۱۱ سپتامبر به راستگرايان افراطي مغرب زمين اين بهانه را داده تا در سالگرد آن به عقايد و ارزشهاي مسلمين حمله كنند، سال گذشته ماجراي آتش زدن قرآن كريم به دست تري جونز و پخش بخشهايي از فيلم بيگناهي مسلمانان در امسال، هر دو حمله، يك وجه مشترك اساسي دارند؛ هر دو خارج از حدود متعارفي انجام شدهاند كه حتي در عقب افتادهترين كشورها براي رفتارهاي انساني مد نظر گرفته ميشوند.
اختلافات ديني و قومي و حتي نزاعهايي بر اساس اين اختلافات در بسياري از جوامع ديده شدهاند اما در هيچ كدام از اين نزاعها آن نوع عملي ديده نشده كه تري جونز در سال گذشته مرتكب شد يا در هيچ كدام از آن نزاعها به مقام بالاترين شخصيت معنوي انساني توهين نشده، كاري كه با اين فيلم انجام شد.
براي مثال، كشور هند هر از چند گاه شاهد درگيريهاي مذهبي- فرقهاي به صورت شديدي بوده كه تخريب مسجد بابري در ۶ دسامبر ۱۹۹۲ يكي از اين موارد بود اما در اين درگيريها، هندوهاي معترض و متعصب هيچ گاه، نه به كتاب مسلمين و نه به پيامبر آنان توهين نكردند. شايد جنگ دهه ۹۰ در منطقه بالكان بين صربهاي ارتدوكس، كرواتهاي كاتوليك و بوسنيهاي مسلمان يكي از شديدترين جنگهاي مذهبي در دهههاي اخير بود كه در جريان آن جنايات سازمانيافته ضدبشري توسط گروههاي افراطي صرب انجام شد اما ارزشهاي اوليه و اساسي مسلمانان مورد بيحرمتي قرار نگرفت.
اكنون، كشوري كه خود را پيشقراول آزادي و ارزشهاي انساني ميداند در دو سال پياپي مرتكب چنان عملي شده كه در جوامع عقبافتاده نيز ديده نميشود. در واقع، ماجراي فيلم بيگناهي مسلمانان و پخش بخشهايي از آن در يوتيوپ از زواياي مختلفي قابل بررسي است.
يك زوايه به نحوه ساخت اين فيلم مربوط ميشود كه به صورتي كاملاًٌ ناشيانه ساخته شده و يك زوايه به واكنش دولت امريكا كه به بهانه تمسك به قوانين اساسي و مدني، سعي در شانه خالي كردن از بار مسئوليت خود در قبال آن دارد يا اينكه با داستانسازي تلاش ميكند تا اصل ماجرا را كوچك و ناچيز قلمداد كند. اين زوايا و ديگر نكات اموري هستند كه بايد به آن پرداخته شود اما اصل قضيه به نگاهي غربي به ارزشهاي جوامع ديگر مربوط ميشود كه در اين فيلم يا ماجراي سال گذشته منعكس شده است.
اين نگاه يك لايه بيروني با ادعاهاي انساندوستانه و اين قبيل تبليغات پر آب و رنگ دارد اما لايه دروني آن حاكي از نوعي تكبر نسبت به ديگر جوامع است كه به خود اجازه هر گونه توهيني به ارزشهاي آن جوامع را ميدهد. به ياد داشته باشيم كه سلمان رشدي براي نوشتن كتاب موهن آيات شيطاني از واژههايي استفاده كرده بود كه قرنها پيش و در ادبيات قرون وسطايي افراطيون مسيحي وجود داشت. گذشته از اين، اسلامستيزي و ادبيات هتاكانه غربي به ارزشهاي مسلمين تنها محدود به اين فيلم يا آن عمل تري جونز نميشود بلكه در اروپا نيز چندين بار اين گونه اعمال طي سالهاي اخير انجام شد.
كاريكاتورهاي موهن يك روزنامه دانماركي در چند سال پيش از جمله اين اعمال بود. اين درونمايه متكبرانه است كه به غرب اجازه نميدهد تا به ارزشهاي ديگر جوامع نگاهي محترمانه داشته باشد و در عين اينكه از ديگران مصرانه ميخواهد به ارزشهايش احترام بگذارند، اما خود براي ارزشهاي ديگران احترامي قائل نيست.
اين رويهاي است كه به وفور در تاريخ مغرب زمين ديده ميشود و اتفاقهاي دو سال اخير در امريكا در ادامه اين روند واقع شدهاند اما نكته جديد در اين دو اتفاق ارتباط آنها با واقعه ۱۱ سپتامبر است. وقوع اين دو حمله به ارزشهاي مسلمانان همزمان با سالگرد ۱۱ سپتامبر تنها از اين جهت نيست كه بانيان آن ميخواهند به اين وسيله ۱۱ سپتامبر را گرامي بدارند بلكه از اين جهت است كه طراحان واقعي ۱۱ سپتامبر براي اسلامستيزي و حتي حمله هتاكانه به ارزشهاي مسلمين را در طرح خود گنجانده بودند. طرح ۱۱ سپتامبر يك نمود ظاهري با حمله به برجهاي دوقلو و ساختمان پنتاگون داشت اما واقعيت دروني آن در تدوين جنگ تمدنها بود كه از ساليان پيش، توسط انديشمندان امريكايي مثل ساموئل هانتينگتون تدوين شده بود.
شاخص جنگ تمدنها بسيار عميقتر و گستردهتر از لشكركشي امريكا به افغانستان و عراق است و در اين شاخص هيچ حد و مرزي براي حمله به ارزشهاي جوامع هدف در نظر گرفته نميشود. اگر ارتش امريكا مأمور اجراي نمود ظاهري طرح ۱۱ سپتامبر بود و مأموريت خود را به روشي سخت انجام داد، مأموران جنگ تمدنها هم حضوري ناملموس دارند و هم آن كه به روشهايي نرم مأموريت خود را انجام ميدهند.
فيلم بيگناهي مسلمانان يك نمونه از اين مأموريتها است و بايد گفت تا هنگامي كه طرح امريكايي ۱۱ سپتامبر در امريكا جاني دارد بايد انتظار اين دست حملات را نيز داشت.