
تقابل ميان شرق و غرب با محوريت روسيه و چين و امريكا همچنان در حال گسترش است. هرچند امريكا ادعا دارد به دنبال تعامل با اين كشورهاست اما در عمل روندي ديگر را اجرا ميكند. سفرهاي مقامات امريكا به كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز، ژاپن، اندونزي، ويتنام، ميانمار، هند، نيوزلند، كوك، تيمورشرقي و... نشان ميدهد كه امريكا از ابزارهاي اقتصادي و سياسي و حتي نظاميگري براي به چالش كشاندن چين و روسيه استفاده ميكند. اين سياست با ايجاد بحران ميان چين و روسيه با همسايگانش تكميلتر ميشود.
در نقطه مقابل، چين و روسيه نيز تلاش دارند تا به هر نحوي در برابر اين تحركات و تهديدات ايستادگي كنند. آنها ضمن هشدارهاي صريح و آشكار مبني بر مخالفت با دخالتهاي امريكا در امور داخلي كشورهايشان به دنبال آنند كه در حوزه منطقهاي نيز به مقابله با امريكا بپردازند. در اين چارچوب در كنار همگرايي ميان چين و روسيه، اين كشورها به صورت يكجانبه نيز طرح مقابله با امريكا را پيگيري ميكنند.
در حوزه روسيه، مقامات مسكو به رياست ولاديمير پوتين تحركات منطقهاي گستردهاي را آغاز كردهاند كه سفرهاي منطقهاي پوتين و مدودف نمودي از اين تحركات است. پوتين در سفر به قرقيزستان بر توسعه همهجانبه نظامي با اين كشور تأكيد كرد در حالي كه سران قرقيزستان نيز وعده تعطيلي پايگاه نظامي امريكا را دادهاند. در تاجيكستان نيز همزمان با سفر مقامات روس به اين كشور پرچم روسيه بر فراز مرتفعترين قله اين كشور برافراشته شد تا نمادي از روابط دو كشور باشد. تاجيكستاني كه اين روزها امريكا براي ورود به اين كشور تحركات بسياري داشته و بسياري، ناآراميهاي بدخشان اين كشور را برگرفته از تحركات امريكا ميدانند. مقابله روسيه با امريكا به همين جا ختم نشده بلكه دامنه آن به توسعه روابط با پاكستان نيز رسيده به گونهاي كه منابع خبري از سفر پوتين به اسلامآباد خبر دادهاند. مسكو در حوزه قطب شمال نيز به تقابل با امريكا روي آورده و اين منطقه را خط قرمز خود دانسته است. نكته قابل توجه آنكه مسكو همچنان درباره پيامدهاي استقرار سامانه موشكي امريكا در اروپاي شرقي هشدار ميدهد و خواستار پاسخگويي امريكا و ناتو است.
در محور چين نيز پكن اين روزها سياست منطقهاي خود را بر مقابله با امريكا استوار كرده است. اين امر را در اعتراضهاي گسترده به حضور سياسي و نظامي امريكا در شرق آسيا ميتوان مشاهده كرد. پكن تأكيد دارد كه تحركات نظامي امريكا در كشورهاي حوزه درياي چين مغاير با منافع چين است كه پيامدهاي سنگيني براي امريكا دارد. نمود اين امر را در تقابلهاي اخير ميان چين و ژاپن بر سر جزاير مورد مناقشه ميتوان مشاهده كرد. هرچند كه تنشها ميان چين و روسيه است اما پكن تأكيد دارد كه امريكا عامل اصلي تحريك ژاپن است به ويژه اينكه امريكا به بهانه امنيت ژاپن به دنبال نصب سامانه موشكي دوم در آن كشور است.
پكن مقابله با تحركات ژاپن را برابر با مواجهه با امريكا ميداند لذا حاضر به كوتاه آمدن در برابر ژاپن نيست. رويكرد اخير چين به توسعه نظامي در ارتباط با پاكستان و هند را نيز ميتوان از ديگر تحركات چين براي مقابله با امريكا دانست.
آنچه در تحولات شرق آسيا مشاهده ميشود آن است كه مسكو و چين دست امريكا را خوانده و برآنند تا با ابزارها و امكاناتي كه در اختيار دارند به مقابله با آن بپردازند. امري كه نتيجه آن تنشهاي گستردهتر ميان كشورهاي شرقي و امريكاست كه پيامدهاي آن را در تحولات عرصه بينالملل از جمله تقابل آنها در سوريه ميتوان مشاهده كرد. تقابلهايي كه نمود ديگر از واهي بودن ادعاهاي اوباما مبني بر بهبود روابط ميان امريكا با چين و روسيه در دوران رياست جمهوري وي است.