
چند سال پيش از آنكه سازمان راديو و تلويزيون ملي ايران به صدا و سيما تغيير نام پيدا كند اين سازمان توانسته بود خود را از تهراني بودن صرف خارج نمايد و در شهرستانهاي مختلف مركز راديو و تلويزيون ايجاد شده بود. البته اين مراكز هيچ گاه به معناي شبكههاي مستقل تلويزيوني فعاليت نميكردند بلكه وظيفه آنها تهيه اخبار و برنامههاي تلويزيوني بود. با شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران نقش مراكز صدا و سيما در پوشش خبري وقايع جنگ باعث شد تا نگاه جديتري به ايجاد دفاتر جديد صدا و سيما به وجود آيد. اما اين نگاه هم به معناي برقراري شبكههاي مستقل شهرستاني نبود زيرا در وضعيت جنگي كه كشور گرفتار آن بود هيچ گاه توان مالي و لجستيكي در سازمان صدا و سيما وجود نداشت تا بتواند شبكهاي شهرستاني را داير كند. بعد از جنگ و با تغيير مديريت سازمان بود كه روزنههاي جديدي براي گسترش صدا و سيما به وجود آمد. بحث خارج شدن شبكههاي سراسري از دو شبكه و ايجاد شبكه سه و راهاندازي شبكههاي برون مرزي مانند سحر و جام جم عزم جدي صدا و سيما را براي تحول در تعداد شبكههاي در دسترس مردم بيشتر نشان ميداد به خصوص كه از اوايل دهه ۷۰ به بعد بود كه زمزمههاي ورود گيرندههاي ماهوارهاي به خانه شنيده شد و صدا و سيما دوست نداشت كه ميدان را براي برنامههاي ماهوارهاي خالي كند. برنامههايي كه اغلب برخلاف موازين اسلام و مروج فرهنگ غرب بودند.
اولين گام براي ايجاد شبكههاي استاني در سال ۷۴بود. در اين سال شبكه تهران به طور آزمايشي شروع به فعاليت كرد و مردم استان تهران داراي شبكهاي شدند كه تنها براي منطقه آنها برنامهسازي ميكرد و بسياري از برنامههايش با توجه به خصوصيات استان تهران طراحي و ساخته ميشد. شبكه تهران با ساختاري متفاوت از شبكههاي سراسري صدا و سيما به سرعت به يكي از شبكههاي تلويزيوني محبوب داخلي تبديل شد. فيلمها و سريالهاي شبكه تهران براي مردم پايتختنشين رنگ و بوي ديگري داشت و هنوز هم با گذشت نزديك به ۱۷ سال از آغاز به كار شبكه تهران، ميتوان بسياري از برنامههاي تأثيرگذار آن را در خاطر مرور كرد. موفقيت اين شبكه باعث شد تا راه براي ايجاد شبكههاي استاني ديگر باز شود.
بعد از تهرانيها نوبت اصفهانيها بود كه داراي شبكهاي مستقل براي استان خود باشند. اصفهان يك سال بعد از تهران داراي شبكه استاني شد (۱۳۷۵)، خراسان نيز توانست در سال ۷۶ مقام سوم شبكههاي استاني را به خود اختصاص دهد. آن زمان هنوز خراسان به سه قسمت شمالي، رضوي و جنوبي تقسيم نشده بود به همين دليل چند سالي طول كشيد تا شبكه خراسان بتواند كل جغرافياي استان را پوشش دهد. بعد از تقسيم استان به سه قسمت كوچكتر، شبكه استاني به خراسان رضوي رسيد و دو استان خراسان شمالي و جنوبي هركدام به صورت مستقل شبكههاي جديدي را ايجاد كردند. استانهاي ديگر نيز هر كدام به فواصل زماني داراي شبكههاي استاني شدند به طوري كه از۳۰ شبكه استاني فعال اولين آنها متعلق به تهران و جديدترينشان براي استان خراسان شمالي با نام «اترك» است. به علاوه آنها شبكههاي محلي مانند كيش و مهاباد نيز در حال فعاليت هستند. اين شبكهها به طور معمول براي تأمين برنامههاي خود از برنامههاي توليدي يا غيرتوليدي استفاده ميكنند، برنامههاي غيرتوليدي آنها اغلب تكرار فيلمها و سريالهاي محبوب شبكههاي سراسري يا استاني ديگر است. شبكه تهران يكي از شبكههايي است كه برنامههايش بيشترين ميزان بازپخش را در ساير شبكههاي استاني دارد اما بخش ديگري از تأمين برنامه اين شبكه را برنامههاي توليدي خود شبكه پر ميكند.
مهمترين ويژگي برنامههاي توليدي هر مركز و شبكه استاني اين است كه ساختار آنها بر اساس فرهنگ بومي منطقه است يا حداقل گويشهاي محلي در آنها ديده ميشود. اين كار در درجه اول باعث حفظ خرده فرهنگهاي ايراني شده و زمينه را براي انتقال فرهنگ بين نسلها فراهم ميكند. در ثاني توانمندسازي شبكههاي استاني در ساخت برنامههاي مستقل زمينه مناسبي جهت كشف و تربيت استعدادهاي موجود در شهرستانها است. استعدادهايي كه ممكن بود به دليل عدم دسترسي به پايتخت و مهجوريت امكانات از بين بروند. اين شبكهها از امكان خوبي براي ثبت خرده فرهنگها برخوردارند. نشان دادن ميراث فرهنگي و آثار تاريخي هر استان، معرفي جاذبههاي طبيعي و گردشگري، نمايش توانمنديهاي هر استان و درك اين مطلب كه ايران منحصر به تهران نيست.
شبكههاي استاني مانند شبكههاي برون مرزي صدا و سيما از پخش ماهوارهاي نيز برخوردارند و ايرانيان و فارسيزبانان ميتوانند برنامههاي آنها را دريافت كنند. خوشبختانه با متداول شدن استفاده از گيرندههاي ديجيتال امكان دريافت برنامههاي شبكههاي استاني براي ساير استانها ايجاد شد. اكنون نيز شبكه «شما» به صورت روزانه برنامههاي منتخبي را از هر استان به نمايش ميگذارد. شبكه «شما» كه مخفف «شبكه ملي استانها» است با آنكه نوظهور است اما پشتوانه چندين شبكه استاني را دارد و شايد مهمترين و سختترين بخش كاري اين شبكه گلچين كردن برنامههاي مختلف از ميان توليدات شبكههاي استاني باشد. بعد از باب شدن بحث ايجاد شبكههاي تخصصي تلويزيوني مانند شبكه بازار، ورزش، نمايش، پويا و سلامت اكنون زمزمههاي ايجاد شبكه تلويزيوني گردشگري با تغيير نام شبكه شما به گوش ميرسد. شايد جاي خالي شبكه گردشگري در ميان شبكههاي تلويزيوني خالي باشد ولي ايجاد يك شبكه با تغيير نام شبكهاي ديگر كه وظيفهاي مشخص را برعهده دارد نميتواند كاري درست و حساب شده باشد. تعريف شبكه شما به عنوان شبكه استانها با هدفي كه شبكه گردشگري دنبال ميكند متفاوت است. ما نبايد استفاده از ظرفيتهاي شبكههاي استاني را با تغيير نام به گردشگري از بين ببريم. مسلماً با ورود فناوري ديجيتال به صدا و سيما و ايجاد چندين شبكه در مدت يكسال، اين توانايي وجود دارد كه شبكه گردشگري را مستقل از شبكه شما تعريف كرده و به بهرهبرداري برسانيم. وقتي در بيش از ۳۰ شبكه استاني با هزينههاي بالاي توليد، برنامههاي تلويزيوني ساخته ميشود بايد امكان مشاهده آن نيز براي تمامي مردم ايران فراهم آيد تا بهترين نتيجه ممكن از آن به دست آيد. نه اينكه ما تنها مسير ممكن براي ارتباط شبكههاي استاني را به بهانه ايجاد شبكه گردشگري ببنديم يا با استحاله آن، تنها از توان معرفي جاذبههاي توريستي توسط شبكه شما استفاده كنيم. تنوع شبكهها و حق انتخاب بينندگان مسئله مهمي است اما نبايد اين كار به معني تغيير ماهيت يك شبكه ديگر باشد.