خوشبختانه در روزهاي اخير اميد به برقراري آتشبس در سوريه در عيدقربان افزايش يافته است. آنچه اين اميدواريها را افزايش داده است، اين است كه از زماني كه اين ايده مطرح شده هيچ مخالفتي از طرفهاي درگير و حاميان آنها مشاهده نشده است و برعكس روز به روز به جمع حاميان اين ايده اضافه ميشود و در اين راستا روز جمعه احمد داوود اوغلو وزير امور خارجه تركيه نيز رسماً از موافقت اين كشور با برقراري آتشبس خبر داد. حتي دولت اوباما هم با اندكي تأخير، عصر روز جمعه از طرح آتشبس حمايت كرد و وزارتخارجه امريكا در بيانيه خود از دولت سوريه خواست عمليات نظامي را متوقف كند و البته با لحني بسيار آرامتر همين درخواست را از اپوزيسيون سوريه تكرار كرد.
استقبال طرفهاي درگير در بحران سوريه از ايده برقراري آتشبس، حاكي از برقراري نوعي موازنه بين طرفهاي درگير است؛ به گونهاي كه امكان حذف طرف مقابل را در خود نميبينند. اين موضوع از اين جهت حائز اهميت است كه ميتواند زمينه را براي گفتوگوهاي فراگير فراهم كند. البته اين مستلزم آن است كه آتشبس موقت كه براي تعطيلات عيد قربان پيشبيني شده است به آتش بسي دائمي تبديل شود.
برقراري آتشبس در طرح كوفي عنان نماينده سابق سازمان ملل و اتحاديه عرب نيز پيشبيني شده بود، اما به اين علت عملي نشد كه در آن زمان گروههاي مسلح و حاميان غربي و عربي آنها هيچ تمايلي به بر قراري آتشبس و حل بحران از طريق مسالمتآميز نداشتند و فكر ميكردند از طريق عمليات نظامي ميتوانند كار را يكسره كنند. آنها در زماني كه كوفي عنان براي اجراي طرح شش مادهاي تلاش ميكرد طرح براندازي را از طريق تسليح مخالفان و برگزاري كنفرانسهاي موسوم به دوستان سوريه به پيش ميبردند، اما شكستهاي پيدرپي طرحهاي براندازي و همچنين ايجاد شكاف بين جناح عربي و غربي حاميان گروههاي مسلح و به خصوص نگراني جناح غربي و به خصوص امريكايي از تقويت القاعده در سوريه و همچنين نگراني عربستان از تلاش قطر و تركيه براي روي كار آوردن اخوانيها در سوريه در مجموع موجب شد كه آنها به برقراري آتشبس و احتمالاً گفتوگو تمايل نشان دهند.
از اين ديد افق براي دور جديد رايزنيهايي كه اخضر ابراهيمي شروع كرده است روشن به نظر ميرسد، اما با توجه به پيامدهاي گسترده درگيريهاي نزديك به دو سال گذشته در سوريه ايجاد روند آن بسيار كند و بطئي خواهد بود. اما برداشتن همين يك گام كوچك هم بسيار ارزشمند است، چراكه ماهيت درگيريها در سوريه «برادركشي» و از منظر تئوري بازيها؛ باخت- باخت است كه هيچ برندهاي ندارد و ادامه آن تنها امكانات و سرمايههاي كشور به خصوص نيروي انساني آن را به تحليل ميبرد و بر همين اساس هر گام كوچكي كه در اين راستا برداشته ميشود از ارزش و اهميت زيادي برخوردار است.