اين اولين باري نبود كه دكتر احمدينژاد جملاتي با اين مفهوم را تكرار ميكردند: «يك عده تصميم ميگيرند و بعد تبعات منفي آن را بر گردن دولت مياندازند و وقتي كار خوبي ميشود همه خود را سهيم ميدانند» و«اين كه همه كاسه، كوزهها را سر يك نفر و يا دولت بشكنيم درست نيست»، «بالاخره تحريم هستيم و دشمنان در حال تحريم نفت و شبكه بانكي هستند»، «دولت شبانهروزي در حال كار هستند و تلاش ميكنند.»، «بازي با عدد»يا «يك اس ام اس در روز جمعه درباره ارز و دلار و. . . . ».
اين موارد پاسخ به سؤالات متعدد خبرنگاران درباره نرخ ارز بود كه به انحاي مختلف عنوان شد اما واقعيت اين است كه تمامي پاسخها نوعي فرافكني و مظلومنمايي بود و هيچ كدام نافي وظيفه دولت در كنترل بازار و نقش اجرايي دولت بر اساس قانون اساسي نيست.
حتي اگر قوه قضائيه هم در اين حوزه مسئول بوده و از طريق قوه قهريه در اينباره در حال فعاليت است و اين فعاليت كافي نباشد. حتي اگر قوه مقننه نيز بايد طرحها و قوانين مرتبط را ارائه ميكرده اما نكرده است.
لازم به يادآوري به رئيسجمهور محترم است كه ما اگر ميخواهيم در جنگ اقتصادي موفق باشيم و با تحريمها مقابله كنيم بايد نخست واقعنگر باشيم و در مرحله بعد برنامه و راهكار ارائه بدهيم، برنامهاي كه كارايي لازم را داشته باشد و در اقتصاد نيز اثرات مثبتي بر جاي بگذارد نه اينكه با يك اساماس برهم بريزد. بايد برنامهاي داشته باشيم كه عمليات رواني تحميل شده بر برنامههاي دولتي را خنثي كند. نه اينكه طي ماههاي اخير تنها ابتكار درز كرده از سوي دولت يارانه ارزي يا بورس ارز باشد كه حتي زمزمه آنها منجر به بالا رفتن قيمتها باشد. نه اينكه پاسخ خود را معطوف به اين بكنيم كه اين ناتواني در كنترل قيمتها در بازارهاي ارز اثر تحريمها است. آيا وقتي بازار قيمت مرغ، نهادههاي دام بر هم خوردهم اثر تحريمها بود يا بيبرنامگي و نداشتن حتي آمار نياز جامعه به مواد غذايي و نهادههاي دامي از سوي دستگاههاي دولتي؟
همچنين رئيسجمهور محترم بايد بداند كه اعلام افزايش قيمت ارز از سوي رسانهها اگر عمليات رواني برهم زننده بازارها ست تأكيد چندين باره رئيسجمهور مبني بر آثار تحريم در پاسخ به سؤال خبرنگار خارجي كه تحليل رسانههاي دشمن را تكرار كرد و گفت: امريكاييها نوسانات را نشان اثرگذاري تحريمها عنوان كردهاند نيز ميتواند قطعهاي بزرگ از پروژه اثرگذاري تحريم بر مردم به شمار رود؟
رئيسجمهور روز گذشته تمام تلاش خود را انجام داد تا خود و تيم اقتصادياش را بري از اشتباه و در كنار مردم بداند در حالي كه ساير دستگاهها همراه با دشمنان در حال ايجاد خلل در اقتصاد هستند اما بد نيست يادآوري شود كه اگر مردم و دلالان و كساني كه نقدينگي به دست به بازارهايي همچون ارز هجوم ميآورند، نتيجه ناكارآمدي ساير سياستهاي اتخاذ شده است كه دستكم اگر طراح آن دولت نبوده، اجراي آن برعهده دولت بوده و اكنون بخش توليد، بانك، اوراق مشاركت، مسكن و. . . را كم جاذبه كرده است.
البته رئيسجمهور محترم نابساماني در بازار ارز را يك شبه عنوان نكرده و به درستي به آن اشاره كردند. اما نگفتند كه چرا نتوانستند طي هفت سال اخير و در زمان اجراي هدفمند كردن يارانهها، هزار ميليارد توماني را به توليد هدايت كنند و چرا طي اين سالها كارشناسان اقتصادي دولت نتوانستند اين روند را اصلاح كنند.
شايد بهتر باشد كه رئيسجمهور به اين سؤال پاسخ دهند كه چقدر دولت پول نفت و فرصت ميخواهد تا طرحهاي دولت نتيجه داده و جاذبه سرمايهگذاري در توليد بيشتر از بازارهاي واردات، دلالي، ارز طلا و... شود؟
آيا «فعلاً مردم مراجعه نكنن به بازار و ست آشپزخانه فلان كشور را فعلاً نخرند» ميتواند نماد برنامه دولت باشد و عمل به آن بازار ارز را آرام خواهد كرد و يا بايد طرحهاي علمي – اقتصادي حاصل جمع خردمندان حوزه اقتصادي را در دستور كار قرار داد؟
و نكته آخر اينكه: ميگويند فردي در حال اره كردن و بريدن درختان بوده و سخت مشغول كار بوده است. شخصي به او ميرسد و ميگويد: لااقل اره خود را تيز كنيد و او در جواب ميگويد: فرصت ندارم و بسيار كار ميكنم!
آيا كسي كه به او پيشنهاد داده خاطي است يا دلسوز؟