
مديران عشق مصاحبه، مديراني كه هر روز روي جلد روزنامهها حضور دارند، مديراني كه اگر روزي يك مصاحبه از آنها روي خروجي خبرگزاريها نرود روزشان شب نميشود، مديراني كه موبايل آنها هميشه روشن است و در انتظار زنگ خوردن تا چند دقيقه بعد مصاحبهاي با تيتري جنجالي شهر را به هم بريزند، مديراني كه مهم نيست در مصاحبههايشان حرفهاي تكراري بزنند و حرفهايشان كپي همان حرفهاي روزهاي قبل باشد، مهم اين است در متن خبرها باشند.
مديراني كه در زدن حرفهاي جنجالي كم نميآورند، مديراني كه رسانهها را بهترين ميدان براي خط و نشان كشيدن براي رقيبشان ميدانند، مديراني كه نمونه پررنگ آنها را ميتوان در دو تيم بزرگ پايتخت ديد؛ در استقلال و در پرسپوليس. صحبت از محمد رويانيان و علي فتح اللهزاده است. دو مديري كه چند وقتي ميشود حضوري دائمي در رسانهها دارند، از روزنامهها گرفته تا راديو و تلويزيون، كمتر روزي است كه گفت و گوهايي پر آب و تاب اين دو مديرعامل در رسانهها منتشر نشود.
مصاحبه با رسانهها به برنامه روزانه آنها تبديل شده، يك تفاهم نانوشته، تفاهمي كه در برنامههاي تلويزيوني آنها را به دوقلوهاي جدانشدني تبديل كرده، از استوديو جام جم به استوديوي ورزش از نگاه ۲، از استوديوي ورزش و مردم به استوديوي برنامه نود و اگر حضوري هم نشد به عنوان مهمان تلفني برنامه روي خط ميآيند. هر چه باشد دو مديرعامل استقلال و پرسپوليس كنار هم هستند و مجريان به دنبال كشيدن حرفهاي داغ از زير زبان آنها، مهم حضور آنها در رسانههاست و نه چيز ديگر. همين است كه آنها را ميتوان در رديف مديراني قرار داد كه عشق مصاحبه هستند، مديراني كه از چاپ پوسترهاي يك صفحهايشان در روزنامههاي ارگان باشگاه استقبال ميكنند، بنرهاي هواداران با عكسي از آنها باعث ميشود گل از گلشان بشكفد و به هر چيزي كه آنها را در كانون اخبار قرار دهد نه نميگويند!
حالا وضعيت تيمهايي مانند استقلال و پرسپوليس را با سپاهان مقايسه كنيد، تيمي كه مديرعاملش خيلي كم مصاحبه ميكند، اگر چه نميتوان از توجه رسانهها به سرخابيهاي پايتخت گذشت، توجهي كه به تيمهايي مانند سپاهان نميشود اما نميتوان از حضور كمرنگ كادر مديريتي تيمهايي مانند سپاهان در رسانهها و ارتباط آن به موفقيتهايشان حرفي به ميان نياورد. مديران سپاهان چه زماني كه ساكت مديرعامل اين تيم بود و چه حالا كه رحيمي جاي او را گرفته كمتر تن به مصاحبه ميدهند برخلاف مديران سرخابي كه هر روز يك مصاحبه از آنها روي خروجي رسانههاست.
حالا مقايسه كنيد موفقيتهاي سپاهان را با دو تيم پرطرفدار پايتخت در سالهاي گذشته. اصفهانيها سه سال متوالي است كه قهرمان ليگ ميشوند و در ليگ قهرمانان آسيا تا مراحل پاياني بالا ميروند اما در مقابل سالها از آخرين قهرماني سرخابيها در ليگ و موفقيت چشمگيرشان در آسيا ميگذرد، اگر چه نميتوان موفقيت تيمهايي مانند سپاهان را به پاي حضور كمرنگ مديران آن در رسانهها دانست اما به طور حتم ميتوان سهمي براي اين قضيه در موفقيتهاي اينگونه تيمها كنار گذاشت.
مديراني كه به جاي صرف كردن انرژيشان در رسانهها و مصاحبههاي روزانه به دنبال حل مشكلات تيمشان و عملي كردن وعدههايشان هستند و ترجيح ميدهند با رسانهاي نكردن مشكلاتشان كمتر گرفتار جنجالسازي رسانهها شوند؛ موضوعي كه به نظر ميرسد هم علي فتحاللهزاده و هم محمد رويانيان توجهي به آن ندارند و با گفتوگوهاي روزانهشان با رسانهها حتي به قيمت رفتن تيمشان به حاشيه ادامه ميدهند تا نشان بدهند مديران عشق مصاحبهاي هستند، مديراني كه اگر اندكي از انژريشان را كه صرف گفتوگوهاي هر روزشان با مطبوعات ميكنند صرف حل مشكلات تيمشان ميكردند جاي استقلال و پرسپوليس در پايين جدول نبود.