترت و همسرت چه سرنوشتي دارند؟
[گريه مي‌كند.]
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار