کد خبر: 488843
تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۹۱ - ۱۰:۰۴
 بازي صالحي در سريال «بيدار باش» به كارگرداني احمد كاوري و همزماني پخش اين سريال با هفته دفاع مقدس بهانه‌اي براي مصاحبت با اين بازيگر محبوب و مردمي شد تا در اين رهگذر از حواشي، پيش‌داوري‌ها و جبهه‌گيري‌هاي ناحقي كه در ابتدا در مورد اين سريال صورت گرفته بود بپرسيم. مجيد صالحي در سريال بيدار باش گذشته از ايفاي نقش «گرزين به گزين» مسئوليت مشاور كارگردان را به عهده داشت از همين رو برخلاف رسم معمول در مورد نقش و كار فني در سريال كمتر پرسيديم و بيشتر به حاشيه‌هاي بازدارنده و مخربي كه در مورد سريال بيدار باش رسانه‌اي شده بود، پرداختيم.

آقاي صالحي در گفت‌وگوهايي كه روزنامه «جوان» با كارگردان و بازيگران سريال «بيدار باش» ترتيب داده بود، همه دوستان متفق‌القول از همكاري صميمانه شما در پشت دوربين و مشاوره‌هايتان به كارگردان سريال مي‌گفتند. اين همكاري چطور و براي چه صورت گرفت؟ 

من در ابتدا لازم مي‌دانم كه يك تشكر ويژه از آقاي احمد كاوري به عنوان كارگردان كار بكنم كه لطف داشته‌اند و هر جا كه نشسته‌اند گفته‌اند مجيد صالحي براي اين كار زحمت كشيده، بعد از گروه بازيگران سريال كه جا به جا از كمك كردن و همكاري من گفته‌اند. من معمولاً‌ در هر كاري كه حضور داشته باشم تا آنجايي كه سوادم اجازه دهد كمك مي‌كنم، به اين اميد كه من هم در كيفيت كار سهم كوچكي داشته باشم، خواه كارگردان كار من باشم يا آقاي كاوري يا هر عزيز ديگري، چون همه ما كار مي‌كنيم و همه ما در كار يك هدف مشترك داريم؛ هدفي كه در رساندن و انتقال پيام به مخاطب معني مي‌شود. از آنجايي كه من ارادت ويژه‌اي به مردم و مخاطب كاري دارم كه در آن حضور دارم، نمي‌توانم به راحتي از كنار يكسري از مسائل بگذرم، به خاطر همين آنچه در توان دارم را صادقانه وسط مي‌گذارم. 

آنطور كه ما شنيده‌ايم شما علاقه خاصي به كارهاي دفاع مقدسي داريد، با اين وجود انرژي‌اي كه براي سريال بيدار باش گذاشته‌ايد به اين علاقه‌مندي مرتبط مي‌شود؟ 

بله. قطعاً همين طور است، چون اين كار يك كار دفاع مقدسي بود و من همانطور كه شما اشاره كرديد، علاقه ويژه‌اي به كارهاي دفاع مقدسي دارم، نه به جنگ، به دفاع مقدس، چون ما ايراني‌ها جنگ را دوست نداريم اما زماني كه يكي بخواهد به خاك كشورمان تعرض كند، جان و هستي‌مان را براي دفاع مي‌گذاريم تا از اين آب و خاك و وطن دفاع كنيم، براي همين من ارادت ويژه‌اي به هشت سال دفاع مقدس و آدم‌هايي كه در اين هشت سال دفاع نقش داشته‌اند، دارم، چه شهداي عزيزمان، چه آزادگان سرافراز و چه جانبازان بزرگواري كه همه دغدغه‌شان در آن روزگار دفاع از اين آب و خاك بوده است. من آدم موجهي نيستم، حتي زماني كه داشتيم به حج واجب مشرف مي‌شديم به مسئولان عزيزي كه همراهمان بودند گفتم خيلي از عزيزان ديگر هستند كه شايستگي اين سفر روحاني را دارند اما من هزاران خطا دارم، ولي با اين همه گناه و خطا نمي‌توانم مقوله‌اي به نام هشت سال دفاع مقدس را ناديده بگيرم و از كنار آن بگذرم. 

آنطور كه شنيده‌ايم شما براي بازي در سريال بيدار باش چند قراردادتان را ملغي كرديد. در صورت صحت توضيح بفرماييد. 

بله زماني كه بازي در سريال «بيدار باش» به من پيشنهاد شد من درگير چند كار بودم و براي يكي از كارها بايد، بايد و بايد مي‌رفتم. اين بايدهايي كه روي آنها تأكيد مي‌كنم كار مرا خيلي سخت كرده بود. اما واقعاً نمي‌دانم چه شد كه همه كارها طوري رقم خوردند كه من در كنار پروژه بيدارباش بمانم. 

اين بايدهايي كه روي آنها تأكيد كرديد، چه الزاماتي براي حضور شما در پروژه‌ها داشت؟ 

آن بايدهايي كه پيش‌تر به آنها اشاره كردم براي من به نوعي اداي دين محسوب مي‌شد. براي مثال اداي ديني به آقاي محمد حسين لطيفي داشتم كه بايد حتماً سركارشان مي‌رفتم اما از آنجايي كه ايشان و دوستان ديگر آنقدر بزرگوار و فهيم هستند، شرايط مرا پذيرفتند و من سر كار «بيدار باش» ماندم. 

با توجه به اينكه به آخر سريال رسيده‌ايم و تقريباً همه خط و ربط‌هاي دوستان مشخص شده، آيا از نتيجه كار راضي هستيد؟ 

بله. واقعاً راضي‌ام. بازي در «بيدار باش» برايم لذت بخش بود. امروز يك جانباز طوري به من خسته نباشيد گفت كه خستگي از تنم بيرون رفت. چند روز قبل يك آزاده كه من ايشان را نمي‌شناختم در خيابان شهيد مطهري مرا بغل كرد و پيشاني‌ام را بوسيد و از كارم تشكر كرد. اين برايم يك دنيا ارزش داشت. ضمن آنكه مردم خوبمان هر جا كه مرا ديده‌اند، بزرگواري خودشان را نشان داده‌اند. براي همين به بازي در سريال «بيدار باش» مي‌بالم و به آن افتخار مي‌كنم و دراين ميان به مسائل سياسي و جناحي و حزبي كاري ندارم. 

آقاي صالحي در دو سه سال گذشته زمزمه‌هايي در مورد شغل شما شنيده مي‌شد به اين معنا كه مدتي شايعه شده بود كه نظامي هستيد. حالا كه علاقه‌مندي به بحث دفاع مقدس را از زبان خودتان شنيدم اين مسئله را به ياد آوردم، در اين مورد توضيح دهيد. 

(مي‌خندد) متأسفانه اين شايعه به گوش خودم هم رسيده. 

اين شايعه از كجا نشأت گرفته بود؟ 

راستش يكي از سايت‌هاي به اصطلاح فرهنگي دو سه سال پيش يك مطلب نوشته بود درباره من،‌در آنجا آمده بود كه مجيد صالحي سر كرده فلان گروه و فلان جناح است و اين مسئله را به درگيري‌هاي پس از انتخابات ربط داده بود. جالب است كه چند روز پيش يك پليس راهنمايي و رانندگي همين سؤال را از من پرسيد و گفت:« شما جزو فلان گروه سياسي هستيد؟» خيلي تعجب كردم و گفتم نه آقاجان من متصل و متكي به هيچ گروه و دار و دسته و فرقه‌اي نيستم و اصلاً‌ به مسائل سياسي كاري ندارم. كار من فرهنگي است. من هم يك شهروند مثل ساير شهروندان اين شهر مي‌باشم. اين خيلي بد است كه انسان را به خاطر اعتقاداتش به اين صورت تخريب كنند. اين شايعه و اين تخريب به خاطر علاقه‌ قلبي من به بحث دفاع مقدس و علاقه‌مندي‌ام به شهدا، آزادگان و جانبازان سرافرازمان مي‌باشد.
من از همان پليس راهنمايي و رانندگي كه از من سؤال كرد پرسيدم چرا اين شايعه را باور كرديد؟ و ايشان گفت به اين خاطر كه شما چند فيلم و سريال جنگي كار كرده‌ايد و چند مصاحبه در مورد دفاع مقدس انجام داده‌ايد، من پيش خودم اينطور فكر كردم كه بازي در اين كارها مي‌تواند ميزان صحت اين شايعه را بالاتر ببرد. 

حالا كه بحث پيش آمد شما در رابطه با اين شايعه چه حرفي داريد كه بزنيد؟ 

من مي‌گويم كه در كشور ما هميشه احزاب و جناح‌هاي سياسي فعال بوده‌اند و اين يكي از نشانه‌هاي پويايي جوامع است اما با اين حال اگر از برحق بودن و نبودن فلان حزب و جناح بگذريم، مي‌گويم كه همه ما مسلمانيم، به خداوند بزرگ اعتقاد داريم، پيامبرمان رسول الله (ص)‌است، قبله‌اي واحد داريم و همگي با هم برادر هستيم، خواه شيعه و خواه سني همگي با هم همدل باشيم و براي سربلندي ايران عزيزمان بايد دست به دست هم بدهيم و با هم بكوشيم. 

با توجه به اينكه در حال حاضر در هفته دفاع‌مقدس قرار داريم، در اين رابطه چه حرفي داريد؟ 

من تمام حرفم اين است كه ما مديون شهدا، آزادگان و جانبازان عزيز هستيم. مديون كساني كه به هر نحوي جان و مال و زندگي‌شان را فدا كردند تا از اين مملكت و از خاك و ناموس ما دفاع كنند. ما مديون اين آدم‌ها هستيم و هرچه كه امروزه داريم، مثل زندگي،آرامش، امنيت وطن‌مان، مديون رشادت‌هاي اين آدم‌هاست. بايد قدر اين آدم‌ها و اين امنيت را دانست و قدرشناس انسان‌هاي بزرگي كه اين نعمت را براي ما به ارمغان آورده‌اند، باشيم. من از همين جا مي‌گويم كه از اين به بعد هم با هر كاري كه رنگ و بوي دفاع مقدس داشته باشد با جان و دل كار مي‌كنم، و تا اندازه‌اي كه براي يك كار دفاع مقدس مفيد باشم از جان مايه مي‌گذارم و اصلاً كاري به حرف و حديث‌ها و خاله زنك‌بازي‌هاي سياسي ندارم.
 
بعضي از بازيگران آثار دفاع مقدس، از حضور در صحنه انفجارهاي بزرگ مثل انفجار حاصل از بمباران و گلوله‌باران توپ و ... پرهيز دارند و حضور در چنين آثاري را طاقت‌فرسا مي‌دانند براي همين حضور بدلكار در نقش خود را پيشنهاد مي‌دهند. اين مسئله در مورد شما هم صادق است يا خير؟ 

نه اصلاً اين طور نيست. من هيچ ترسي از اين انفجارها ندارم و از لحظه‌لحظه حضور در يك كار دفاع مقدسي لذت مي‌برم. انفجارهاي جلوه‌هاي ويژه در بحث فيلمسازي يك صدم انفجارهاي واقعي جنگ نيست و اگر كسي بخواهد اين دو صحنه را با هم قياس كند، قياسي مع‌الفارق است.
براي همين من وقتي به رشادت‌هاي رزمندگان در جبهه فكر مي‌كنم، مات و مبهوت مي‌مانم و بر خودم لازم مي‌دانم كه دست و پاي آزادگان و جانبازان را ببوسم و هميشه دعاگوي شهدا باشم براي همين دوست دارم تا آخر عمرم آثار دفاع مقدس بازي كنم تا شايد ذره‌اي از دلاوري‌هاي آنان را جبران كنم. 

البته شما هم در حال حاضر كار بزرگي انجام مي‌دهيد. شاد كردن دل مردم در اين شرايط سخت خودش يك نوع خدمت است چرا كه به قول بزرگان امروز ديگر جاي تفنگ برداشتن نيست. امروز بايد قلم و دوربين به دست گرفت و ازكشور دفاع كرد.اين واقعيتي مسلم است. بااين اوصاف براي تأثيرگذاري مبارزات و آثار فرهنگي چه بايد كرد؟ 

بله من هم اين مسئله را قبول دارم. من در اين رابطه گلايه دارم من و امثال من كه با عشق جلو مي‌روند و آثاري را در اين زمينه خلق مي‌كنند همگي گلايه داريم. من فيلمي كار مي‌كنم به عشق مردم اما كساني در بين مردم هستند كه زحمات ماها را بي‌اثر مي‌كنند. من مي‌گويم دوستان عزيز شما را به خدا اين قدر زود قضاوت نكنيد. كمي سعه‌صدر داشته باشيد. بگذاريد كمي داستان جلو برود. تا خط و ربطش مشخص شود. آن وقت شروع كنيد به انتقاد كردن. در همين سريال بيدار باش خيلي از دوستان در همان قسمت‌هاي ابتدايي سريال شروع به خرده‌گيري كردند. در حالي كه هيچكدام از مواردي كه آنها روي آن دست گذاشتند درست نبود و در نهايت خيلي از آنها مجبور شدند كه عذرخواهي كنند و در پايان اعتراف كردند كه اين كار، كار تأثيرگذاري بود. خانواده خود من يعني خواهر و برادران خود من در پايان سريال گريه كردند. آنها براي من كه برادر آنها هستم گريه نكردند، براي كساني گريه كردند كه براي اين آب و خاك اينگونه غريبانه جان خودشان را كف دست گرفتند و به ميدان جنگ رفتند. يا بچه‌هاي ديگر مثل بچه خواهر آقاي امير نوري در پايان سريال گريه كرده بود. 

شب امير به من زنگ زد و او به من مي‌گفت عمو مجيد شهيد شده. اين بچه گريه مي‌كرد. من برايش توضيح دادم كه نه عزيزم عمو مجيد داخل فيلم شهيد شد. چه چيزي بهتر از اين كه بتوانيم بچه‌هاي دو سه ساله را از همان ابتدا با تاريخ دفاع مقدس و مقوله شهادت و رشادت آشنا كنيم. اين بچه از همين ابتدا ياد مي‌گيرد كه بايد خود را مديون يك سري آدم‌‌ها بداند كه از زندگي او و پدر و مادرش دفاع كرده‌اند. اين بچه مي‌فهمد كه روزگاري دنيا با تمام تجهيزات نظامي مقابل ما ايستاد اما رزمندگان سرافراز ما سينه سپركردند و آنها را به زانو در‌آوردند. 

من چند شب پيش فيلم‌هاي مستند جنگ را با همسرم مي‌ديدم به ايشان گفتم ما تنها با عراق درگير نبوديم بلكه تمام كشورهاي پيشرفته در حوزه جنگ مثل فرانسه، انگليس، آلمان، امريكا و ... مقابل ما ايستادند. ما مثل آنها جنگ نكرديم. به مناطق مسكوني عراق تعرض نكرديم و شرافتمندانه دفاع كرديم. حتي جنگ نكرديم. 

بعضي‌ها با تعصب و پيش داوري گفتند كه بيدار باش به جبهه‌اي توهين كرده اما در پايان واكنش عكس‌نشان دادند. در اين رابطه بفرماييد. 

بله. متأسفانه خيلي‌ها پيش داوري كردند. در حالي كه اين طور نبود. به خدا قسم كه همه بچه‌ها تمام دغدغه‌شان اين بودكه در قالب طنز گوشه‌اي از فرهنگ جبهه را نشان دهند. خود آقاي نوروز‌بيگي تهيه كننده سريال جبهه‌‌اي است. ايشان برادر دو شهيد بزرگوار است، با نگاهي به پرونده كاري ايشان مثل تهيه سريال شوق پرواز و ... سمت و سوي كار فرهنگي‌شان معلوم مي‌شود. 

شما فكر مي‌كنيد چنين تهيه‌كننده كهنه‌كاري نمي‌تواند تشخيص دهد كه يك كار مي‌خواهد خدمت كند يا خيانت و تخريب؟ آقاي كاوري معتقد بود كه هيچ كاري نمي‌تواند فرهنگ جبهه را تخريب كند. اين نظر، نظر بسياري از صاحبنظران اين حوزه نيز است. شما چطور فكر مي‌كنيد؟ 

واقعاً اينطور است. من فكر مي‌كنم هيچكس نمي‌تواند خدشه‌اي به جبهه‌ و جبهه‌اي‌هاي ما وارد كند. به دليل اينكه آنها آنقدر بزرگوار بوده‌اند و آنقدر جايگاه رفيعي داشته‌اند كه افراد مغرضي كه هدف تخريب دارند حتي به گردپاي آنها نمي‌رسند. آنها با عمل خود مثل شهادت، حرفشان را براي دنيا زده‌اند. ديگر ما در مقابل اين عملكرد چه داريم بگوييم؟ 

اين انتقادها چه تأثير سوء و منفي‌اي روي كليت و خروجي كار داشت؟ 

اتفاقاً بخشي از حرف من خطاب به دوستاني است كه سريعاً تحت تأثير جو و فضاي به وجود آمده قرار مي‌گيرند. آنهايي كه با شنيدن كوچك‌ترين حرفي شروع به قيچي كردن سريال مي‌كردند.
در حالي كه همين سريال قبلاً توسط خودشان تأييد شده است. چرا بايد صدا و سيما اينگونه عمل كند. اين سازمان قرار است در خط مقدم جنگ نرم قرار بگيرد. آيا با اين عملكرد مي‌تواند؟ در يك سريال اسم يكي را خشايار مستوفي مي‌گذاريم، مي‌بينيم خانواده‌اي كه اسم خانوادگي‌شان مستوفي است اعتراض مي‌كند، شغل يكي دكتر است، دكترها ناراحت مي‌شوند، يكي وكيل است در داستان وكلا ناراحت مي‌شوند، يكي دبير باشد وزارت آموزش و پرورش بيانيه مي‌دهد. در حالي كه صدا و سيما بايد به جاي كوتاه آمدن آنها را متقاعد كند كه نقد يك پزشك يا وكيل، نقد جامعه پزشكي و جامعه وكلا نيست بلكه نقد يك نفر است كه در داستان ما حضور دارد. 

همانطور كه ما هم در جامعه هنري سينما و تئاتر و تلويزيون آدم بد داريم. همه آدم‌ها كه فرشته نيستند. همه خطاكاريم. اما اين نسبت كم و زياد دارد. حتي در جايي مانند نيروي انتظامي كه خودشان مأمور برقراري عدالت در جامعه هستند هم گاهي مأمور ناكارآمد به چشم مي‌خورد و در ميان ۹۹ درصد از عزيزان زحمتكش پليس گاهي يك درصد آدم عصبي و عجول داريم كه در برقراري عدالت مشكل دارند. نشان دادن چنين فردي به هيچ عنوان نمي‌تواند توهين به كل دستگاه نيروي انتظامي باشد. همه ما ديده‌ايم كه در راهنمايي و رانندگي مأموراني هستند كه در سرما و گرما در شهر و بيابان تنها و تنها به امنيت جاده و جان آدم‌ها فكر مي‌كنند. در حالي كه حتماً در ميان اين بزرگواران يكي، دو مأمور هم يافت مي‌شود كه سليقه‌اي برخورد كند. حالا نشان دادن چنين فردي دليل بر سليقه‌اي برخورد كردن تمام مأموران راهنمايي و رانندگي نيست. خدا را شاهد مي‌گيرم كه در بين همين بازيگراني كه خيلي‌ها با نگاه منفي به آن نگاه مي‌كنند، خيلي‌ها هستند كه چهار، پنج يتيم را تحت سرپرستي خود دارند، همين فوتباليست‌هايي كه به راحتي آنها را لگدمال مي‌كنيم و مي‌گوييم كه پول‌هاي هنگفت مي‌گيرند، خيلي كارهاي خير انجام مي‌دهند. خيلي از آنها مدام درگير مداواي بچه‌هاي سرطاني هستند. بنابراين حرف من اين است كه دوستان عزيز اينقدر زود قضاوت نكنيد. براي يك كار يك گروه به سختي تلاش كرده‌اند تا نتيجه زحماتشان مردم را شاد كند، شما نمي‌دانيد شاد كردن دل مردم چقدر براي بچه‌هاي گروه ما مهم بود. آنقدر كه به خاطر شرايط سختي كه پيش آمده بود آنها نيمي از دستمزد خودشان را بخشيدند. تهيه‌كننده گفت به خاطر دفاع مقدس يا علي بگوييد و آنقدر كه در توانتان هست از دستمزدهايتان گذشت كنيد و بچه‌ها هم گذشت كردند. هيچ جاي دنيا چنين چيزي نمي‌بينيد. اين حركت براي اين بود كه بچه‌ها ارادت خاصي به فرهنگ جبهه و جبهه‌اي‌ها دارند. مي‌دانند جنگ براي ما ارزش و تقدس داشت. 

چقدر سريال به مميزي خورد و قيچي شد؟ 

راستش در زمان پخش سريال مدام گفتند در مصاحبه‌ها نگوييد كه كار قيچي شده و قيچي مي‌شود اما الان كه سريال تمام شده من با حسرت مرور مي‌كنم و مي‌بينم خيلي از سكانس‌ها قيچي خورد. در قسمت ۱۱، سه سكانس حذف شد. در هفتمين قسمت چهار سكانس قيچي شد، در نهمين قسمت دو سكانس قيچي شد. اينها تمام حاصل زحمات بچه‌ها بود، تصوير كردن لحظاتي كه واقعاً مشقت‌بار بود. كار ما هم به سرماي زمستان خورد و هم به گرماي وحشتناك شهرك دفاع مقدس.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار