قرن حاضر، عصر قرباني كردن محيط زيست بشري به پاي توسعه است. در كشور ما نيز محيط زيست قرباني ميشود، اما نه براي توسعه، شايد بهتر باشد بگوييم محيط زيست در كشور ما هدر ميرود.
در طول اين سالها كه توسعه وارد ادبيات جوامع از جمله جامعه ما شده مدلهاي بيشماري از مناسبات اقتصادي، اجتماعي و سياسي آمدند تا هجوم آن را بر محيط زيست تعديل كنند. ۱۶۳ كشور براي اينكه اهميت حوزه محيط زيست را در عصر مدرنيته به خود يادآور شوند، محيط زيست را در حد وزارتخانه تعريف كردهاند و ۲۳ كشور ديگر در حد سازمان براي آن در مديريت كلان خود جايگاهي در نظر گرفتند. توسعه را فرآيندي طولاني مدت، مشاركتي و تركيبي ميدانند كه بر بستر زيست محيطي گسترده است.
كشور ما نيز جزو ۲۳ كشوري است كه براي حفاظت از محيط زيست در برابر تهاجمات نرم و سخت توسعهاي، سازماني را ايجاد كرده به كمك قوانين موجود و به اعتبار جايگاه معاونت رياست جمهوري كه سرپرستي اين سازمان را بر عهده دارد، به مقابله با عوامل مخرب محيط زيست برود.
اما چالشهاي زيست محيطي موجود در سالهاي اخير كه هر كدام به طور جداگانه به بحراني ملي تبديل شدهاند، نشان ميدهند كه اين سازمان در اقدامات خود موفق عمل نكرده است. يكي از مشكلات اين سازمان نگاه از بالا به پايين آن به موضوعات و مسائل زيستمحيطي است كه آن را از بدنه جامعه و كارشناسان محيطزيست جدا كرده است. از طرفي بايستيهاي اين سازمان در جلوگيري از اقدامات بعضي از سازمانها در تخريب محيط زيست حاكي از آن است كه متوليان سازمان هنوز در مورد آنچه رسانهها از آنها به عنوان بحران ياد ميكنند، ترديد دارند و گاهي حتي با اهداف توسعهاي ساير سازمانها و نهادها عليه محيط زيست طبيعي و انساني همراه ميشوند.
اعلام خبر توليد برنامه ۹۰ محيط زيستي به نقل از رئيس سازمان حفاظت محيط زيست، در چنين فضايي كه جامعه در چالش با بحرانهاي
زيست محيطي تنها مانده و سازمان حفاظت محيط زيست در مديريت اين بحرانها در مقام انفعال قرار گرفته، خبر از اين ميدهد كه اين سازمان يك گام از منتقدين جلوتر برداشته است.
پيشترها براي اينكه كاري صورت بگيرد و بماند، موضوعش را رسانهاي ميكردند. اين روزها اما براي اينكه موضوعي مورد توجه قرار بگيرد و از مهجوريت خارج شود، برايش يك دست برنامه ۹۰ ميسازند و با جوسازي بر موج صدا و تصوير، فضا را آنطور كه ميخواهند مديريت ميكنند. برنامه پر سر و صداي ۹۰ ورزشي كه توانست پشت پردههاي آسيبهاي متوجه ورزش فوتبال را به قضاوت مخاطبان خود بگذارد، الگويي شده براي رونمايي از پشت پرده ها. بعد از ۹۰ ورزشي و ۹۰ سينمايي ظاهراً سومين ۹۰، ۹۰ محيطزيستي خواهد بود. به راستي محمدي زاده يا كارشناساني كه به سفارش سازمان وي در ۹۰ محيطزيستي جلوي دوربين ميروند، از دستهاي پشت پرده در شكلگيري كدام بحران خواهند گفت؟
۱- آيا محيط زيست در اين برنامه كمكاريهاي خود را در حوزههاي زيست محيطي به چالش خواهد كشيد؟
۲- آيا اين برنامه به اينكه چرا در موضوع جنگل ناهارخوران كوتاه آمده است و اظهار نظراتش از موضع انفعال است، پاسخ خواهد داد؟
۳- آيا در مورد درياچه اروميه جواب متقني نه به مخاطبين امروز كه به تاريخ خواهد داد؟
۴- آيا علل خشكي تالابهاي كشور بررسي ميشوند؟
۵- آيا زيستبومهاي تخريب شده كشور به كمك افشاگريهاي اين برنامه احيا ميشوند؟
۶- آيا در گرد و غبار و ريزگردها هم دستي پشت پرده است؟
۷- آيا اين برنامه نقشي براي مبارزه با آلودگي هوا و داستان مهپاشها براي محيط زيست در نظر ميگيرد؟
۸- آيا ميتواند مقاومت صنايع آلاينده را در برابر ترك شهرهاي بزرگ بشكند؟
و سؤال مهمتر اينكه سياست ساخت اين برنامه دست پيش سازمان است يا واقعاً دغدغهاي براي حفاظت جديتر از محيط زيست در آن شكل گرفته است؟