
در هفتههاي اخير بارها زمزمه لغو پيمان اسلو از طرف فلسطينيها و اسرائيليها مطرح شده است. اين درخواستها در حالي مطرح ميشود كه عملاً قراردادهاي سازش از حدود ۱۵ سال پيش- يعني زماني كه جدول زماني پيشبيني شده براي حل مسائل نهايي از سوي طرف اسرائيلي ناديده گرفته شد- مرده است و همه تلاشهايي كه پس از آن براي نجات روند سازش به كارگرفته شد باز از سوي طرف اسرائيلي به شكست كشانده شد. حال با چنين پيشينهاي اين سؤال مطرح است كه درخواست براي لغو قرارداد اسلو چه معنا و مفهومي دارد و با چه اهدافي مطرح ميشود؟
فلسطينيها چه ميگويند؟
درخواستهايي كه براي لغو پيمان اسلو مطرح شده از چهار منظر قابل بررسي و تأمل است.
نخست درخواستهايي كه از سوي مسئولان تشكيلات خودگردان از جمله محمود عباس رئيس اين تشكيلات مطرح شد. به نظر ميرسد انگيزه اصلي از طرح اين درخواستها با توجه به مقطع زماني آن اعمال فشار بر دولت نتانياهو براي پذيرش طرح دو دولت بوده است. به عبارت ديگر محمود عباس با اين ترفند ميخواست بازيگران بينالمللي درگير در بحران فلسطين از جمله كميته چهارجانبه (سازمان ملل، امريكا، اروپا و روسيه) را به حمايت از طرح دو دولت و اعمال فشار بر دولت نتانياهو وادار سازد و در عين حال فضاي رواني لازم را براي پيگيري آن در اجلاس سالانه مجمع عمومي فراهم كند. از اين ديد طرح اين موضوع كاركرد مقطعي داشته و لذا به نظر ميرسد پس از بر گزاري نشست سالانه مجمع عمومي فراموش خواهد شد كمااينكه بعد از اين نشست برخي ديگر از مسئولان تشكيلات خودگردان اساساً درخواست انحلال پيمان اسلو را منكر شدهاند.
دوم، درخواستهايي است كه از سوي ساكنان كرانه باختري و در اعتراض به وضعيت معيشتي موجود در اين منطقه مطرح شد. تظاهركنندگان فلسطيني اواخر شهريورماه با سر دادن شعارهايي خواهان لغو توافقنامه امضا شده ميان سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف) و رژيم صهيونيستي در سال ۱۹۹۴ موسوم به معاهده اوسلو شده و تأكيد كردند كه اين توافقنامه نه تنها منافعي براي فلسطين نداشته بلكه مصيبتهاي ملت فلسطين را دوچندان كرده است.
آنها در اين تظاهرات همچنين تأكيد داشتند كه پروتكل اقتصادي فرانسه نيز بايد به خاطر وابسته كردن اقتصاد فلسطين به اسرائيل لغو شود. شركتكنندگان در اين تظاهرات اقدامات دولت سلام فياض را فريب مردم فلسطين دانسته و اعلام كردند كه اقدام فياض براي كاهش قيمت سوخت و ماليات بر ارزش افزوده تنها فريب ملت فلسطين است و حقيقت دارد. شركتكنندگان همچنين اعلام كردند كه سلام فياض خيانتكار است و با دولت امريكا در ارتباط است، لذا بايد هرچه سريعتر دولت وي به طور كلي بركنار شود.
با اين حال به نظر ميرسد اين تظاهرات از سوي طرفداران تشكيلات خودگردان سازمان ملل سازماندهي شده تا هم پشتوانهاي براي درخواست محمود عباس فراهم كند و هم اينكه رژيم صهيونيستي را از احتمال گسترش دامنه خيزشهاي مردمي از خاورميانه به فلسطين نگران سازد تا شايد دولت ضد صلح نتانياهو را به پيگيري مذاكرات سازش مجبور سازد.
اسرائيليها چه ميخواهند؟
سوم، درخواستهايي است كه از سوي مسئولان دولت نتانياهو مطرح شد كه با هدف اعمال فشار بر تشكيلات خودگردان صورت گرفت. در همين راستا روزنامه هاآرتص چاپ سرزمينهاي اشغالي مردادماه گذشته به نقل از منابع آگاه خود گزارش داد: بنيامين نتانياهو، نخستوزير دست راستي اسرائيل، يعقوب عميدرور مشاور امنيت ملي خود را مأمور كرده تا امكان الغاي اين توافقنامه را بررسي كند. عميدرور هم با يك تيم امنيتي و سياسي از وزارتخانههاي امور خارجه، دفاع، دارايي، صنايع، بازرگاني، اشتغال، دادگستري و ركن دو ارتش عبري در حال مطالعه روي اين اماكن است. دفتر نخستوزيري رژيم صهيونيستي اين موضوع را مورد تأييد قرارداد كه شوراي ملي امنيت اين رژيم در حال بررسي گزينههاي مختلف پيش از آغاز رأيگيري در سازمان ملل است و تصميمات خود را در اين خصوص پس از انجام اين بررسيها اعلام خواهد كرد. يك مقام ارشد رژيم صهيونيستي كه خواست نامش فاش نشود، به اين روزنامه گفت كه لغو قرارداد اسلو اقدامي است كه ممكن است از سوي اسرائيل به عنوان راهكاري سياسي در نظر گرفته شود. همچنان كه ملاحظه ميشود آنها با طرح اين موضوع ميخواستند محمود عباس را از پيگيري طرح تشكيل دو دولت درمجمع عمومي سازمان ملل منصرف كنند. به عبارت روشنتر در درخواست مسئولان دولت نتانياهو براي الغاي قرارداد اسلو نوعي تهديد به اشغال مجدد كرانه باختري نيز مستتر بوده است.
و بالاخره درخواستهايي است كه از سوي چپگرايان اسرائيل مطرح شده است كه سنگ بناي معاهده اسلو را گذاشته بودند. در اين زمينه روزنامه صهيونيستي هاآرتص به نقل از «زاهاوا گال» رئيس حزب چپگراي مرتز نوشت: «بدون اينكه كسي را براي به نتيجه نرسيدن پيمان اسلو مقصر بدانم بايد بگويم كه پيمان اسلو بايد جاي خود را به طرح ديگري بدهد».
به موجب طرح گال، رژيم صهيونيستي به طور يكجانبه و با بازگشت به مرزهاي ۱۹۶۷ اعلام ميكند كه بايد به مناقشه با فلسطينيها پايان داد. علاوه بر آن بيتالمقدس نيز براساس همان طرحي كه «بيل كلينتون» رئيسجمهور اسبق امريكا پيشنهاد داده بود، تقسيم ميشود يعني محلههاي يهودينشين در اختيار اسرائيل و محلههاي كه در آن فلسطينيها اقامت دارند به فلسطين داده ميشود و نام «محل مقدس» بر آن گذاشته ميشود.
در اين طرح جديد كابينه اسرائيل دستور توقف فوري هرگونه شهركسازي را صادر ميكند تا مقدمات انجام مذاكرات صلح فراهم شود. علاوه بر آن مذاكرات صلح نبايد بيش از يكسال به طول بينجامد و پيادهسازي توافقات حاصل شده در اين مذاكرات نيز بايد در عرض چهار سال به انجام برسد.
اين طرح هرچند ميتواند براي تشكيلات خودگردان جذاب و ايدهآل باشد اما با توجه به حاكميت راستگراها هيچ جايگاه و پايگاه داخلي در فلسطين اشغالي ندارد. از اينرو به نظر ميرسد هدف از ارائه آن مطرح كردن مجدد چپگرايان در صحنه سياسي اين رژيم و به نوعي جلوگيري از كشيده شدن اعتراضات منطقهاي به كرانه باختري بوده است.
از آنچه گفته شد، مشخص ميشود كه طرح لغو پيمان اسلو از سوي مسئولان تشكيلات خودگردان و اسرائيل هرچند به اين شكل تازه است اما در اصل موضوع تغيير جدي ايجاد نميكند زيرا اولاً قرارداد اسلو از حدود يك دههونيم پيش كه تلآويو در مسير خلاف توافقات گام برداشت عملاً لغو شده است و دوم اينكه طرح آن در آستانه نشست سالانه مجمع عمومي سازمان ملل با پيگيري اهداف و اغراض سياسي همراه بوده است و هر يك از طرفين در پي استفاده ابزاري از آن به عنوان اهرم فشار عليه يكديگر بودند و بر همين اساس هم انگيزههاي مختلفي پشت اين درخواستها بوده است.