توافق كردهايم كه سينما در فرهنگ ما يعني تبلور ارزشهاي نشأت گرفته از همين مرز و بوم و لاغير. اما طي اين يك ساله به ويژه با دعواهايي دوطرفه(شوراي صنفي نمايش و در مقابل حوزه هنري) گويي جاده را عدهاي هرچند قليل به بيراهه بردهاند.
گرچه امثال شوراي صنفي نمايش و به ويژه سازندگان فيلمهاي مسئلهدار توجيه هم ميكنند. لابد اخلاقگراييشان در پرورش همان تمهاي خيالي خيانتي است كه چيزي جز منافي خانواده را در بردارد! دوستان مدعي فيلمساز، اين روزها در توجيه عملشان، شمشير بياخلاقي خود را به سمتي بردهاند كه ميدانيم حداقل در مقام ادعا، داعيه حمايت از سينماي ارزشي را ندارند. اگر داريد رو كنيد.
نه قانوني زير و رو شده و نه عمل خلاف واقعي صورت گرفته؛ امثال شوراي صنفي نمايش و البته اين روزها متوليان فيلمهاي اجازه اكران داده نشده، چرا بيخود و بيجهت بر طبل تو خالي ميزنند.
اين دوستان يا نميدانند يا خود را به خواب زدهاند كه براي دارايي ديگري خواب خوش ديدهاند! مگر جز اين نيست كه نام اين سينماها با كسره اضافه به «حوزه هنري» چسبيده؟ پس اختيارش را دارند. مال شخصي نيست اما در اختيار متولياني(حوزه هنري) است كه امانت گرفتهاند تا در اختيار همين مخاطبي بگذارند كه ارزشها و هنجارهاي منتسب به خانواده برايش در اولويت است.
شما چند نفر! چه جالب از آب گلآلود ماهي ميگيريد، زماني در مقابل سياستگذاري متوليان ارشاد ميايستاديد و همه كاركرد آن را زير سؤال ميبرديد، امروز خود را مجبور به حمايت از قانونمندي آن كردهايد و فردا هم معلوم نيست به كدام ساز خواهيد رقصيد؛ تكليفتان را مشخص كنيد!
احتمالاً دوستان معناي سينماي انقلابي و ارزشي را بد متوجه شدهاند؛ وگرنه هر مضموني كه انسانيت و اخلاق را ضميمه كارش داشته باشد كافي است، بقيه را پيشكش! دم از خشكاندن «سينماي اجتماعي» ميزنند در حالي كه آثار اينها فراتر از «اجتماع» است. دايره مخاطبشان را چه بسا گم كردهاند كه با هر زور و تزوير ناخلفي فقط سعي در جذب گيشه دارند.
اين طيف محدود متهم، دم از دروغگويي و بيقانوني امثال حوزه هنري ميزنند؛ يك سؤال؟ خلاف واقع تصوير كردن در فيلمهايتان، «دروغ» نيست؟ محتواي غيراخلاقي افراطي و حتي همين تهمت زدنها «خلاف قانون» تلقي نميشود؟
شما كه دم از سينماي خصوصي ميزنيد چرا دست به دامن امكانات سينماي دولتي هستيد و البته تا دستتان كوتاه ميماند، ساز مخالفت با آن سر ميدهيد؟
درست ميگويند كه در اين ميان نه امثال وزارت ارشاد مقصر است و نه حوزه هنري؛ در تخصيص اختيارات كار را به كاردان نسپردهايم. همانطور هم كه يك بام و دو هوا عمل كردن «شوراي صنفي نمايش» دم از همين ضعف ميزند و عدهاي همانند سازندگان چند فيلم تحريم شده را جسور ميكند تا به همه بتازند؛ مردم و متولي نشناسند و هرچه هست جز خودشان را دروغگو و حتي بيخانواده بنامند.
راستي همين شما؛ بازي سياسي يعني چه؟! مگر طيف فكري و عملي و قانون تعريف شده وزارت ارشاد و حوزه هنري منافاتي با هم دارد كه خود را كنار كشيدهايد و اين دو را مقصر ميدانيد؟ فكر كنيد؛ شايد كه ريل قانوني سينما خراب نباشد و اين برخي مسافرانش باشند كه ناخلف وارد آن شدهاند! به همين ريل قانوني برگرديد.