لوران فابيوس، وزير خارجه فرانسه كه به تندروي عليه ايران شهرت دارد، غروب روز يكشنبه در گفت وگو با راديو اروپا اعلام كرد:«كارشناسان اطلاعات دقيقي در دست دارند كه نشان ميدهد ايران در نيمه اول سال آينده ميلادي قادر به توليد سلاح هستهاي خواهد بود». ايران هستهاي نوشت؛ لوران فابيوس تأكيد كرد:«كارشناسان بر اين باورند كه ايران برنامه هستهاي خود را ادامه ميدهد. با توجه به شمار سانتريفوژهايي كه ايران در اختيار دارد، اين كشور قادر خواهد بود تا پايان نيمه اول سال آينده سلاح اتمي توليد كند». فابيوس به هيچ شواهد بيشتري اشاره نكرده است.
به نظر ميرسد ادعاي فابيوس در اصل مربوط به خبري است كه هفته گذشته برخي منابع غربي از جمله خبرگزاري رويترز منتشر و در آن اعلام كردند ايران نصب ۳ هزار ماشين سانتريفيوژ را در فردو به پايان رسانده است. فابيوس در حالي اين موضوع را مطرح كرده كه هنوز هيچ گزارش رسمي افزايش ماشينهاي سانتريفوژ در فردو را تأييد نكرده است. آنچه فابيوس گفته تقريباً با ادعاي نخست وزير اسرائيل منطبق است كه اخيراً در سخنراني خود در سازمان ملل ادعا كرده بود ايران در بهار يا حداكثر تابستان سال آينده به نقطهاي خواهد رسيد كه اسرائيل آن را خط قرمز ميداند. فرانسه يكي از اعضاي گروه ۱+۵ است كه هميشه ديدگاههاي راديكالي عليه ايران داشته است.
برخي كارشناسان در تهران ميگويند اظهارات تند فابيوس عليه ايران نشان دهنده وجود شكافي ميان او و فرانسوا اولاند رئيسجمهور چپ گراي اين كشور است كه تا كنون سعي كرده موضعي معتدل درباره ايران داشته باشد. يك منبع ديپلماتيك در تهران به «ايران هستهاي» گفت:«فابيوس نماينده اسرائيل در كابينه اولاند است. او در واقع به دليل مسائل مربوط به ضرورت تشكيل دولت ائتلافي به اولاند تحميل شده و به زودي شكاف ميان ديدگاههاي اين دو نفر علني خواهد شد». وي اضافه كرد:«در حالي كه حتي امريكا هم در حال فاصله گرفتن از ارزيابيهاي اسرائيلي درباره برنامه هستهاي ايران است، عجيب است كه فرانسه تازه نزديك شدن به اسرائيل را آغاز كرده است».
حمله به تأسيسات هستهاي يا كنار آمدن با ايران هستهاي از سوي ديگر انديشكده شوراي روابط خارجي در مقالهاي به قلم ريچارد هاش به اين موضوع اشاره كرده كه هم اكنون زمان آن فرا رسيده تا به ايران بسته جامعي پيشنهاد شود. بسياري از مباحثات پيرامون نحوه برخورد با تلاشهاي ايران براي كسب توانمندي هستهاي بيشتر بر دو گزينه متمركز شده است. نخست، استفاده از گزينه بازدارندگي و كنار آمدن با ايراني كه زرادخانه اتمي كوچكي دارد يا از توانايي محدودي براي توليد تسليحات هستهاي برخوردار است. گزينه دوم نيز حمله نظامي پيشگيرانه و نابود ساختن بخشهاي مهم برنامه هستهاي ايران و به تعويق انداختن آن است. اين مقاله اضافه ميكند؛ اما هم اكنون گزينه سومي نيز مطرح شده و آن نيز مذاكره در خصوص تعيين سقف براي برنامه هستهاي ايران است كه هم براي ايران راضيكننده باشد و هم براي ايالات متحده و اسرائيل و ساير كشورهاي غربي. در حقيقت، اين گزينه از سالها پيش نيز مطرح بوده است. اما آنچه تغيير كرده، شرايط و موقعيت ايران است. در حقيقت اين تغييرات بسيار حائز اهميت است و ميتواند بر نتايج مذاكرات هستهاي تاثيرگذار باشد.
ريچارد هاش با اشاره به اينكه مهمترين تغيير صورت گرفته شرايط نامناسب اقتصادي ايران است، تصريح كرد: هم اكنون تحريمهاي سنگين اعمال شده عليه نفت ايران در حال تضعيف اقتصاد ايران است. هر چند اين تحريمها به طور مستقيم برنامه هستهاي ايران را نشانه نگرفته بود، اما هزينه اين فعاليتها را براي رهبران ايران افزايش داده است. در حقيقت اين تحريمها با اين پيش فرض اعمال شده بود كه رهبران ايران بين دو گزينه بقاي نظام و تسليحات هستهاي، بقاي نظام را انتخاب خواهند كرد.
وي افزود: هم اكنون زمان آن فرا رسيده كه به ايران بسته جامعي پيشنهاد شود؛ بستهاي كه در آن اقداماتي كه بايد انجام دهد و پاداشهايي كه در قبال آن دريافت خواهد كرد به طور شفاف و دقيق مشخص شود. همچنين بايد ضرب الاجلي نيز براي ايران در خصوص پذيرش اين بسته تعيين شود تا ايران نتواند با خريد زمان به توسعه توانمنديهاي هستهاي خود بپردازد. اين در حالي است كه افرايم هالووي، رئيس سابق موساد در گفتوگو با راديو رژيم صهيونيستي با اشاره به مطرح شدن موضوع مذاكره ايران و امريكا بر سر موضوع هستهاي ايران گفت: اكنون ضرورت گفتوگو بين ايران و امريكا بيش از هر زمان ديگري احساس ميشود.