مديرعامل پرسوليس برخلاف روزهاي اخير كه سعي ميكرد فضا را براي بازگشت علي كريمي مساعد نشان دهد و به عبارتي با دست پس بزند و با پا پيش بكشد، ادعا ميكند كه در تصميم سرمربياش در مورد خروج كريمي از باشگاه، پشت او خواهد ايستاد. دقيقاً همان اتفاقي كه انتظار ميرفت رخ داد. پرسپوليس بازي را برد تا مواضع رويانيان و خوزه براي بيرون ماندن كريمي محكمتر شود! فقط تصور كنيد كه نتيجه اين بازي به ضرر پرسپوليس بود. . . آيا باز هم همين جملات را از زبان رويانيان ميشنيديم؟
داستان علي كريمي و پرسپوليس، دقيقاً براساس نتايجي كه تيم خوزه در غياب جادوگر ميگيرد، نوشته ميشود. نه خوزه و نه رويانيان (به خصوص مديرعامل) در صورتي كه بازي مقابل آلومينيوم را با پيروزي پشت سر نميگذاشتند، چنين موضع قاطع و محكمي براي تداوم بيرون ماندن كريمي از باشگاه نميگرفتند. شايد رويانيان كه امروز قاطعانه از ايستادن پشت سرمربي تيمش و محكوم كردن رفتار بازيكن خود حرف ميزند، آن چنان در غرور پيروزي خفيف خود خوابيده كه فراموش كرده اگر همين بازي با آلومينيوم هم بدون تماشاگر نبود، شايد فشار سكوهاي ورزشگاه نفس تيم او را براي همين برد هم ميگرفت. باز هم همان شعارهاي قديمي، باز هم همان فريادهاي مخرب و البته غيرحرفهاي و باز هم گناهي كه بايد به گردن تماشاگران و سكوها در نتيجه نگرفتن ميافتاد!
رويانيان بعد از هفت ماه رنگ برد در آزادي را ديده و آن قدر مشعوف شده كه حالا گفتههايش را به تمام روزنامهها، خبرگزاريها و برنامههاي ورزشي راديو و تلويزيون هديه ميدهد. اما همين مرد اگر جاي گپ زدن با كارلوس كرش در ورزشگاه، چشمهايش را به تماشاي بازي مردانش ميداد، متوجه ميشد كه همين پيروزي هم درست مثل برد هفته اول، با چاشني اقبال به دست آمده است. آيا رويانيان از نتيجه بازي بعد و از تكرار يك ناكامي بزرگ ديگر دلهرهاي ندارد؟ از اينكه تيمش باز هم همان نتايج اسف بار را تكرار كند و هوادار را به ياد اين جملات شورورزانهخود بيندازد، نگراني ندارد؟ بحث فقط بر سر علي كريمي نيست. بحث بر سر تغيير موضع ناگهاني مديري است كه تا ۷۲ ساعت قبل در مورد هيچ چيز با اعتماد و اطمينان قلبي حرف نميزد!
امروز دوباره با يك جمله تكراري و كليشه شده از رويانيان روبهرو شدهايم. جملهاي كه هر وقت پرسپوليس يك بازي را برده، بر زبان آقاي مديرعامل جاري شده و بيشك روزي كه او از پرسپوليس و مديريت باشگاه كنار برود، همين ادعا را به عنوان علت اصلي جدايياش خواهيم شنيد. امروز رويانيان دوباره جو و جامعه فوتبال و ورزش را آلوده ميخواند و سياه نشان ميدهد. دوباره حرف از فضاي نامساعدي ميزند كه چندان باب ميل ايدهآلهاي او نيست. اما ميتوان از محمد رويانيان پرسيد كه چرا در اين فوتبال مانده؟
اين فوتبال كثيف براي همه مردان پاك ايران زمين چه حسني دارد كه همه برآن ميتازند و اما حاضر به جدايي هم نميشوند؟! اين فوتبال كثيف چگونه مردي مانند رويانيان را كه هر روز از آن گلايه ميكند مجاب كرده كه هم مدير پرسپوليس باشد، هم براي هيئت رئيسه فدراسيون كانديدا شود و بعد كه در انتخابات فوتبال شكست ميخورد به فكر بركناري كفاشيان بيفتد؟! اين فوتبال چه چيز سپيد و پاك و منزهي دارد كه رويانيان هم از آن مينالد و هم دست بردارش نيست؟
لابهلاي حرفهاي مديرعامل پرسپوليس به يك نتيجه رسيديم، اينكه ميتوان كمي آيندهنگرانهتر سخن گفت.