خاطرتان هست چند هفته پيش در همين ستون برايتان از رمالي و جنگيري و جادوگري نوشتم، از شيوع عجيب و غريب اين خرافات و تبعات آن؟ پيامد آن تلفنهاي بسياري شد. وجه اشتراك بسياري اين بود كه جماعتي در گوشه و كنار مملكت در سايه باورهاي مذهبي مردم، طعمههاي خود را به دام انداخته و به نحوي از آنها اخاذي ميكنند! حرف اين بود كه بايد چارهاي انديشيد تا سودجويان پاي ديانت مردم را به ميان نكشند.
برخي تماسها از اصفهان بود و شرح يكي از اين روشهاي كلاهبرداري زير چتر باورهاي مذهبي مردم. مشابه اين ترفند در بسياري از نقاط مملكت هست و بايد مراكز انتظامي و اطلاعاتي براي برچيدن آنها قدمي بردارند وگرنه صدمهاي كه از اين راه به اعتقادات نسل فعلي و آتي وارد ميشود جبرانناپذير خواهد بود.
يكي از آنها كه خود در دام اين خرافات افتاده بود ميگفت: چند سال پيش من با يك هيئت مذهبي كه تحت نام يكي از شهداي كربلا جلسات منظم داشتند آشنا شدم. پس از آنكه آنها از روحيات مذهبي و نيز مشكلات من آگاه شدند، مرا نزد كسي بردند كه او را بزرگ و به نوعي مراد خودشان ميدانستند. مدعي بودند سردار سرشناس جنگ و جانباز است. (كه بعدها فهميدم دروغ ميگويند و طرف در جبهه سرباز بوده است) گفتند ايشان با قرآن برايت سركتاب باز ميكند و مشكلاتت حل ميشود.
رفتم و ايشان چند ساعتي با من حرف زد و قرآن آورد و سركتاب باز كرد و مدعي شد براي من ۱۰ تا بشكه ۲۲۰ ليتري جادويي در قبرستان خاك كردهاند و تا ۴۰ روز ديگر يك مصيبت بزرگ دامنگيرت ميشود و. . . براي حل آن و پيشگيري از مصيبت بايد به مرد خدا بگوييم وضعيت شما را چك كند و. . . سه روز ديگر بيا. جالب آنكه همه اينها از يك «مرد خدا» در اين ميان حرف ميزدند كه هيچكس او را نديده و معلوم نبود كيست.
سه روز بعد، طرف چنان با سخنانش شما را متأثر ميكرد كه حاضر بودي براي انبوه بلاهايي كه قرار بود سرت بيايد، هرچه پول ميخواهند بدهي تا آنها با كمك «مرد خدا» جلوي بروز فاجعه در زندگيات را بگيرند. آنها طلب پولهاي كلان ميكردند تا مرد خدا براي طرف سفره بيندازد و سحر و جادو را باطل كند.
دعاهايي نيز ميدادند و ميگفتند يكي را در مغازهات بگذار، يكي را در جيبت و. . . كساني نيز آنجا بودند كه ادعا ميكردند سرطان داشتهاند و مرد خدا درمانشان كرده يا ورشكسته بودهاند و مرد خدا نجاتشان داده و. . . . بعدها پي برم، همه آنها پول گرفته و آدم خودشان بودند!
تلفن زننده مدعي بود اين جماعت تحت لواي نام ائمه و هيئت مذهبي و با اين شيوه ميليونها تومان از من و امثال من كلاهبرداري كردند. هنوز هم هستند و برخي از همين راه سرمايههاي كلاني به هم زدهاند. وقتي به شكايت تهديدشان ميكني مدعي ميشوند وصل به فلان مسئول و فلان مركز و فلان چهره مملكتياند كه بيشك دروغ ميگويند، اما همواره تهديد ميكنند كه ما همه جا آدم داريم و پدرت را درميآوريم. جالب آنكه مدعياند حزبي دارند، آن هم با نامي بسيار ظاهرالصلاح.
جالبتر آنكه براي جذب جوانان، باشگاه ورزشي رزمي هم دارند و... خلاصه اين ادعاهايشان سبب شده بسياري كه صدمات مالي و حتي غير آن خوردهاند، بيخيال پيگيري شوند.
اين خواننده روزنامه حرفهاي بسيار شنيدني ديگري هم در باب اين جماعت داشت كه انشاءالله در گزارشي به آن خواهيم پرداخت، چراكه اين معضل در بسياري از نقاط كشور مبتلابه مردم است. از قديم گفتهاند ميگساري بسيار زشت است و عاملش بايد به شدت مجازات شود، اما ميگساري در محراب مسجد قبيحتر و جزاي آن دوچندان است. رمالي و خرافات مشابه آن جرم است و يك كلاهبرداري زننده، اما توسل به باورهاي مذهبي مردم و سوءاستفاده از نام ائمه و هيئتهاي مذهبي و قرآن به دست، قدم در چنين راهي نهادن براي اين منظور بسيار زشتتر و سزاي آن سنگينتر است.
از سوي ديگر مردم نيز بايد با عمل به اين هشدارها، خام اين جماعت نشوند و اجازه بروز چنين جناياتي را ندهند، چراكه يك سوي اين مسائل كلاهبردارانند كه با توسل به روشي قصد اخاذي دارند و سوي ديگر فريبخوردگاني هستند كه به جاي توسل به خداوند و رفتن به درگاه او، سراغ چنين موجوداتي ميروند.
انشاءالله... منتظر گزارش مفصل روزنامه در اين باره و نمونههاي مشابه باشيد.