کد خبر: 490973
تاریخ انتشار: ۲۲ مهر ۱۳۹۱ - ۰۶:۱۱
نظرسنجي از 516 نفر نشان مي‌دهد افراد مسن خود را 13 سال جوان‌تر مي‌دانند
دفترچه خاطرات زيادي از روزگار خوش آن پر شده است، نظم و نثرهاي فراواني به ستايش از آن نوشته شده‌اند و اغلب رابطه مستقيم با آه مسن‌ترها دارد. هنوز «ج» را نگفتي، آنها تا جواني رفته‌اند و آه و ناله‌ها را از سر گرفته‌اند.
 
جواني كجايي كه يادت به خير(!)، قدر جواني‌ات را بدان(!) و بسياري از اين جملات كليشه‌اي بارها و بارها تكرار شده‌اند تا محكم كاري شود، «جواني» گوهر است! بله، ما هم همه اينها را مي‌دانيم. اما چطور مي‌توان قدر جواني را دانست يا حس جوان بودن داشت؟ با خوردن تا مرز تركيدن؟ موقعيت آشنايي هست كه مطمئناً همه شما در آن قرار گرفته‌ايد. بدون اغراق عرض مي‌كنم. «سر سفره مشغول غذا خوردني، ريش سفيدي هم حاضر است. داري كم‌كم سير ميشي ولي تا خالي شدن ديس غذا راه زيادي در پيش است. صاحبخانه كه با ديدن ديس نيمه پر غذا احساس خطر مي‌كند، براي فرار از خوردن غذاي تكراري در روزهاي آينده، دست به حربه‌اي مي‌زند.
 
ابتدا تعارف مي‌كند كه بيشتر بكشيد. شما هم كه رعايت هيچ چيز را نكرده‌ايد و برخورد بي‌رحمانه‌اي سر سفره با معده‌تان داشته‌ايد، لبخند مي‌زنيد و با لحن «دارم مي‌تركم» دست او را رد مي‌كنيد». تلاش صاحبخانه ناموفق بود. ولي اين به معناي آن نيست كه او دست بردار است. طي يك حركت انتحاري كفگير را پر مي‌كند و جلو مي‌آورد تا بشقاب‌تان را پر كند. شما هم كه استاد اين جور موقعيت‌هاي پيش‌بيني نشده‌اي، بشقاب را سريعاً دور مي‌كني، چراكه مي‌داني گفتن «نمي‌خورم» يا «نه، مرسي، ممنون، سير سيرم» افاقه نمي‌كند. سعي مي‌كند تو را در رودربايستي قرار دهد و مي‌پرسد دوست نداشتي؟ چشمانش را ريز مي‌كند و ملتمسانه نگاهت مي‌كند. ولي ابرو بالا ميندازي و همين كافي است تا جواني‌اش را به رُخ بكشد. 

«چقدر كم غذا هستي. جوان هم جوان‌هاي قديم! ما همسن شما كه بوديم، ۳ برابرتان غذا مي‌خورديم. در كنارش نون هم مي‌خورديم. آن هم نه نون‌هاي الان كه اندازه كف دسته! نون‌‌هاي قديم خيلي بزرگ‌تر بود. دو ساعت بعد هم دو مرتبه گرسنمون مي‌شد. اصلاً بعضي وقتا سير نمي‌شديم. انقدر مي‌خورديم كه فَكمون خسته مي‌شد. من نصف تو بودم و...». خلاصه آنقدر مي‌گفت تا آخرين برنج سر سفره را هم بخوري. از نظر آنها، تو تنها در اين صورت يك جوان واقعي هستي. 

مفهوم جواني
جوان كيست؟ فردي قد بلند، چهارشانه، عضلاني، خستگي‌ناپذير با روحيه جنگندگي، دلي دارد به مانند دل شير، صدايي دارد رسا و همتي بلند؟ حالتي از ذهن است، داشتن تخيل با كيفيت، غلبه شجاعت بر بزدلي، ميل به ماجراجويي يا زياده‌خواهي است؟ يا مربوط به هيچ كدام از اينها نمي‌شود و بيشتر بحث كميت است تا كيفيت. منحصراً به بازه زماني گفته مي‌شود كه فرد در حال خروج از روزهاي كودكي و ورود به بزرگسالي است؟ اين سن را ۱۵ تا ۲۴ سالگي در نظر مي‌گيرند. ولي در اين صورت، يك فرد ۲۵ ساله ديگر جوان به حساب نخواهد آمد. شايد هم جوان بودن به هيچ يك از اينها مربوط نشود. تنها يك دل جوان بطلبد. 

يكي از مهم‌ترين مسائل در حوزه مطالعات جوانان، تقارن ظاهري بين فرآيندهاي بيولوژيكي و اجتماعي است. سن مفهومي نيست كه براي اشاره به يك واقعيت بيولوژيكي در نظر گرفته شده باشد و فرآيند جواني تا پيري، منوط به فرآيندهاي تاريخي و فرهنگي است. اگرچه سن يك فرد را مي‌توان با گذر زمان اندازه‌گيري كرد اما درك فرهنگي مراحل زندگي به روند رشد و پيري معناي اجتماعي مي‌دهد. فرآيندهاي خاص اجتماعي و سياسي چارچوبي را ارائه مي‌دهد كه در آن مفاهيم فرهنگي شكل مي‌گيرد. دوران جواني و كودكي هر كس بسته به شرايط اجتماعي، فرهنگي و سياسي او، داراي معاني مختلفي است. تجربه جوانان به طور گسترده‌اي متفاوت است و ممكن است براي برخي خيلي كم باشد. بنابراين، مفهوم جواني براي ما اهميت دارد چراكه به درك برخي از پيچيدگي‌هاي اين تغيير اجتماعي كمك مي‌كند. جواني يك مفهوم رابطه‌اي است و معناي آن تا حد زيادي به مفهوم بلوغ مربوط مي‌شود. مفهوم جواني، در حالت ايده‌آل و نهادينه شده (براي مثال در سيستم‌هاي آموزش و پرورش كشورهاي صنعتي) ورود به دوران بزرگسالي است؛ جواني يك حالت ‌است و شروع آن با آغاز دوران بلوغ است. علاوه بر اين، جوان را نبايد يك بزرگسال در نظر گرفت. بلكه به نوعي حالت تضعيف شده‌اي از آن است، آن هم در مباحث تجربي. ما مي‌گوييم هر طور خودتان حال مي‌كنيد! 

۷۰ سال كه نه، ۵۷ سالمه
بر اساس يك مطالعه جديد از دانشگاه ميشيگان و مؤسسه توسعه انساني ماكس پلانك در برلين، افراد مسن به طور متوسط حدود ۱۳ سال جوان‌تر از آنچه واقعاً هستند را احساس مي‌كنند. از ۵۱۶ نفر ۷۰ تا ۱۰۴ ساله درخواست شد تا به يك سري از سؤالات مربوط به سن جواب بدهند. اگرچه پاسخ افراد متفاوت و متنوع بود اما فاصله متوسط بين سن تقويمي و ذهني آنان ۱۳ سال بود. شركت‌كنندگاني كه سالم و فعال بودند، در مواقعي اين اختلاف را بيشتر مي‌دانستند. جكي اسميت، روانشناس در دانشگاه ميشيگان مي‌گويد ما به نحوي پير فرهنگي مي‌شويم كه در آن زندگي مي‌كنيم.
به عنوان كودك، انسان به طور معمول بزرگ‌تر از آن چيزي كه هست را احساس مي‌كند و تمايل زيادي به شركت در برنامه‌هاي افراد بزرگ‌ترها دارد ولي به سن ۲۵ تا ۳۰ سال كه مي‌رسد، معادلات به هم مي‌ريزد و او جوان‌تر از آنچه هست را احساس مي‌كند. به طور كلي، افرادي كه در سنين ۴۰ تا ۷۰ سالگي قرار دارند، ۲۰ درصد كمتر از آن چيزي كه هستند را تصور مي‌كنند. در مطالعه ديگري كه به تازگي صورت گرفته است، تمركز روي سه دهه آخر عمر انسان‌ها بود. هدف سنجش اين موضوع بود كه آيا دردهاي عضلاني و استخوان‌هاي كوفته ما را مجاب به پذيرش واقعيت سن‌مان مي‌كند يا خير؟ در اين صورت، سن ذهني و تقويمي ما يكي خواهد بود ولي نتايج باز هم نشان داد كه پيرترين افراد هم تصور جوان‌تري از خودشان دارند. دكتر اسميت عقيده دارد اين بسيار مهم است و حتي بر نحوه رفتارمان نيز تأثيرگذار است. اگر شما خودتان را پيرتر فرض كنيد، احتمالاً همانگونه هم برخورد خواهيد كرد. اگرچه همه ما در سنين بالاتر احساس جوان‌تري از خودمان خواهيم داشت اما تجربه نشان داده است كه روند پيري را انكار نمي‌كنيم. طي اين مطالعه كه شش سال به طول انجاميد، از افراد در بازه‌هاي مختلف زماني سن‌شان را پرسيدند. مشاهدات نشان داد نزديك‌تر شدن به مرگ و احساس ضعف، اختلاف بين سن تقويمي و ذهني خود را كم مي‌كند. دكتر اسميت مي‌گويد اين براي مسن‌ترها خوب است كه جوان‌تر باشند چون احساس اميد و تندرستي را به آنان مي‌دهد.
منابع:
www. blogs. nytimes. com
www. allenandunwin. com
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها