
يكي از بخشهاي اصلي تلويزيـــون، تبليغـــات وآگهيهاي آن است كه در موضوعات مختلف با رنگ و لعاب زياد به كرار پخش ميشود. در واقع تبليغات از دريچه تلويزيون به لحاظ اينكه مخاطبان زيادي دارد از چندين منظر حائز اهميت است، به اين صورت كه سازندگان رپرتاژهاي تلويزيوني درعمده آگهيها از عنصر خانواده استفاده ميكنند، زيرا در جامعه ما خانواده اولويت زيادي دارد، به همين خاطر آگهيسازان از اين مقوله خوب استفاده ميبرند؛ هرچند بعضاً كارشناسان رسانه و روانشناسي تأكيد ميكنند كه نبايد از كودكان براي تبليغات، استفاده ابزاري كرد ولي با اين وجود به انحاي گوناگون كودكان را در آگهيها وارد كردهاند تا با قدرت تحريكپذيري بهواسطه سنشان، مخاطبان بيشتري جذب كنند؛ البته اين مسئله جاي واكاوي جداگانهاي دارد كه خارج از بحث فعلي ماست.
در اين نوشتار قصد داريم تا به نوع آموزشهايي كه ميتوان و بايد در محتواي تبليغات تلويزيوني بهكار برد بپردازيم، زيرا يكي از ترفندهاي آگهيسازان رسانهاي اين است كه بيشتر تبليغات را هرچند با صرف هزينه بالا ولي در ميان فيلم و سريالهاي پرمخاطب پخش ميكنند و چون رسانههاي تصويري بهخصوص رسانه فراگيري چون تلويزيون همواره به دليل در اختيار داشتن امكانات گسترده براي تأثيرگذاري بر توده مردم و قدرت اقناعي، تحريكي يا تشويقي مورد توجه بوده است، ميتواند بهترين ابزار براي معرفي كالا و اجناس آنها باشد. اين نكته مؤيد آن است كه چگونه از چنين فرصت به دست آمده درفضاي رسانهاي ميتوان استفاده مطلوب برد، زيرا وقتي آگهياي از قاب تلويزيون پخش ميشود مسلماً هدف صرف معرفي كالا نبايد باشد، بلكه دستاندركاران تبليغات در رسانه ملي بايد درالقاي ارزشهاي اخلاقي و ديني هم فعال باشند و در كنار آگهيهاي خود فرهنگسازي كنند؛ چراكه اينجا جامعه اسلامي است نه يك نظام ليبرال و ماديگرا كه تنها با معرفي كالاها از تلويزيون به سودآوري و انتفاع شخصي يا گروهي ميانديشند.
بنابراين حالا كه اين فضاي باز و مستعد براي معرفي كالاها و اجناس به صورت تبليغات در تلويزيون ملي ايجاد شده بجاست صاحبان تبليغات، از اين طريق جامعه بهويژه نسل جوان را به برتريطلبي و رفعت اخلاقي و ارزشي سوق دهند. به عنوان نمونه وقتي تبليغ فلان آب معدني را به اشكال مختلف نشان ميدهند كه كودكان و نوجوانان پايه ثابت حضور در آگهيها هم شدهاند، پدربزرگ آب را با حرص و ولع مينوشد گويي تنها آب تميز و بهداشتي است، خب چه اشكالي دارد بعد از نوشيدن آن آب معدني، پدربزرگ بچهها سلام برحسين بگويد تا بچهها هم كه همراه او هستند يا پاي گيرندهها نشستهاند و احياناً درحال نوشيدن آب، ياد بگيرند كه وقتي آب مينوشند به ياد امام حسين(ع) بيفتند. كار سخت و پرهزينهاي نيست، بلكه يك آموزش غيرمستقيم و فرهنگسازي در لابهلاي آگهيهاست. يا وقتي براي تبليغ روغن، آيتمي ساخته ميشود تا خانوادهها براي تهيه و پخت و پز ترغيب شوند و از فلان روغن استفاده كنند، سازندگان آگهيها اين نكته را هم از نظر بگذرانند و در آگهي بگنجانند قبل از خوردن غذا، بزرگترها بسمالله الرحمنالرحيم بگويند و بعد از تمام شدن غذاي خوشمزه با روغن خوب! با يك كلمه خدا را شكر كنند. متأسفانه در رسانه ملي آنقدر كه به ترويج زندگي مادي پرداخته ميشود به معنويات چندان بهايي داده نميشود تا حداقل كمي در راستاي دانشگاه عمومي مورد نظر امام خميني(ره) باشد.
مدتي بود براي تبليغ صابون مايع و جاافتادن فرهنگ آن بين مردم نشان ميدادند كه قبل از غذا خوردن بايد دستها را شست تا بيمار نشويم اين مسئله به اشكال مختلف به ذهن مخاطبان بهخصوص كودكان تزريق شد به صورتي كه هر وقت موقع خوردن غذا فرا ميرسيد بچهها اتوماتيكوار ميرفتند دستهايشان را با صابون ميشستند حتي اگر صابون مايع نبود ميگفتند چون صابون مايع نداريم دستها تميز نميشوند، اين نشان ميدهد كه چقدر قدرت تأثيرگذاري و آموزشي در تبليغات تلويزيوني ميتواند بالا باشد. بنابراين بايد آموزشهاي ديني و اخلاقي را هم در آگهيها گنجاند تا برخي موارد كه كمرنگ شدهاند به اين وسيله نهادينه شوند.
بيترديد اينگونه آموزشها در محتواي تبليغات به ساختار آگهيها آسيبي نميرساند، ولي چون عمده تبليغات در اوقات پربيننده و زياد پخش ميشوند، قدرت تأثيرگذاري بالايي خواهند داشت لذا ميتوان با استفاده از اين ظرفيت ايجاد شده، فرهنگسازيهاي خوبي هم در حوزه ارزشهاي اخلاقي در جامعه نهادينه كرد. با كمال تأسف آگهيهاي تلويزيوني به سبك و سياق غربي و سكولاريسم ساخته ميشوند كه هدف آنها تنها معرفي وفروش كالاها و اجناس است و چه بسا دركنار آن با نيازآفرينيهاي كاذب در مخاطبان، زندگي تجملاتي را تبليغ ميكنند؛ فرآيندي كه زيبنده رسانه ملي در جامعه اسلامي و شيعي نيست. به خوبي قبول داريم كه يكي از منابع درآمدي تلويزيون پخش آگهيها و تبليغات است و يكي ازكانالهاي مهم و اثرگذار براي معرفي اجناس ملي، همين تلويزيون است. لذا انتظار آن ميرود تا آگهيهاي تلويزيوني بار آموزشي ديني و اخلاقي داشته باشند تا در اين دنياي رسانههاي مختلف تصويري و شبكههاي ماهوارهاي، تفاوتي بين رسانه در جامعه اسلامي با جامعه لائيك غربي براي مخاطب احساس شود.