کد خبر: 486686
تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
گفتگوي «جوان» با داريوش ارجمند
نگار حسيني

او پنج مرداد سال ۱۳۲۳ در تهران به دنيا آمد. وي داراي مدرك كارشناسي ارشد تئاتر و سينما از دانشگاه پاريس و كارشناسي تاريخ و جامعه‌شناسي از دانشگاه مشهد و از شاگردان دكتر علي شريعتي است. او با بازي در فيلم ناخدا خورشيد ساخته ناصر تقوايي به سينما آمد و در سال ۱۳۶۵ با دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد از پنجمين جشنواره فيلم فجر جاي خود را به عنوان يك بازيگر خوب و قابل قبول تثبيت كرد. در فيلم‌هاي كشتي آنجليكا، جست‌وجوگر و پرده آخر نيز خوب ظاهر شد. در دهه ۷۰ كم كار شد و در سه فيلم آدم برفي، اعتراض و سگ‌كشي هنرنمايي كرد. دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش دوم مرد براي فيلم سگ‌كشي از نوزدهمين جشنواره فيلم فجر نيز در كارنامه وي به چشم مي‌خورد. گفت‌وگوي متفاوت ما را با داريوش ارجمند در ادامه بخوانيد.

اين روز‌ها متأسفانه فيلمي درباره حضرت محمد (ص) ساخته شده كه در آن به نوعي به ساحت پاك آن بزرگوار توهين شده است؛ شما جزو اولين هنرمنداني بوديد كه نسبت به اين جريان اعلام موضع و اين فيلم و سازندگان آن را محكوم كرديد؟ 

مگر مي‌شود خبر چنين توهين بزرگي را شنيد و در مقابل آن سكوت كرد؟ اين اثر با روح هنر در تضاد است چراكه در آن زندگي يكي از بزرگ‌ترين و آزادي‌خواه‌ترين مردان جهان دستمايه توهين عده‌اي قرار گرفته است كه سعي در تشويش اذهان عمومي داشتند غافل از آنكه توليد و حمايت از اين آثار بيش از پيش مردم را با چهره واقعي سازندگان اين اثر آشنا مي‌كند هر چند كه مسلمين جهان بحق به ساخت اين فيلم اعتراض آن هم در ابعاد گسترده‌اي كردند اما در واقع هيچگاه آثار سخيفي از اين دست نمي‌تواند كوچك‌ترين گزندي را به ساحت مقدس دين ما وارد كند، چون اسلام برترين دين جهان است. در هر حال به عقيده من تمام سينماگران جهان بايد در مقابل توهين اين فيلم با يكديگر متحد شوند و آن را محكوم كنند چراكه هنر بايد درجهت ارتقا باشد نه توهين و تحقير... 

البته مدتي قبل هم شما نسبت به فيلم عمر كه اين روزها در كشورهاي عرب زبان و البته تركيه پخش شده است اعتراض كرديد و آن را اثري توهين‌آميز به شيعيان دانستيد؟ 

واقعاً متأسفم كه هر بار مجبور مي‌شوم راجع به آثاري كه باور‌هاي مذهبي ما را نشانه گرفتند و سعي در وارونه نشان دادن واقعيت دارند صحبت كنم. واقعيت اين است كه وقتي از پخش اين سريال مطلع شدم و برخي از قسمت‌هاي آن را تماشا كردم متوجه شدم كه آنها سعي در تحريف واقعيت شيعه و شخصيت بزرگ حضرت علي (ع) دارند. تماشاي اين اثر واقعاً حال من را دگرگون كرد. باورم نمي‌شد كه بخواهند اينچنين حقايق تاريخ را پنهان كنند و به فحاشي و توهين در آن بپردازند. 

فكر مي‌كنيد در شرايط اينچنيني بهترين راه حل براي مقابله با آثاري از اين دست چيست؟ 

بي‌‌شك بهترين راه اين است كه ما بخواهيم از طريق هنر كوبنده‌ترين جواب را به آنها بدهيم و اثري مانند سريال امام علي(ع) را توليد كنيم و تاريخ را درست و آن طور كه بود روايت كنيم. تفاوت عمده ما با آنها در اين است كه ما در سريال‌هاي ناب تاريخي‌مان هيچگاه گروه خاصي را به قصد اهانت نشان نداديم و با همان زبان دين‌مان كه احترام به همگان است رفتار كرديم و طوري عمل نموديم كه به هيچ گروه و دسته‌اي توهين نشود و خب شايد همين نگرش هم بوده است كه باعث شده ما از ساير كشورهايي كه در اين زمينه كار مي‌كنند متمايز شويم. در هر حال مسئولان ما بايد بيش از پيش به فكر پاسخگويي به آن دسته از طريق هنر و فرهنگ باشند و با اختصاص بودجه مناسب اجازه ساخت سريال‌هاي تاريخي و مذهبي را بدهند. 

شما نقش‌هاي متفاوتي را تاكنون ايفا كرديد اما بي‌ترديد يكي از ماندگارترين آنها نقش‌تان در سريال امام علي(ع)بوده است؛ كمي راجع به آن نقش و حال و هواي آن روزهاي سريال امام علي (ع) صحبت كنيد؟ 

حكايت بازي كردن من در اين سريال بسيار مفصل است؛ من ايفاي نقش در آن را پاي قسمت مي‌گذارم و اعتقاد دارم در كارهايي از اين دست خداوند بايد بطلبد تا شما بتوانيد در آن به ايفاي نقش بپردازيد. زماني كه به من پيشنهاد بازي در اين سريال و نقش مالك‌اشتر را دادند ابتدا نپذيرفتم چون معتقد بودم عظمت اين نقش به گونه‌اي است كه بازي كردن آن از توانم خارج است و اگر من نتوانم نقش را آنطور كه بايد بازي كنم بايد دور بازيگري را هم خط بكشم اما خب در ادامه اتفاقاتي رخ داد كه من را به بازي در آن ترغيب كرد و احساس كردم ديني روي دوش من قرار دارد كه بايد آن را ادا كنم.
مالك اشتر جزو آن دسته از كاراكترهايي محسوب مي‌شد كه در طول تاريخ به اقتدار و دلاوري شهره بود؛ زماني كه مشغول ايفاي آن نقش بوديد براي ايفاي آن چه پارامتر‌هايي را در ذهن مي‌پرورانديد؟
شايد باورتان نشود اما من حس مي‌كنم اين كاراكتر درحين ايفاي نقش در من متولد شد؛ زماني كه در پشت صحنه كار آن هم در بدترين شرايط آب و هوايي كار مي‌كردم مدام از خدا مي‌خواستم تا تواني را به من بدهد كه بتوانم در مقابل او و مولاي خودم سرفراز بيرون بيايم هر چند كه من از دوران نوجواني‌ام به واسطه علاقه‌اي كه به تاريخ داشتم درباره حضرت علي(ع) و يارانش مطالعات زيادي را حول آن انجام مي‌دادم و فيلمنامه كاملي را هم در اختيار داشتم اما خوشبختانه توسلي كه به خدا و حضرت علي(ع) در حين ايفاي اين نقش داشتم به من كمك زيادي براي شكل‌گيري اين كاراكتر و نحوه ايفاي آن كرد و خدا را شكر مي‌كنم كه اين توفيق را براي نوكري اهل بيتش در اختيارم قرار داد. 

در سريال امام علي(ع) سه بازيگر يك مثلث تاريخي را تشكيل دادند كه متشكل از شما و حسن فتحي و بهزاد فراهاني است؛ فكر مي‌كنيد علت ماندگاري اين سه نقش چيست؟ 

بله؛ اين سريال در نوع خودش بسيار اثرگذار بوده است و برخي از نقش‌هايي كه شما به آن اشاره كرديد يعني مالك اشتر، معاويه و عمر و عاص توانستند در ذهن مردم به ماندگاري برسند. با اينكه دو نقش معاويه و عمر و عاص منفي بودند اما بازيگرانش آنقدر آن را خوب بازي كردند كه مخاطب توانست با همه وجودش با آنها ارتباط برقرار كند. 

شما دوستي زيادي با مهدي فتحي داشتيد و همواره معتقد بوديد آن مرحوم نتواست به حقش در عرصه بازيگري دست يابد؟ 

همينطور است چون به بازي او اعتقاد داشتم. او عاشق بازيگري بود و زماني كه روي صحنه مي‌رفت يا جلوي دوربين قرار مي‌گرفت آنقدر در قالب نقشش فرو مي‌رفت و آن را عاشقانه بازي مي‌كرد كه من مات آن همه هنرش مي‌شدم. هنوز نقشي كه او در سريال امام علي(ع) بازي كرد جلوي چشم من قرار دارد و معتقدم كه او در آن سريال شاهكاري از بازيگري را به نمايش گذاشت. وقتي مي‌بينم او اينچنين مظلومانه از دنيا رفته و به آنچه كه مستحقش در عالم بازيگري بوده دست نيافته ناگهان بغض فرو خورده‌اي من را در بر مي‌گيرد. واقعاً مگر ما چند بازيگر نظير فتحي داريم كه اجازه مي‌دهيم اينچنين در سكوت فراموشي از دنيا بروند. 

يكي از انتقادهايي كه به بازي شما مي‌شود اين است كه بازي شما دچار نوعي اغراق و درشت‌نمايي است كه البته احتمالاً بخشي از اين موضوع به خاطر اين است كه شما هنوز به سبك بازيگران تئاتر ايفاي نقش مي‌كنيد؟ 

راستش را بخواهيد من به اندازه آن دوستان منتقد نمي‌توانم بين بازي تئاتر و سينما خط‌كشي كنم هر چند كه معتقدم هر رسانه‌اي بازي خاص خودش را مي‌طلبد اما نكته جالب اينجاست مردم دقيقاً من را به خاطر همين نوع بازي دوست دارند؛ چرا كه اساساً هر بازيگر امضاي خاص خودش را در بازي دارد و امضاي من هم در بازيگري اين است، هر چند كه من همواره سعي مي‌كنم با توجه به نقش‌هايي كه قرار است آن را بازي كنم از نوع خاصي از بازيگري بهره ببرم. شك نكنيد اگر اين شباهتي كه شما از آن حرف مي‌زنيد وجود داشت مخاطب بعد از مدتي آن را پس مي‌زد. 

شايد بخشي از اين انتقاد منتقدان به اين خاطر باشد كه انتخاب‌هاي شما به گونه‌اي است كه اكثر نقش‌هايتان را شبيه به يكديگر مي‌كند؟ 

باز هم بايد بگويم متأسفانه من برخلاف دوستان منتقد شباهتي را بين كاراكتر‌هايي كه تاكنون ايفا كرده‌ام نمي‌بينم، مثلاً نمي‌توانم نقشي را كه در ناخدا خورشيد بازي كردم با فيلم اعتراض يا مالك اشتر، پرده آخر يا حتي ستايش يا اين سريال آخر راز پنهان مقايسه كنم؛ چرا كه در هر كدام از آنها من در قالبي متفاوت ظاهر مي‌شدم كه هيچ خط مشتركي به جز خود داريوش ارجمند در آنها وجود نداشته است. براي من ارائه يك كاراكتر متفاوت همواره دغدغه بوده است و همين دغدغه باعث شده در انتخاب‌هايم دچار نوعي وسواس شوم. هر چند كه موضوع ديگري هم وجود دارد. 

چه موضوعي؟ 

مثلاً در محله شما چند سوپر ماركت يا مغازه تره بار و يا... وجود دارد؟ مثلاً چون شغل‌هاي آن مشابه است بايد زندگي‌هاي مشابه يكديگر داشته باشند و به يك شكل زندگي كنند؟ البته كه اين طور نيست و هر يك از آنها نوع و جنس زندگي خاص خودشان را دارند. از همين مثال ساده هم مي‌توان به اين سؤال پي برد؛ از آنجا كه دو نفر با شرايط و خصوصيات يكسان را نمي‌توان يافت دو كاراكتر را هم نمي‌توان نظير يكديگر دانست. در هر حال من تا حدي در ايفاي نقش‌هايم ريز مي‌شوم حتي در نحوه راه رفتن و نوع اداي ديالوگ فرد هم تفاوت، قائل مي‌شوم. 

جالب است كه شما در پاسخ به سؤال من دائم سعي داريد از وسواس‌تان پيرامون انتخاب يك نقش و تفاوت آنها با يكديگر صحبت كنيد؟ 

اگر من رفتاري غير از اين داشته باشم بايد براي شما عجيب باشد؛ چراكه من تمام عمرم را صرف اين موضوع كردم كه در عرصه بازيگري شريف كار كنم و در مقابل نقش‌هايي كه به من پيشنهاد مي‌شود دچار وسوسه نشوم بلكه هر بار تنها به وسواسم دامن بزنم با اينكه ممكن بود در بسياري از موارد دچار نوعي از مشكلات مالي شوم اما همه آنها را تحمل كردم چون به فرداي شرايط‌كاري‌مان خوشبين بودم.
نكته جالب درباره شما اين است كه با توجه به كارنامه هنري‌تان از اينكه در نقش‌هاي كوتاه بازي كنيد هيچ ابايي نداريد؟ 

يكي از رموز و علت ماندگاري يك بازيگر آن است كه براي ايفاي نقش متر دستش نباشد و تنها دغدغه ايفاي رل اول را در ذهنش نپروراند به همين خاطر هرگاه رل فرعي يا كوتاه به من پيشنهاد شود اگر احساس كنم آن نقش از تأثيرگذاري لازم برخوردار است و به نوعي مي‌توان روي آن به لحاظ شخصيت‌پردازي كار كرد بازي در آن را بي‌ترديد مي‌پذيرم؛ نمونه بارز آن هم فيلم سگ‌كشي بود كه در آن نقش بسيار كوتاهي را بر عهده داشتم ولي خوشبختانه آن نقش در نوع خودش حسابي ديده شده و با اقبال منتقدان و البته مردم مواجه شده است. 

شما چندي قبل در سريال راز پنهان ايفاگر نقش به نسبت متفاوتي بوده‌ايد و سعي كرديد بازي دور از درشت‌نمايي را به نمايش بگذاريد، به نظرتان سريال‌هاي ماه رمضان چه تفاوتي با ديگر آثار دارد؟ 

من كلاً به آثاري كه در اين ايام توليد مي‌شود علاقه خاصي دارم و همواره دوست داشتم نقشي متفاوت در اين باره را به تصوير بكشم در هر حال اين فرصت با سريال راز پنهان براي من فراهم شد. زماني كه فلورا سام به من فيلمنامه اين كار را رساند از سوژه آن حسابي خوشم آمد؛ چرا كه سعي داشته به گونه كنكاشگرانه به گذشته آدم‌ها بپردازد. مدتي است كه آثاري با اين جنس روايي مورد اقبال واقع مي‌شوند كه نمونه موفق جهاني آن سريال «لاست» است كه كساني با كوله‌باري از گناهان گذشته خود در جايي افتاده‌اند. سام هم همين مسئله را در ارتباط با فرامرز به وجود آورد. به اعتقاد من خدا فرامرز را خيلي دوست داشته كه يك روز او را مي‌ميراند تا در حيات بعدي‌اش متوجه فرصتي كه به او داده شده شود. همه ما بايد فرصت مردن را به خودمان بدهيم و رمضان فرصت ميراندن است. ولي من معتقدم شناخت دوباره حرفي است كه مختص رمضان است. شايد انتخاب اين سريال براي ماه رمضان هم دليلش همين بوده است. فرامرز فكر مي‌كرده همه چيز سر جايش بوده ولي او مي‌ميرد و برمي‌گردد. كساني هم كه از نظر پزشكي مرده‌اند و زنده شده‌اند همگي آدم‌هاي ديگري شده‌اند و اين باعث تولد دوباره‌شان شده است. البته من نقدي در اينجا نسبت به سياستگذاري‌هاي تلويزيون در ايامي خارج از ماه رمضان دارم. 

چه نقدي؟ 

اينكه كار ارزشي فقط در ماه رمضان باشد و بقيه‌اش لودگي باشد، اشتباه است. ما چگونه مي‌توانيم ۱۱ ماه كارهاي غيراعتقادي را با يك ماه تمام كنيم. درست است كه تماشاچي كه در ماه رمضان و بعد از افطار آن را نگاه مي‌كند ممكن است چنين مسائل اعتقادي بيشتر به دلش بچسبد؛ اينجا فصل بهتري است اما بايد در همه سال مبلغ اين چيزها باشيم نه اينكه چند روز مانده به ماه رمضان شروع كنيم و به كار بپردازيم. به اعتقاد من اين مجموعه مي‌توانست در غير ماه رمضان هم پخش شود و همين ميزان اثرگذاري را داشته باشد. ما بايد تمام تلاش‌مان را به كار ببنديم كه آثاري را بسازيم تا به لحاظ محتوايي سعي در ارتقاي سطح جامعه داشته باشد. 

در بخشي از صحبت‌هايتان به اين موضوع اشاره كرديد كه لودگي در كارهاي تلويزيوني و سينمايي ما وجود دارد. شما اساساً با ساخت آثار طنز مخالف هستيد يا تصورتان براين است ما در اين زمينه ضعيف عمل كرده‌ايم؟ 

نه؛ من طنز را نياز جامعه مي‌دانم و معتقدم كار‌هايي در ژانر طنز بايد وجود داشته باشد؛ چرا كه جامعه نيازمند به شادي و خنده است منتها در كل دنيا نسبت به طنز نگرش علمي و تخصصي دارند؛ از آنجا كه من همواره دوست داشتم به عنوان بازيگر ژانرهاي مختلف را تجربه كنم در نتيجه در دو فيلم آدم برفي و ازدواج به سبك ايراني هم بازي در ژانر طنز را تجربه كردم اما متأسفانه در چند سال اخير افرادي در حوزه طنز دست به فيلمسازي زده‌اند كه دانش كاملي نسبت به اين موضوع ندارند و مي‌خواهند با دستا‌ويز قراردادن هر موضوعي مخاطب را بخندانند كه همين موضوع به تنهايي خودش زنگ خطري را براي فعاليت در اين عرصه فراهم مي‌كند. به نظرم ما بايد از ساخت آثار طنز فاخر دفاع كنيم و به همين ميزان اجازه ساخت آثار سخيف را به آنها ندهيم. 

سريال ستايش با بازي شما سال گذشته روي آنتن رفت كه با اقبال مخاطبان هم مواجه شد. ظاهراً كار ساخت سري دوم آن هم شروع شده است؛ كمي راجع به كاراكتر حشمت فردوس و موفقيت اين اثر صحبت كنيد؟ 

خوشحالم كه بعد از مدت‌ها سريالي توانست تا اين حد با اقبال مخاطبان مواجه شود. تا قبل از اين سريال متأسفانه مدت‌ها بود كه مردم نسبت به آثار فرهنگي اقبالي نشان نمي‌دادند اما خوشبختانه اين سريال ثابت كرد اگر كاري خوب باشد مردم آن را تحت هر شرايطي مي‌بينند. كاراكتر فردوس هم جزو آن دسته از نقش‌هايي بود كه من آن را بسيار دوست داشتم و معتقدم جزو نقش‌هايي است كه در حافظه مردم ثبت شده است. حشمت فردوس انساني است كه برخلاف لحن و چهره‌اش و همچنين غروري كه دارد اصلاً خلافكار نيست بلكه عاشق خانواده‌اش است و در همه چيز منطقي رفتار مي‌كند. حشمت سخت زندگي كرده و كمبود پول را در زندگي احساس كرده و حالا چون به مرتبه‌اي رسيده، فكر مي‌كند با پول همه چيز را مي‌تواند نگه دارد. همچنين دوست نداشت پسرش برخلاف خودش با سختي زندگي كند به همين خاطر امكانات زيادي را در اختيار طاهر گذاشت ولي خب او برخلاف ميل پدر عمل مي‌كند. فردوس هم بعد از آنكه پسرش را از دست مي‌دهد وارد يك رابطه چالش برانگيز با عروسش مي‌شود. به نظرم پرواضح است «حشمت فردوس» شخصيت محكم و با اعتقادي دارد. او به حفظ خانواده علاقه‌مند است و هر كاري مي‌كند تا خانواده‌اش را به درستي پايدار نگاه دارد. شما به خانواده‌هاي ايراني نگاه كنيد مي‌بينيد در اكثر اين خانواده‌ها به كاراكترهايي مانند حشمت احترام مي‌گذارند. زن و مردها تصورشان بر اين است امثال فردوس با آن غيرت و اصالت ايراني‌شان باعث مي‌شوند كه خانواده‌ها به نوعي در كنار هم قرار بگيرند. ‌من فكر مي‌كنم نوع شخصيت‌پردازي او در كل سريال به گونه‌اي بود كه وقتي مخاطب از او چنين رفتاري مي‌ديد نه تنها تعجب نمي‌كرد بلكه او را درك هم مي‌كرد چراكه ما از ابتدا نشان داديم كه حشمت فردي است كه مي‌خواهد از خانواده‌اش به هر قيمتي پشتيباني كند. 

به اين سؤال پاسخ نداديد كه آيا فكر مي‌كنيد اين سريال در سري دوم با موفقيت روبه‌رو ‌شود؟ 

صددرصد. اين سريال سعي در بيان دغدغه‌هاي اجتماع داشته است و مردم همواره نسبت به كارهايي از اين دست استقبال مي‌كنند و مطمئن هستم سري دوم آن هم مثل سري اول با اقبال مخاطبان مواجه مي‌شود. 

شما طي گفت‌وگويي كه با يكي از نشريات داشتيد اعلام كرديد اين روز‌ها يكي از اركان اصلي ورود به سينما داشتن چهر‌ه‌اي آنچناني آن هم به لطف جراحي‌هاي زيبايي است در حالي كه بزرگان سينماي ايران و حتي جهان هيچ يك از چهره آنچناني برخوردار نبودند. هنوز هم روي حرف‌تان درباره اين موضوع هستيد؟ 

البته، متأسفانه ما اين روز‌ها معيار‌هاي‌مان براي انتخاب بازيگر حسابي تغيير كرده است؛ ديگر براي ما مهم نيست فردي كه قرار است پا در اين حرفه بگذارد آيا تحصيلات آكادميك منطبق در اين عرصه را دارد، استعدادش در اين باره چگونه است و ديدگاه‌اش نسبت به بازيگري چيست. ظاهراً تنها شرط و مهم‌ترين شرط براي ورود به اين عرصه داشتن ظاهري زيبا است در حالي كه يك هنرمند مي‌تواند با تمسك به هنر والاي خودش همه را به تحسين هنرش وا دارد و اين موضوع هيچ ارتباطي با چهره او ندارد. اينكه شما صرفاً به كمك چهره‌تان فردي را به تماشا و تحسين واداريد مهم نيست، مهم آن است كه بتوانيد از هنرتان در راه جذب مخاطب بهره ببريد؛ چيزي كه ظاهراً به حلقه مفقوده اين روزهاي عالم بازيگري ما بدل شده است. 

جالب است كه وقتي با تهيه‌كننده و سازندگان آثار تجاري پيرامون انتخاب‌هاي اينچنيني و صرفاً با تكيه بر چهره صحبت مي‌كنيم آنها مي‌گويند در شرايطي كه فيلم‌هاي سينمايي ما به لحاظ مالي در حاشيه امنيت به سر نمي‌برند چاره‌اي جز اين نيست كه ما بخواهيم به واسطه رنگ رخساره مخاطبان را به سالن سينما بكشانيم؟ 

حالا سؤال من اينجاست كه اين دوستان چقدر در اين راه موفق شده‌اند؟ سال‌هاست كه آن دسته در پاسخ به اين پرسش دست به چنين توجيهي مي‌زنند در حالي كه ما اين مسير را به شكل معكوسي طي كرده‌ايم و گواه آن هم همين صندلي‌هاي خالي است كه اين روز‌ها در سينماي ما به وفور پيدا مي‌شود. اگر اين سياستگذاري پاسخ مي‌داد پس چرا ما زماني كه از توليد آثار فاخر كناره‌گيري كرديم و به ستاره‌سازي آن هم به شكل غير حرفه‌اي روي آورديم اينچنين از جانب مخاطب پس زده شديم؟ پس يك جاي كار مي‌لنگد. 

خب اشكال كار كجاست؟ 

اشكال كار اينجاست كه با چنين نگرشي ديگر همه پارامتر‌ها تغيير مي‌كند و همه صرفاً روي اين موضوع تكيه مي‌كنند كه براي بازيگر شدن بايد به چهره خوب متكي بود و آنجاست كه ديگر كسي براي فردي كه سال‌ها براي رسيدن به عرصه بازيگري تلاش كرده، خاك صحنه خورده، بي‌پولي كشيده، با همه وجودش در اين عرصه كار كرده ارزشي قائل نيست. من اين مثال را قبلاً هم زده‌ام و بازهم مي‌گويم؛ فردي مثل استاد انتظامي چشم و ابروي‌ ‌گيرايي نداشت، قد بلند هم نبود، او مردي با چهره‌اي كاملاً عادي بود اما با هنر و توانايي‌اش آنچنان در دل مخاطب جا باز كرد كه به او لقب آقاي بازيگر را دادند و از پير تا جوان شيفته بازي‌هاي او هستند؛ خيلي دوست دارم ببينم آيا چنين عزت و احترامي در دوران پيري به سراغ بازيگران چهره محور هم مي‌آيد؟ ما بايد طوري در حرفه‌مان عمل كنيم كه اگر با گذر زمان چهره‌مان تغيير كرد نگران پس زدن از جانب مخاطب نباشيم. 

اين روزها حرف‌هاي زيادي در مورد فساد در سينما در محافل مختلف بيان مي‌شود كه بعضي اين موضوع را بي‌ارتباط با نگرش كنوني حاكم بر سينما مبني بر انتخاب بر پايه چهره نمي‌دانند؟ 

من نمي‌خواهم اين مباحث را بازكنم چرا كه احساس مي‌كنم پرداختن به اين موارد باعث دامن زدن به آن مي‌شود. در هر حال من فكر مي‌كنم فساد با روح هنر در تضاد است و آنهايي كه در دامن هنر به دنبال ولنگاري هستند سخت در اشتباه هستند؛ چرا كه اين رود خروشان در حال گذر است و هر چيزي كه برخلاف ذات پاك طبيعت باشد را با خودش مي‌برد. اين رداي مقدس و پاكي كه هنر روي دوش هنرمند قرار مي‌دهد بايد سبب شود تا هنرمند خودش را الگوي مردم بداند و سعي كند خودش را از هرگونه گناه و آلودگي مصون بداند و به گونه‌اي به سمبل غيرت و درستي در جامعه بدل شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار