
آمار ثبت شده در سازمان پزشكي قانوني نشان ميدهد سال گذشته ۶۲۹ هزار و ۳۶ نفر بعد از درگيري به پزشكي قانوني مراجعه كردهاند. در خبر مربوط به مردادماه سال گذشته اين سازمان اعلام كرد بيش از ۵ ميليون پرونده نزاع در ۱۰ سال اخير تشكيل شده است. بر اساس پروندههاي ارجاعي به سازمان پزشكي قانوني در دهه ۸۰ (۱۳۸۰ تا ۱۳۸۹)، ۱۱ هزار و ۱۱۹ نفر بر اثر اصابت سلاح سرد جان خود را از دست دادهاند كه به طور متوسط در هر سال هزار و ۱۱۹ نفر با اين نوع سلاح كشته شدهاند. نظر به اهميت موضوع، «جوان» تلاش ميكند در گفتوگو با كارشناسان اين موضوع را بازكاوي نمايد. دومين بخش از اين گفتار، گفتوگو با قاضي محمدسلطان همتيار، رئيس شعبه ۱۱۳ دادگاه كيفري استان تهران است.
جناب آقاي همتيار! شما در طول ۳۰ سال گذشته به پروندههاي جنايي بسياري رسيدگي كردهايد. موضوع برخي از اين پروندهها نيز نزاعهاي خياباني بوده كه به قتل يا معلوليت طرفين منجر شده است. پرسش اين است كه چه انگيزههايي باعث بروز نزاع ميشود؟ افراد جامعه باهم تفاوت داشته و شخصيتهاي متفاوتي هم دارند. هر شخصي داراي بينش و شخصيت مخصوص به خود است و وضعيت اخلاقي، حسي و روحي خاصي دارد، از همين رو ممكن است عوامل مختلفي روي وضعيت شخصي و روحي فرد تأثيرگذار باشد. فردي كه عصبيمزاج است يا به نوعي بيماري مبتلاست كه هنگام مواجهه با يك مشكل كوچك، عصباني ميشود و از كوره در ميرود، ممكن است حركات غيرمتعارفي از خود نشان دهد، در مواردي ممكن است يك برخورد ساده منجر به خشونت و حتي درگيري شود كه با ميانجيگري ديگران ختم به خير ميشود، اما مواردي نيز وجود دارد كه افراد از لوازم و آلات ضرب و جرح مثل چاقو استفاده كرده و صدماتي را با استفاده از اين ادوات به فرد مقابل وارد ميكنند كه منجر به نتايج خطرناك و غيرقابل جبران مثل قتل و نقص عضو ميشود. اينها عوامل خاص و ويژهاي نيست، ولي ميشود پيشگيري يا حداقل زمينه به وجود آمدن اين حادثه را در جامعه كم كرد يا حتي از بين برد، اين كار با آموزشها و ارتقاي سطح فرهنگ خانوادهها و. . . امكانپذير است. در كنار اين موضوع ميتوان گفت فشردگي جمعيت و ضعف فرهنگي، هر يك به نوعي ميتواند زمينهساز بروز نزاعهاي خياباني باشد.
به باور شما چه قشري بيش از همه در نزاعهاي خياباني درگير ميشوند؟ جوانان. در دوران جواني به دليل اقتضاي سن، خواه ناخواه شور و هيجان و پتانسيل نهفتهاي در افراد وجود دارد كه بايد به نحوي تخليه شود. بعضي افراد راه صحيح تخليه انرژي نهفته خود را در پيش ميگيرند، مثل ورزش كردن تا انرژي سرشاري كه در آنها وجود دارد را از اين طريق مهار كنند كه اين امر منجر به موفقيتهاي فراواني برايشان ميشود. گاهي اوقات ممكن است بر اثر ضعف فرهنگي، اعتقادي و محيط ناسالمي كه افراد در آن قرار ميگيرند، اين زمينه به وجود بياورد كه جوانان بيشتر در معرض مشكلات قرار بگيرند اينها خود عواملي هستند كه منجر به فشارهاي روحي و رواني زيادي در افراد ميشوند، اين موضوع به صورتهاي مختلف مانند درگيريهاي خياباني و. . . خود را نشان ميدهد.
شما ضعف فرهنگي را از دلايل بروز اين آسيب برشمرديد. آيا ميتوان گفت كه افراد تحصيلكرده كمتر درگير نزاع ميشوند؟ صراحتاً در قرآن آمده است: هل يستوي الذين يعلمون والذين لايعلمون« آيا آنهايي كه ميدانند با آنهايي كه نميدانند، برابرند؟»يقيناً اينطور نيست. آنهايي كه تحصيلات بالاتري دارند و از سطح معلومات بالاتري برخوردارند، يقيناً در حركات و كارهايشان تفكر بيشتري ميكنند، از آموزههاي بهتري بهره ميگيرند و راه صحيحتري را انتخاب ميكنند، اين امر پوشيدهاي نيست اما نميتوان به همه موارد تعميم داد.
قانون مجازات اسلامي براي افرادي كه درگير نزاع هستند، مجازاتهايي متناسب با نوع جرمي كه مرتكب ميشوند پيشبيني كرده است. آيا با تشديد مجازات ميتوان از بروز جرم جلوگيري كرد؟ بنده به عنوان يك قاضي مسلمان معتقدم قوانين جزايي ما چون مبتني بر فقه شيعه و برگرفته از متن احكام قرآن ميباشد، كامل است، البته بهره بردن از برخي قوانين كه تكميلكننده و مكمل باشد به ويژه در امور تعزيرات ميتواند تأثيرگذار باشد، كما اينكه اخيراً كارهايي هم در اين باره انجام شده است. ما در كنار حفظ اعتقادات و اصولمان ميتوانيم از قوانيني كه مغايرت با شرع نداشته باشد و در دنيا مورد بهرهبرداري قرار گرفته باشد، استفاده كنيم. به نظر بنده از نظر قوانين مشكلي نداريم، حال اينكه قوانين به كار گرفته ميشوند يا خير، بحث جداگانهاي است. ما در قانون، بحث شدت عمل نداريم. هر جايي كه به قانون عمل شود، نتيجه مثبت خواهيم ديد. قانون براي همه است. مطمئن باشيد اگر عدالت در جامعه حاكم باشد، خشونت بين افراد بروز نميكند. همين كه قانون عملي شود كفايت ميكند، براي عمل به قانون قاطعيت لازم است؛ قاطعيت در عين عدالت.
برخي پايين بودن آستانه تحمل افراد را دليلي براي بروز نزاعهاي خياباني ميدانند. اگر در اين امر با آنها همداستان شويم، آيا اين مهم ميتواند با محيط خانواده و محيط زندگي در ارتباط باشد؟ هيچ چيز مطلقي وجود ندارد و اين مسائل و مشكلات نيز نسبي است. يكي از عواملي كه در پرورش و تربيت افراد مؤثر ميباشد، محيط زندگي است. من معتقدم بيش از ۵۰ درصد شخصيت انسانها در خانواده شكل ميگيرد. پدر و مادرها بايد در مورد تربيت فرزندان نهايت توجه را داشته باشند و به اين موضوع آگاه باشند كه در شكلگيري شخصيت هر كس، محيط زندگي و محيط خانواده از عواملي هستند كه فرد را به اوج يا به فرود ميرسانند.