کد خبر: 486459
تاریخ انتشار: ۲۵ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۰
سيدمهدي ميري
بيست و يكم شهريور تيم‌ملي فوتبال ايران نتيجه‌اي تاريخي را رقم زد، البته نه براي ما، بلكه براي لبنان! آري، بازيكنان - يا به قول بعضي از رسانه‌ها - ميلياردرهاي ورزش افتضاح فوتبال را كامل كردند و در بيروت هم باختند تا ديگر از هيچ نتيجه‌اي تعجب نكنيم.
شكست در لبنان اما برخلاف آنچه وانمود مي‌شود يك حادثه نبود و براي كساني كه عقل را پيشواي خود قرار مي‌هند امري كاملاً قابل پيش‌بيني بود و چنانچه روند كنوني ادامه يابد ابداً نبايد تعجب كرد اگر در آينده نه چندان دور خبر شكست از «مالديو»‌را هم بشنويم! 

به راستي چرا نمي‌‌خواهيم واقعيات حاكم بر فوتبال خود را بپذيريم؛ واقعياتي كه به ما مي‌گويد در اين رشته قابليت‌هاي فني بازيكنان، مربيان و ... دليل اصلي رشد و ارتقاي كسي نيست و در حالي كه آمدن كرش زير سؤال است و آوردن دو رگه‌ها توجيه‌پذير نيست؛ هم مرد پرتغالي مي‌آيد و هم بازيكناني را مي‌آورد كه بهتر از آنان در داخل كشور وجود دارد.
باز مي‌گرديم به رقابت‌هاي انتخابي جام جهاني و سه ديدار مرحله دوم را به اجمال تحليل مي‌كنيم.
مقابل ازبكستان آنقدر بد بوديم كه بايد مي‌باختيم، ولي حادثه‌اي رخ داد و برديم. بردي كه سر همه را شيره ماليد و بن‌بستي شد تا ماشين منتقدان توان پيشروي نداشته باشد. آيا هيچ فكر كرده‌ايم كه اگر در تاشكند عدالت فوتبالي اجرا مي‌شد، الان با يك يا دو امتياز در قعر جدول بوديم؟ 

بازي دوم را مقابل قطري برگزار كرديم كه در روزهاي اوجش هم حرف چنداني براي گفتن نداشته، چه برسد به اين روزها كه خيلي سرحال نيست. در آن مسابقه نيز بازي قابل قبولي ارائه نكرديم و يك امتياز گرفتيم. ديدار آخر هم كه با لبنان بود و اصلاً بازي نكرديم و باختيم!
تكليف اما چيست؟ صبر كنيم تا مقابل كره جنوبي كيسه گل شويم يا فكري اساسي براي تيم‌ملي كنيم؟ 

اكثراً مي‌گويند با توجه به زمان اندكي كه تا رويارويي با كره داريم بايد به تيم‌ملي روحيه داد و كرش را هم تحمل كرد؛ چون مدت‌هاست اين آقا با فراغ بال كامل چه از حيث زمان و چه از نظر امكانات تيم را در اختيار داشته و حاصلش شده باخت به لبنان، حال اگر در آستانه سخت‌ترين بازي او را بركنار كنيم در واقع به وي خدمت كرده‌ايم! زيرا مسئوليت شكست محتمل پيش رو را از او گرفته‌ايم ضمن اينكه، هركس ديگري را هم جايگزين او كنيم مسئوليت‌پذير نخواهد بود، به دليل آنكه از همين امروز كمبود زمان را به عنوان بهترين توجيه با خود مي‌آورد، هر چند قطعاً بدتر از كرش عمل نخواهد كرد!!
پس چه بايد كرد؟ 

فراموش نفرماييد ذكر شد كه «اكثراً» مي‌گويند بايد كرش را تحمل كرد، نه «همه»! نگارنده جداً معتقد است كه با توجه به روند كاري كرش در ايران همين امروز بايد او را بركنار كرد و با توجه به يك ماه زماني كه تا رويارويي با كره داريم يك گروه فني مديريت بحران از بين مربيان داخلي تشكيل دهيم و ايشان را ملزم كنيم كه يكي از خودشان را به عنوان مجري برگزينند تا وي به نمايندگي از جمع مذكور روي نيمكت بنشيند و مجري طرح‌هاي از پيش تعيين شده گروه فني باشد. طبعاً فرد منتخب در هدايت تيم‌ طي هر مسابقه اختيار تام خواهد داشت، ولي در مورد چگونگي انتخاب سيستم و ۱۱ بازيكن اصلي بايد پيش از هر بازي گروه فني را كاملاً متقاعد كند. بدين ترتيب اولاً يك اجماع فني در هدايت تيم‌ملي خواهيم داشت و از توانايي‌هاي جمعي از نخبگان فوتبال كشور در ديدارهاي حساس پيش‌رو‌ بهرمند مي‌شويم، ثانياً علاقه‌مندان در كل كشور در‌مي‌يابند كه برخلاف سال‌هاي اخير سليقه يك فرد باعث ناكامي تيم‌ملي نشده است؟ 

اين روند مي‌تواند تا پايان چند بازي سال جاري ادامه ياد و با كمك تماشاگران ديدارهاي خانگي را به سلامت پشت سربگذاريم، سپس فدراسيون با مطالعه كافي و مشورت‌هايي كه با اهل فن طي يكي دو ماه آينده انجام مي‌دهد، يك سرمربي مناسب را براي بازي‌هاي سال ۹۲ و ان‌شاءالله جام جهاني ۲۰۱۴ برگزيند. مربي‌اي كه مانند كرش موفقيت‌هايش به سال‌هاي دور و به تيم‌هاي جوان منحصر نشود!
يك راه ديگر هم البته وجود دارد و آن اينكه بنشينيم و دعا كنيم تيمي كه طي يك سال با كرش ضعيف عمل كرده به شكلي خارق‌العاده پوست‌اندازي كند و تمام معادلات عقلاني را برهم زده، زيبا بازي كند و عالي نتيجه بگيرد!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار