
از رئيسجمهور گرفته تا اجراي برنامهها و مانورها در بخشهاي مختلف براي مقابله با حوادث احتمالي اما چرا با وجود اهميت دادن به اين روز و با خبر بودن از اينكه كشور ايران در معرض چندين بلاياي طبيعي و غيرطبيعي قرار دارد باز هم نميتوانيم كاري انجام دهيم؟!
زلزله و خطر وقوع سيل و حوادث بافتهاي فرسوده غولي شده است كه هر آن اگر اين غولها بيدار شوند، بايد منتظر مصيبتهاي فراواني باشيم!
حوادث ناگوار جان و مال مردم را تهديد ميكند ولي كسي پاسخگو نيست. در روز نمادين بلاياي طبيعي همه مسئول هستند و اظهارنظر ميكنند ولي كسي پاسخگوي كمكاريها و كوتاهيها نيست و اين مردم هستند كه در بخشهاي آسيب ديده بايد تاوان ندانمكاري برخي مسئولان را بدهند. جلسات ستادهاي مديريت بحران در بخشهاي مختلف برگزار ميشود ولي خروجي اين جلسات چيست؟ تكرار و تكرار حرفها و وعدههاي گذشته. كسي كاري انجام نميدهد. دل خوش كردهايم به جلسات ستادهاي مديريت بحران و تصميمات اعضاي آن! جلسات مديريت بحران جز در موارد اندك جدي گرفته نميشود. در برخي از اين جلسات كه با هزينههاي بسيار تشكيل ميشود، نه تنها از اعضاي اصلي آن كه از برنامهها و مصوبات با خبر هستند خبري نيست بلكه جانشينها به نمايندگي فقط براي پر كردن صندليهاي جلسات بحران شركت ميكنند هر چند نميتوان اين نگاه را براي تمامي جلسات بحران در نظر گرفت اما بسياري از جلسات بحران كه بايد براساس برنامههاي زمانبندي شده تشكيل شوند و مصوبات دورههاي گذشته را پيگيري كنند فقط به صورت شكلي تشكيل ميشوند. نبود اطلاعات كافي از روند جلسات، حضور افرادغيرمتخصص و غيركارشناس و تصميمگيريهاي حبابي براي از سر باز كردن مسئوليت نمونهاي از آفتهاي برخي جلسات ستادهاي مديريت بحران است كه همچنان نيز تشكيل ميشود. نبود نظارت دقيق و ارزيابي از روند جلسات و نتايج آن و سرسري گرفتن جلسات مديريت بحران، سبب شده است تا اين جلسات در اكثر اوقات، خود نيازمند رفع بحران باشد!
در كشور ما، به رغم تهديدات حوادث مختلف، تنها موضوعي كه جدي گرفته نميشود همين توجه و اهتمام به اين موضوع است كه شايد همين الان، حادثهاي پيش آيد. اگر كمي نگاه واقعبينانهتري به روند آموزش براي مقابله و كاهش حوادث داشته باشيم مشاهده ميشود كه چقدر در برابر حوادث آماده هستيم!
در كشور ما حوادث خبر ميكند و اين ما هستيم كه بيخبر از همه جا دل خوش كردهايم به اقدامات پيش پا افتاده كه شايد مشكلي را حل كنند. همه ديگران را مسئول ميدانند ولي براي خود وظيفهاي در نظر نگرفتهاند.
براين اساس نبايد فراموش كرد كه در زمان وقوع حوادث اين مردم هستند كه در صحنه حاضرند و بايد علاوه بر اينكه به خود و خانواده خود ياري رسانند به كمك همنوعانشان نيز بشتابند.
آموزش و اطلاعرساني در جايگاه بالايي در مقابله و كاهش خسارت جاني و مالي قرار دارد ولي متأسفانه مراكز عمومي اطلاعرساني همچون صدا و سيما و دستگاههاي متولي چه كاري كردهاند؟ نوع برنامههاي ارائه شده يا از محتوا و جذابيت خاصي برخوردار نيست تا مخاطبان را جذب كند يا به صورت غيرحرفهاي توليد ميشود كه اصلاً مورد توجه قرار نميگيرد. به عنوان مثال در بخش سيما برنامهها و مسابقات بسيار با هزينههاي گزافي توليد ميشود ولي در بحث حوادث و مديريت بحران و آمادگي و اطلاعرساني بهرغم وجود ظرفيتهاي فراوان كار حساب شدهاي انجام نميشود.
در بسياري از حوزههاي كاري دستگاههاي مختلف، رعايت مسائل ايمني اولويت آخري است كه به آن توجه ميشود؛ آن هم براي خالي نبودن عريضه.