
پخش فيلم موهن عليه پيامبر گرامي اسلام(ص) در يوتيوب كه در چند روز گذشته موجي از اعتراض جهاني را عليه امريكا و رژيم صهيونيسم به راه انداخت دستكم از دو جهت قابل تأمل و بررسي است. نخست تقارن آن با واقعه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ امريكا و دوم اشاره و تأكيد مؤكد بر نقش قبطيهاي مصر در اين زمينه است. بنابراين سؤالي كه مطرح است اينكه آيا وجود ارتباط بين اقدام موهن اخير عليه مقدسات اسلامي و اين موضوع را بايد تصادفي فرض كرد يا كاملاً عمدي و حساب شده؟!
۱۱ سپتامبر و پخش فيلم دو عامل درخصوص مقطع زماني انتشار اين فيلم موهن قابل تأمل است: نخست تقارن آن با دور جديد اختلافاتي است كه بين دولت اوباما و دولت نتانياهو درخصوص موضوع هستهاي ايران و در قبال امتناع دولت اوباما از تعيين خط قرمز درگرفته و ابعاد علني به خود گرفته است و دوم اينكه انتشار اين فيلم درست در يازدهمين سالروز واقعه ۱۱ سپتامبر صورت گرفته است و اين نميتواند تصادفي باشد.
همچنانكه هدف نهايي در پشت حملات واقعه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ امريكا دامن زدن به اختلافات ميان اسلام و مسيحيت بود از تكرار اهانت به مقدسات اسلامي از جمله فيلم موهن اخير هم دقيقاً همين هدف دنبال ميشود.
برخي شواهد و قرائن ازجمله تقارن انتشار فيلم موهن به ساحت مقدس پيامبر گرامي اسلام با سالروز واقعه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ امريكا اين احتمال را تقويت كرده است همچنانكه اين واقعه ساخته و پرداخته نومحافظهكاران افراطي حاكم بر دولت بوش و صهيونيستهاي ذينفوذ در دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي و ساير مراكز تصميمگيري امريكا بود، اقدام اهانتآميز اخير نيز ميتواند از سوي همين عوامل حمايت و مديريت شده باشد.
به خصوص آنكه هرچند نومحافظهكاران بعد از هزينههاي سنگيني كه از طريق جنگطلبي و بحرانسازي براي امريكا تحميل كردند در ظاهر از قدرت اجرايي كنار گذاشته شدند اما همواره حضور خود را در لايههاي زيرين بخشهاي مختلف اين كشور حفظ كردهاند و در گذشته نيز همچنانكه در مورد تري جونز، كشيش افراطي نيز مشاهده شد به اقدامات اهانتآميز دست زده بودند و درست در اينجاست كه نقش و مسئوليت دولت امريكا و ديگر دولتهاي غربي در تكرار اهانت به مقدسات اسلامي آشكار ميشود.
قبطيهاي مصر؟! اگر از دريچه منافع و دل نگرانيهاي رژيم صهيونيستي به تغيير و تحولات راهبردي در مصر بعد از سقوط رژيم مبارك نگاه شود اين نكته مشخص ميشود كه اسم بردن از نقش قبطيهاي مصر در اين اقدام اهانتآميز به هيچ وجه نميتواند تصادفي باشد بلكه به نظر ميرسد درباره جزء جزء اين سناريو فكر شده و از اين لحاظ ميتوان نتيجه اتاق عمليات دستگاههاي اطلاعاتي رژيم صهيونيستي را ارزيابي كرد.
با سقوط رژيم مبارك در مصر رژيم صهيونيستي اكنون منافع خود را در تجريه اين كشور جستوجو ميكند و دامن زدن به اختلافات فرقهاي و مذهبي گامي در اين راستا محسوب ميشود.
اين رژيم اميد داشت با طراحي كودتا و روي كار آوردن عوامل مورد اطمينان خود همچون عمرو سليمان جريان انقلاب را مهار كند اما خط كودتا در مصر بعد از انقلاب با برگزاري موفقيتآميز انتخابات پارلماني و رياست جمهوري و پيروزي اسلامگراها در هر دو انتخابات به شكست انجاميد.
علاوه بر اين، جنگ داخلي و فرقهاي كه رژيم صهيونيستي در سوريه دنبال ميكرد اكنون به بنبست رسيده است لذا به نظر ميرسد اين رژيم در پي ايجاد فاز جديدي از اختلافات فرقهاي و مذهبي در منطقه براي ايجادحاشيه امن براي خود در فضاي ناشي از موج خيزشهاي مردمي در منطقه است. به نظر ميرسد سناريوي اخير اهانت به مقدسات اسلامي به گونهاي طراحي شده كه ضمن دامن زدن به دور جديد اختلافات مذهبي ميان مسيحيت و اسلام در سطح كلان همين هدف شوم را در سطح خرد در مصر دنبال كند و تأكيد بر نقش قبطيهاي مصر در تهيه اين فيلم موهن در اين چارچوب معنا پيدا ميكند. همچنين تقارن انتشار اين فيلم با دور جديد اصطكاك و رويارويي ميان دولت اوباما با دولت راستگراي نتانياهو اين احتمال را تقويت كرده كه گويا انتشار اين فيلم با هدف ايجاد چالش براي دولت اوباما و به نوعي زهر چشم گرفتن از آن نيز همراه بوده است و اين از ديگرشاخصهايي است كه نشان ميدهد امريكا بهرغم صرف هزينههايي گزاف براي رژيم صهيونيستي همچنان از اين رژيم ضربه ميخورد.