
«قطعاً هيچ جامعهاي نميتواند شاد باشد و ترقي كند، در حالي كه بخش بزرگي از اعضاي آن در فقر و بدبختي به سر ميبرند.»
آدام اسميت
دالاس دارلينگ، مدرس تاريخ سياسي آمريكا: جمهوريخواهان و محافظهكاران به تبليغات اخير سرطان اعتراض دارند، تبليغي كه- ميت رامني- كانديداي جمهوريخواه رياست جمهوري را به عنوان عامل احتمالي مرگ همسر يك كارگر از كار بركنارشده پولادگر بر اثر سرطان متهم ميكند. اعتراض آنها به اين تبليغ نمونهاي ديگر از عدم وجود تفكر اخلاقي و اصولي است. تفكر، مهارتهاي روشنفكرانهاي را شامل ميشود اما اين مهارتها ميتوانند در جهت خدمت به دو هدف متناقض و ناسازگار باشند. هدف اول، خودمحوري و هدف دوم، انصاف و همدلي. برخلاف تفكر منصفانه و دلجويانه كه تلاش ميكند علل رفتارها و كنشهايي را كه باعث آسيب ديگران ميشوند تصحيح كند، تفكر خودمحور چنين هدفي را دنبال نميكند. تفكر خودمحور حتي مفهوم «شبكه عليت» را درك نميكند.
نتيجه برنامه مضحك مراقبت از سلامت را ميتوان در داستان جو ساپتيك مشاهده كرد. جو ساپتيك به خاطر برنامه بسته شدن پايگاه پولادسازي جي اس تي توسط رامني و بيل بين (مؤسسان شركت بين كاپيتال) كار و امتيازات مراقبت از سلامتش را از دست داد. بدون برنامه مناسب مراقبت از سلامت و بدون بيمه و به خاطر كمبود درآمد كه نتيجه قطع شدن حقوق و امتيازات كارگران پايگاه پولادسازي جياستي توسط رامني بود، همسر جو نتوانست براي سالهاي متوالي به پزشك مراجعه كند. در نهايت زماني كه همسرش تصميم گرفت به خاطر ذات الريهاش به دكتر مراجعه كند، دكتر تشخيص داد كه بيماري او سرطان ريه در مرحله چهار است. دوباره به دليل نبود مراقبت پزشكي مناسب، همسر جو در يك بيمارستان محلي بستري شد و خيلي زود درگذشت. آخرين حرف ساپتيك اين بود اگر بيل بين بر سر حرفش مانده بود و من همچنان اجازه بهرهمندي از بيمه سلامت را داشتم شايد اين اتفاق نميافتاد.
متفكران منصف و همدل از قدرت تفكر به شيوهاي اخلاقي و مسئولانه استفاده ميكنند. آنها تلاش ميكنند شرايط و ديدگاه ديگران را درك كنند و به آنها احترام بگذارند. نه تنها آنها مشتاقند كه به حرف ديگران گوش كنند بلكه حتي ميتوانند سختيها و رنجهاي ديگران را احساس و تا حدودي آنها را درك كنند و با آنها احساس همدلي داشته باشند. متفكران خودخواه سياسي نميتوانند دردها و مشقتهاي ديگران را حس كنند. آنها در هنر خود انكاري خبرهاند و توانايي دستكاري شواهد و اطلاعات را در جهت حمايت از منافع خودخواهانه خود دارند. آنها تلاش ميكنند با مقصر جلوه دادن مخالفان راه را به روي هرگونه بحث ببندند.
متفكران منصف و همدل ميتوانند بايدها و نبايدهاي جامعه را از هم تشخيص دهند و تمايز بين گروههاي هم عقيده و ايدئولوژيهاي سياسي را مشخص كنند. آنها ديدگاهها و رفتارهاي خود را متعالي ميكنند و به قوانين جهاني روي خوش نشان ميدهند به خصوص قوانيني كه باعث بهبود كيفيت زندگي همگان، منافع ديگران و خير و خوبي آنها ميشوند. آنها عملكردهاي مضر، مخرب و مرگبار را كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم ساير مردم را تحت تأثير قرار ميدهند، شناسايي ميكنند و سپس تغيير ميدهند. متفكران خود محور به ندرت به اين نكته فكر ميكنند كه رفتارهاي آنها عواقبي دارد و رفاه ديگران را مختل ميكند. تفكر خودمحور سياسي- اجتماعي شبكه عليت يا رفتارها و عملكردهايي را كه باعث افزايش يا كاهش كيفيت زندگي ديگران ميشود نميپذيرد.
شبكه عليت ويژگي اساسي واقعيت است كه به امور دنيا و انسانها ارتباط دارد. شبكه عليت نه تنها قوانين فيزيك را- از جمله اينكه هر كنشي واكنشي را به دنبال دارد- در بر ميگيرد بلكه قوانين مربوط به زمان و رفتارهاي انساني را نيز شامل ميشود. بر اين اساس هر اتفاقي كه رخ ميدهد نتيجه چندين علت احتمالي است. هرچند كه برجستهترين علت مرگ همسر ساپتيك سرطان بود اما علت دورتر و مهمتر مرگ او برنامه رامني و بيل بين بود. هر دوي آنها خود محوري و خدمت به منافع فردي را به كمك و افزايش كيفيت زندگي ديگران ترجيح دادند و عملكردهاي آنها در آخر باعث مرگ همسر ساپتيك شد.
ميزان دموكرات بودن سياستها به اين واقعيت بستگي دارد كه احزاب سياسي رسمي تا چه حد به در بر گرفتن همه اقشار جامعه پايبند باشند و تا چه حد به آنها اجازه دهند كه تجارب خود را بيان كنند و در جامعه فعالانه شركت داشته باشند. اتحاد كنوني جمهوريخواهان و محافظهكاران بر سر اين موضوع كه تنها ساپتيك در مرگ همسرش مقصر بوده است ضد دموكراسي است. آنها براي پيشبرد اهداف خصوصيسازي خود و همچنين محدود كردن مراقبتهاي پزشكي به افرادي خاص، موقعيتهاي برابر را ممنوع و حتي نابود كردهاند. اهانت آنها به كساني كه توانايي مالي پرداخت هزينههاي پزشكي و سلامتي را ندارند نتايج مختلفي در پي داشته است؛ نتايجي كه قطعاً ناعادلانه هستند.
متأسفانه تعدادي از جمهوريخواهان و محافظهكاران، همچنين برخي دموكراتها حتي به مسائل عميق سياسي، اقتصادي، اجتماعي و عاطفي فكر نميكنند چه رسد به اينكه روي عواقب افكار خودخواهانه خود وتلاش براي دستيابي به پول، جايگاه، دارايي، جنگ و البته قدرت تعمق كنند و بخواهند آنها را تصحيح كنند. نتايج اين روند زيانبار، تفرقهانداز، مخرب و حتي مرگبار هستند. آنها همچنين فراموش كردهاند كه آدام اسميت، مؤسس نظام سرمايهداري و شخصي كه بر سياست محافظهكاري تأثير بسيار داشت، بر اين باور بود كه كليد توليد ثروت تلاش و زحمت است نه زمين و طلا. او حتي پيش از نوشتن «ثروت ملل» ابتدا رسالهاي درباره علم اخلاق و اخلاق جمعي و اخلاق اجتماعي نوشت.
در شبكه عليت جامعه كه همچون تار عنكبوت است تنها يك عنكبوت عامل رسيدن به يك نتيجه نيست بلكه تعدادي عنكبوت با هم باعث رسيدن به يك نتيجه خاص ميشوند، به خصوص زماني كه اين نتيجه رنج كشيدن يا مردن افراد به دليل رفتارهاي خودخواهانه اين عنكبوتها باشد. جمهوريخواهان نيز بهتر است براي همه مردم امريكا مشخص كنند كه در جامعه عنكبوتهاي خوب و عنكبوتهاي بد چه كساني هستند و سپس خود هنر تفكر و رفتار منصفانه و دلجويانه را نيز تمرين كنند.