قطر ازجمله كشورهايي است كه از فهرست كشورهاي محل ديدار اخضر ابراهيمي حذف شده كه البته در اين ميان برخي منابع از ممانعت قطر از سفر وي به اين كشور خبر دادهاند، اما آنچه در اين ميان مسلم است اينكه ظاهراً اختلافات جديد بين اخضر ابراهيمي و قطر به عنوان يكي از حاميان طرح براندازي در سوريه روي داده است كه اين ميتواند علامت مثبتي براي پيشبرد مأموريت اخضر ابراهيمي باشد.
به عبارت روشنتر، هر چه مقاومتها از سوي اخضر ابراهيمي در قبال بازيگران آشوبساز بحران سوريه بيشتر باشد يا به هر ميزاني كه وي بتواند ازقدرت اقناعي خود براي همراهسازي گروههاي مسلح و حاميان خارجي آنها با رايزنيهاي خود براي حل بحران استفاده كند، به همان ميزان احتمال موفقيت وي در مأموريت خود نيز بيشتر خواهد شد، زيرا همين بازيگران آشوبساز بودند كه مأموريت كوفي عنان و محمد مصطفي الدابي را در سوريه به شكست كشاندند و در نهايت آنها را به استعفا از مقام خود مجبور كردند.
البته در اين ميان يكسري تفاوت هايي ميان اخضر ابراهيمي با كوفي عنان و محمد الدابي وجود دارد كه ميتواند در نتيجه مأموريت اخضر ابراهيمي اثرگذار باشد. يكي از اين تفاوتها اين است كه اخضر ابراهيمي به علت اشتراكات زباني و مذهبي با گروههاي مسلح و حاميان عربي آنها از قدرت برقراري ارتباط بيشتري با آنها در مقايسه با كوفي عنان برخوردار است كه البته برخورداري ازاين ويژگيها در برخي موارد ميتواند به مثابه تيغ دولبه عمل كند و بازيگران آشوبساز نيز بكوشند اخضر ابراهيمي را به سمت خود بكشانند. موافقت عربستان با سفر اخضر ابراهيمي به اين كشور بهرغم مخالفت آن با سفر كوفي عنان در اين چارچوب قابل تامل و تحليل است.
اما از ديگر تفاوتها در اين زمينه اين است كه اخضر ابراهيمي بر خلاف كوفي عنان هنوز طرحي براي حل بحران ارائه نداده است و در رايزنيها خود در تلاش است با خواستهها و مطالبات طرفهاي درگير اشنا شود تا شايد بتواند طرح بينابين ارائه دهد. اين هم ميتواند از برخي جهات مثبت و از برخي ديگر منفي باشد. از ديگر متغيرهايي كه مأموريت اخضر ابراهيمي را از مأموريت نمايندگان قبلي سازمان ملل و اتحاديه عرب متفاوت ميسازد، تحولات ميداني بحران سوريه است.
از اين ديد مأموريت اخضر ابراهيمي در مقطعي صورت ميگيرد كه همه طرحهاي براندازي كه در قالبها و پوششهاي مختلف ارائه شده بود به شكست انجاميده و در عين حال بين جناح غربي و عربي حاميان گروههاي مسلح در خصوص كم وكيف تسليح مخالفان اختلافات جدي بروز كرده است و در عين حال ارتش سوريه به موفقيتهاي اساسي در پاكسازي مناطق ناامن دست يافته است. اين در حالي است كه مأموريت كوفي عنان و محمد الدابي در زماني صورت گرفت كه در عرصه ميداني و عملياتي گروههاي مسلح تقريباً دست برتر را داشتند و به همين علت انگيزهاي براي همكاري و همياري در خصوص اجراي طرحهاي حل مسالمت آميز بحران نداشتند.
گذشته از اينها، ابتكارات منطقهاي نيز چه از سوي ايران در چارچوب تروئيكاي جنبش غير متعهدها و چه از سوي مصر در چارچوب كميته چارجانبه به مرحله اجرا در آمده است كه تا حدودي در نزديك كردن ديدگاههاي برخي از بازيگران دخيل در بحران سوريه مؤثر بوده است. بنا براين درمجموع ميتوان گفت شرايط موفقيت اخضر ابراهيمي درمقايسه با نمايندگان قبلي سازمان ملل تا حدودي بهتر شده است و موفقيت كامل وي نيز به ميزان توان وي در متقاعد كردن گروههاي مسلح و حاميان غربي و عربي آنها به تغيير رويكرد قبلي خود بستگي دارد.