
درسال ۱۹۱۹ ژنرال گورو فرمانده سپاه فرانسه در خاورميانه در حضور فرماندهان و افسران لشكرش و در مقابل قبر صلاحالدين ايوبي (فرمانده مسلمان و شكستدهنده صليبيها) ايستاد و عربدهكشان فرياد زد «صلاح الدين! ما باز هم آمديم!» و اكنون با گذشت يك قرن از آن زمان هنوز اين كينه و تعصب خاموش نشده و آتش آن از قلم سلمان رشدي، دوربين سام باسيل يا بر روي كاغذ روزنامه يولند يوستين شعله ميكشد... گفتوگوي ما را با دكتر كيومرث جهانگير كارشناس علوم سياسي، پيرامون شيوههاي حقوقي و سياسي برخورد با ماجراي اهانت به پيامبر(ص) بخوانيد.
در دو سه هفته گذشته مسلمانان خشم خود را به دليل اهانت به ساحت مقدس حضرت رسول اكرم توسط يك فيلمساز صهيونيست در امريكا نشان دادند. با توجه به پيشينهاي كه در اين خصوص سراغ داريم نسبت به اين گونه هجمهها آيا اين روش كاربرد دارد يا اينكه مسلمانان براي اعتراض كه اولينبار نيست و قطعاً نيز آخرينبار هم نخواهد بود روش ديگري را برگزينند؟ چند روش براي اين مسئله وجود دارد؛ يكي از اين روشها دموكراسيون يا راهپيمايي بدون خشونت است كه براي بيان ميزان ناراحتي و اعتراض است؛ روش ديگر نيز اعتراض در قالب تشكلهاست، يعني كارهاي حقوقي كرده و از كساني كه اين توهين را كردند شكايت و نيز اعاده حيثيت كنند، يعني افراد توهينكننده در محاكم قضايي محاكمه شوند، روش بعدي نيز اينكه مراجع داخلي در كشورهاي مسلمان با تصويب قوانين خاص در مجالس خود و فرستادن آن به قوه مجريه و قوه قضاييه و بعد در مجامع حقوقي بينالمللي و نيز سياسي مطرح و سپس رسيدگي كنند. مجامع حقوقي مانند دادگاه لاهه و مجامع سياسي نيز مانند سازمان ملل متحد و مجمع عمومي سازمان يا شوراي امنيت يا هر مرجع سياسي بينالمللي. يعني به طور كلي در كشورهاي مسلمان قوانين مدون داخلي يا خارجي تصويب كنند و اين مسائل را به صورت رسمي و نيز بينالمللي پيگيري كنند.حكومتهاي اسلامي بايد به اين روشها درخواستهاي خود را مطرح و شديداً آنها را پيگيري كنند.
از سوي ديگر غير از مواردي كه گفته شد نهادهاي مدني هستند كه اين نهادها مراجع دولتي هستند كه مسلمانان در اين نهادها از طريق قانوني اين مسائل را پيگيري و نيز اقدام ميكنند و اين پيگيري بايد آنقدر مستمر باشد كه از دولتها به خوبي به نتيجه برسد. از طرف ديگر و روش ديگر اين است كه حقوقدانان مسلمان يا نهادهاي حقوقي مسلمان از طريق نهادهاي حقوقي مختلف اين موارد را به صورت حقوقي در مجامع حقوقي با اعلام جرم عليه اين افراد پيگيري كنند.
اما مسئلهاي كه در اين زمينه وجود دارد اين است كه در قوانين بينالمللي مصوب شده هيچ قانوني مبني بر اينكه توهينكنندگان به اديان مجازات ميشوند يعني در اين خصوص هيچ قانون مدوني وجود ندارد در قوانين بينالمللي بنابراين چگونه اين مسئله در سطح بينالمللي به صورت حقوقي قابل پيگيري است؟ توهين به افراد در تمام قوانين حقوقي درج شده و يك عنوان مجرمانه است، هر فردي در قبال توهين به خود اعاده حيثيت ميكند، حال اينكه پيامبري كه بيش از يك ميليارد پيرو و دوستدار دارد و از يك مقام قدسي برخوردار است مورد توهين قرار ميگيرد شخصي وي را مورد بياحترامي قرار دهد قطعاً از سوي پيروان و نيز دوستدارانش شخص هتاك بايد مورد بازخواست قرار بگيرد، پس بايد براساس روشهاي بالا مسلمانان اين مسئله را به صورت رسمي مورد پيگيري قرار دهند.
روش ديگري نيز براي پيگيري از اين مسئله وجود دارد كه آن هم پيگيري NGO يا نهادهاي مردمنهاد است. در واقع بايد مسلمانان با يك هجمه بزرگ براي پيگيري اين مسئله اقدام كنند. احزاب مسلمان نيز به راحتي ميتوانند براي اين مسئله اقدام كنند.
اين اتفاقات هرازگاهي معمولاً نيز از سوي صهيونيستها اتفاق ميافتد مانند آتش زدن قرآن از سوي كشيش مسيحي يا نوشتن كتابهايي چون آيات شيطاني كه هر ازگاهي اتفاق ميافتد كه يا مستقيم از سوي صهيونيستها صورت ميگيرد يا با حمايت آنها، اما نكته مهم در اين موضوع اين است كه اين اتفاقات در برهههاي زماني خاص اتفاق ميافتد، اكنون سوريه بعد از فلسطين مهمترين موضوع جهان اسلام است، آيا اين اتفاق معطوف كردن توجهات از اين مسئله به سمت اهانت به پيامبر است براي رسيدن به مقاصد خود يا نه ارتباطي به اين مسئله ندارد؟ مسئلهاي را بايد در اين خصوص بيان كنم كه بسيار حائز اهميت است، اگر ما ميلياردها تومان هزينه ميكرديم نميتوانستيم به اين راحتي اين همه مسلمان را بسيج و متحد كنيم عليه يك دشمن واحد كه همان امريكاست؛ در اين مسئله مسلمانان پرچم امريكا را آتش زدند و اين چيزي است كه امريكا از آن وحشت دارد و اين همان مصداق دعاي معروف است كه خدايا دشمنان ما را از ميان احمقها قرار بده و اين بزرگترين ضربهاي بود كه به واسطه حماقت سردمدارانشان به آنها وارد شد.
غرب و نيز به تبع آن صهيونيستها در قضيه بيداري اسلامي ضربهاي مهلك از انقلاب اسلامي خوردند كه تمام اين برخوردها حركات تدافعي است، الغريق يتشبث بكل حشيش، حسني مبارك در مصر كه سالها با حمايت اين قدرتها حكومت ميكرد خيالش راحت بود كه هيچ بادي و توفاني او را حركت نميدهد. حسني مبارك بعد از سادات و نيز قرارداد كمپ ديويد به عنوان يك فرد وابسته در مصر حكومت ميكرد وحتي بعدها رئيس غيرمتعهدها هم شد! و جنبش عدم تعهد در اين شرايط كاملاً خنثي فعاليت ميكرد، بايد ديد كه در مصر بعد از اين همه سال چه اتفاقي افتاد كه مصر چنان زير و رو ميشود كه حسني مبارك از حكومت ساقط و سپس محاكمه ميشود. در جريان تغيير حكومت در مصر مردم به تأسي از ايران اسلامي در زمان انقلاب با دست خالي شعار دادند و جلوي توپ و مسلسل ايستادند و نماز جماعت ميخوانند و اين عيناً مانند دوران انقلاب اسلامي است به طوري كه مانند دوران انقلاب اسلامي مردم در ايران به سمت ميدان آزادي ميرفتند در مصر به سمت ميدان التحرير ميرفتند كه التحرير به فارسي يعني آزادي و اين معجزهاي است كه در اين قرن اتفاق افتاد.
انقلاب اسلامي به همه مسلمانان جهان و مسلماناني كه حتي اجازه برگزاري نماز جماعت را در كشورهاي خود نداشتند يعني حتي اجازه اجراي شعائر ديني خود را نيز نداشتند هويت و قدرت داد و اين مسئله تنها در خاورميانه نبود، اين موج از دهه ۹۰ در تركيه اتفاق افتاد.
بعد از جنگ جهاني اول، غرب ارتش تركيه را تحت اختيار خود قرار داد و سپس براي اينكه صداي اسلام در اين كشورها بلند نشود شعار مدرنيزاسيون كردن حكومت را سر دادند كه تعبير آنها اين بود كه به هيچ مذهبي تعلق نداشته باشد.
كشوري كه ۹۹ درصد جمعيت آن را مسلمانان تشكيل ميدهند وقتي شعار عدم تعلق به هيچ مذهبي را سر ميدهند و حكومتي سكولار و لائيك را براي اين كشور تعيين ميكنند به معناي اين است كه اسلام بايد كنار گذاشته شود و ديديم كه قبل از روي كار آمدن اسلامگراها تمام دولتها در تركيه لائيك و اين روش نيز به شدت مورد حمايت ارتش تركيه بود. بعد از روي كار آمدن اسلامگراها در تركيه ارتش كه حامي سكولاريزم در اين كشور بود بلافاصله با كودتايي نرم نجمالدين اربكان منتخب مردم مسلمان را ساقط كردند.
به نظر ميرسد كه اين برخوردها نشان از كينهاي ديرينه از مسلمانان دارد يعني ريشه در تاريخ...
بعد از جنگ جهاني اول فرمانده لژيون فرانسوي وقتي مسلمانان را مغلوب كرد رفت سر قبر صلاحالدين ايوبي و شمشير خود را بر سر قبر وي زد و گفت ديدي كه انتقام گرفتيم! و اين در حالي است كه در تاريخ آمده در جنگهاي صليبي كه آغازكننده آن خود مسيحيان بودند مسلمانان شكست سختي را به مسيحيان وارد كرده بودند و اين كينه تا قرن بيستم ادامه داشته به گونهاي كه با تعصب برخورد ميكردند.
شعار دموكراسي از سوي كشورهايي كه ادعاي آن را دارند با توجه به مرور تاريخ و نيز آنچه اتفاق ميافتد نشان ميدهد كه فقط شعار است و اين كشورها متعصبترين حكومتها را دارند. به عنوان مثال تظاهرات در فرانسه از سوي دولت اين كشور ممنوع شده است! و اين شعارها فقط نمايش براي كشورهاي پيراموني است. با مرور تاريخ به خوبي ميبينيم كه كشور فرانسه به عنوان مهد دموكراسي در جهان چگونه در مستعمرات خود يعني الجزاير يا تونس مسلمانان را كشته است و سالها بر اين كشورها حكومت كرده است. اين تعصبات ريشه تاريخي دارند و گويي هرازگاهي سر باز ميكنند و فقط شعارهاي رنگارنگ حقوق بشري سر ميدهند. اين كشورها با اين شعارها هالهاي درست ميكنند كه بسيار هم زيباست اما در پس اين هاله بزرگترين جنايات را عليه بشريت مرتكب ميشوند كه اهانت به اديان ديگر و نيز تحريك احساسات مذهبي آنها يكي از اين روشهاست.
در طول تاريخ بيشترين اهانت و نيز خيانت و جنايت از سوي صهيونيستها و يهودياني اتفاق افتاده است كه پيروان واقعي موسي نيستند و از دين تحريف شدهاي كه براساس منويات مادي خود نوشتهاند پيروي ميكنند، كمااينكه در صدر اسلام نيز شاهد اين شيطنتها از سوي آنها بودهايم... متأسفانه قوم بنياسرائيل از ابتداي تاريخ يعني از زمان حضرت موسي هم بناي ناسازگاري و نيز خيانت را داشتند، هنگامي كه حضرت موسي به طور رفت و بازگشت با گوساله سامري مواجه شد كه اين قوم آن را ميپرستيدند. در دنيا معروف است كه يهوديان صهيونيست ماديپرستند و در سطح دنيا نيز سرمايه در تمام بخشها در دست صهيونيستهاي يهودي است. در امريكا جناح جمهوريخواه كه بسيار خشن و متعصب هستند صاحبان تسليحات در جهان هستند و با روشن كردن آتش جنگ در دنيا اين اسلحهها را در اين كشورها به فروش ميرسانند و اكثراً نيز صهيونيستهاي يهودي هستند. اين گروه دنيا را براي پول بيشتر ميچرخانند و براي رسيدن به اين هدف نيز از هيچ جنايتي رويگردان نيستند. بايد به طور كلي گفت كه مراكز قدرت جهاني چه سياسي و چه اقتصادي در دست اين گروه است كه توانايي جابهجايي قدرتها را دارند و به تعبير حضرت امام شيطان بزرگ اين اسرائيل و نيز صهيونيستهاي يهودي هستند.