
اين روزها علاوه بر مشکلات و مسائل گوناگوني که در زندگي شهري گريبانگير شهروندان به خصوص در کلانشهرهاست زندگي در مجتمعهاي مسکوني بلند مرتبه و نحوه انتخاب منزل مناسب از اهميت فوق العادهاي برخوردار است؛ اين در حالي است که بنا بر آنچه شواهد ساخت وسازهاي بلند مرتبه در سالهاي اخير نشان ميدهد هم اکنون اغلب شهروندان پروژههايي را ميپسندند که به صورت شخصي ساز و نه به شيوه انبوهسازي ساخته شده باشد.
عدم رعايت ضوابط بلندمرتبهسازي در پروژههايي که به اصطلاح آن را بساز و بفروشها ساختهاند نگرانيها و مزاحمتهايي براي ساکنان يک مجتمع ايجاد ميکند که بعضا غير قابل حل است. بسياري از شهروندان پس از تهيه آپارتماني که به شيوه انبوهسازي ساخته شده است از مزاحمتهايي گلايه ميکنند که در نتيجه عبور صدا از ديوارهاي نازک يا لرزش ساختمان در نتيجه عدم محاسبات دقيق و کم کاري براي پايين آوردن هزينهها از سوي سازنده ايجاد ميشود. مشکلات ناشي از تيغه کشيهاي بيمورد و غيرقانوني و بعضاً تبديل فضاي مسکوني يک آپارتمان به دو آپارتمان به منظور سودجويي هر چه بيشتر بساز و بفروشها مشکلات ديگري است که در اين زمينه گريبانگير شهروندان به خصوص در شهرهاي بزرگ شده است. در اين گزارش قصد داريم اساسا به اين سؤال پاسخ دهيم که چرا مردم آپارتمانهاي شخصيساز را به بساز و بفروش ساختها ترجيح ميدهند و همچنين مسئوليت جلوگيري از بروز چنين حوادثي را چه نهاد يا سازمان يا دستگاهي بايد بر عهده گيرد؟
اندروني و بيروني در انحصار معماري امروز غرب باقر ميلاني، کارشناس مسکن معتقد است: افزايش روز افزون جمعيت به خصوص در کلانشهرها همراه با تغيير و تحولات اساسي در شيوه اساسي و الگوي کلي سياستهاي شهري از دهه ۴۰ تا به امروز ضرورت تازهاي را فرا روي سياستمداران و برنامهريزان شهرها قرار داد که براساس آن بتوانند حجم عظيم جمعيت هدايت شده از روستاها به سمت شهرها را مديريت کرده و به نحوي مناسب اسکان دهند. به اين منظور توسل به بلندمرتبهسازي به يکي از مهمترين الگوهاي مطرح در دهه ۴۰ تبديل شد. دههاي که در آن زمان بسياري از ساختارهاي زندگي در کشور دستخوش تغيير و تحول اساسي شد.
ميلاني معتقد است: در زمانهاي گذشته در معماري سنتي ايران فضاهاي مسکوني از اجزاي مختلفي همچون اندروني و بيروني تشکيل ميشد که ميبينيم امروزه در غرب به خصوص در کشور آلمان چنين شيوههايي براي بهينهسازي امنيت رواني در فضاهاي مسکوني شهري متداول شده است.
وي ميافزايد: مشکلات رواني ناشي از زندگي در مجتمعهاي مسکوني بلندمرتبه از قبيل مزاحمتهاي صوتي يا لرزش ساختمان در نتيجه عدم رعايت ضوابط فني ساخت و ساز از سوي بساز و بفروشها بحثي است که بايد آن را در يک مجموعه جامع مورد توجه قرار داد. مشکل دقيقا از اينجا شروع ميشود که در کنار عدم نهادينه شدن فرهنگ آپارتمان نشيني در نتيجه سلطه فرهنگ سنتي بر رفتارهاي شهرنشينان در کلانشهرها، سازندگان انبوه مسکن يا همان بساز و بفروشها همواره براي کاستن از بار هزينههاي خود و سرعت بخشيدن به فرآيند کار، ضوابط و مقررات را زير پا ميگذارند و تا جايي که ميتوانند به اصطلاح عاميانه، از سر و ته کار ميزنند؛ اين است که وقتي شهروندان براي خريد آپارتمان مراجعه ميکنند اغلب ترجيح ميدهند آپارتمانهاي شخصيساز را تهيه کنند که ميدانند سازنده آن را براي زندگي خود ساخته است و نه براي کسب درآمد و سود!
اين کارشناس با اشاره به اينکه بسياري از مسائل و ضوابطي که در مسکنهاي شخصي ساز نهادينه شده است هنوز در فرهنگ انبوهسازي کشور ما جا نيفتاده است، ميگويد: تنها در برخي کشورها مانند کشور ماست که چنين سازندگاني حق فعاليت دارند و به راحتي ساختههاي خود را دادوستد ميکنند؛ اين در حالي است که در جوامع پيشرفته تنها زماني مجوز فروش مجتمعهاي مسکوني يا ساير ساخت و سازها صادر ميشود که تک به تک مسائل فني، اقتصادي و اجتماعي به لحاظ تامين امنيت رواني افراد مورد توجه قرار گرفته باشد. وي نبود نهادهاي مدني و دستگاههاي کنترل کننده و ناظر بر امنيت رواني ساخت و سازها را مهمترين علت ايجاد چنين وضعيتي ميداند و تصريح ميکند: در کنار تمام اين موارد بايد به اين نکته هم اشاره کنم که ما پس از تحول ساختارهاي زندگي شهري و حرکت به سمت زندگي در مجتمعهاي مسکوني بلندمرتبه با همان فرهنگ سنتي به سمت زندگي صنعتي رفتيم اين در حالي است که در اغلب جوامع پيشرفته در ساعات معيني از شب و روز بسياري از رفتارها و ايجاد صداها، رفت و آمدها و... در مجتمعهاي آپارتماني ممنوع است و کودکان از همان سالهاي اوليه زندگي با اين فرهنگ خو ميگيرند.
سازندگان، حد و حدودهاي سنتي را رعايت کنند ميلاني تأكيد ميکند به رغم اينکه هنوز در کشور ما فرهنگ خاص سنتي سالهاي گذشته حاکم است بايد سازندگان مسکن نيز با رعايت سنتها، حد و حدودهاي اين فرهنگ را در ساختههاي خود اعمال کنند. وي ميافزايد: اگر انبوهسازان در همه مراحل ساخت و ساز حد و حدود موجود در ديدگاههاي سنتي را رعايت کنند، برخوردهاي موجود در زندگيهاي آپارتماننشيني در نتيجه مزاحمتهاي رفتاري و صوتي به حداقل ميرسد. سازندگان بايد ضمن رعايت ضوابط فني ساخت به گونهاي اقدام کنند که ساختمان از عايقبندي مناسب و ضرورتهايي همچون نداشتن ديد مستقيم از خانهاي به خانه ديگر برخوردار باشد. اين کارشناس با تأكيد بر اينکه در ساير جوامع شهرداريها ناظر بر روند ساخت و ساز و رعايت ضوابط اينچنيني هستند، ميگويد: در کشور ما نيز اين وظيفه شهرداريهاست که مشکلات شهري موجود در اين زمينه را با نظارت کامل بر فعاليت ناظران ساختماني و سازندگان، مديريت و برطرف کنند.