كاناداييها قبل از اينكه ديپلماتهاي ايراني را عنصر نامطلوب اعلام كنند، سحرگاه جمعه ديپلماتهاي خودشان را از تهران خارج كرده بودند. اين اقدام دولت آقاي استفن هارپر به قدري ناگهاني بود كه به جز نخست وزير و رئيس رژيم صهيونيستي، هيچ كشور ديگري به آن واكنش نشان نداد. اكثر تحليلها ضمن تأييد ناگهاني بودن اين حادثه، تأكيد دارند كه پيوندهاي محكم دولت راستگراي كاناداد با راستگرايان اسرائيلي و همچنين مناسبات درهم تنيده انگليس با كانادا، عامل اين تصميمگيري بوده است. اين به عنوان بخشي از تحليل ميتواند صحيح باشد ولي برخي رويدادهاي ماههاي اخير در اين تحليلها ناديده گرفته ميشود.
حدود ۶۰ روز قبل بود كه اظهار نظر حميد محمدي، رايزن فرهنگي ايران در كانادا در گفتوگو با وبسايت «ايرانيان خارج از كشور» واكنش دولت كانادا را برانگيخت و «جان برد» وزير امور خارجه كاناداروز بيستم تير ماه در واكنش به اين مصاحبه گفت كه وزارت خارجه كانادا از نزديك فعاليت سفارت ايران در اوتاوا را زير نظر دارد.
محمدي در گفتوگو با اين وب سايت ايراني كه تاريخ انتشار آن نيز به درستي مشخص نيست گفته بود: «رشد جمعيت ايرانيان كانادايي ناشي از زاد و ولد، ضرورت يك برنامهريزي منسجمتر فرهنگي براي گسترش ارتباط و تقويت هويت فرهنگي اين جمعيت رو به رشد را آشكارتر ميسازد.» به گفته او جمعيت بزرگ مهاجران ايراني صرفاً در صورت برنامهريزي جامع ميتواند به عنوان يك مزيت در خدمت منافع ايران عزيز باشد. اين همان نكتهاي بود كه واكنش مقامهاي سياسي در اوتاوا را برانگيخت و چالشبرانگيزترين بخش سخنان اين مقام ايراني مستقر در كانادا محسوب ميشد. وزير امور خارجه كانادا آن موقع در واكنش به اين سخنان گفت: «كاناداييهاي ايرانيتبار، كشورشان را براي داشتن زندگي بهتر ترك كرده و به كانادا آمدهاند، دخالت در آزاديهايي كه كاناداييهاي ايرانيتبار در اين كشور از آن بهرهمندند، با هرگونه مأموريت ديپلماتيك ايرانيها در اوتاوا مغايرت دارد.»
آنچه بيش از هر چيز ديگري مقامهاي كانادايي را نگران كرد، آمار و ارقامي بود كه رايزن فرهنگي ايران در اين كشور ارائه ميكرد. به گفته او جمعيت مهاجران ايراني در كانادا درحال حاضر حدود ۵۰۰هزار نفر است ولي اين جمعيت تا سال ۲۰۳۱ يعني كمتر از ۲۰ سال ديگر به حدود ۶۵۰ هزار نفر خواهد رسيد.
واقعيت اين است كه در كشوري كه بر اساس آمار سال ۲۰۱۱، جمعيت آن حدود ۳۴ ميليون و۵۰۰ نفر است و بخش مهمي از نيروي كار حرفهاي و حتي سطوح بالاي خود را از مهاجران تأمين ميكند، رشد جمعيت ايراني يك چالش دموگرافيك محسوب ميشود.
حال وقتي اين چالش دموگرافيك، به يكي از رويكردهاي كشور مبدا براي اثر گذاري بر كشور مقصد تبديل ميشود، واكنش روز جمعه دولت راستگرايي مانند دولت آقاي هارپر را به دنبال دارد، دولتي كه به لحاظ فرهنگي كثرتگرا نميانديشد و لابيهاي اثر گذار يهودي مانند «روساي سازمانهاي مهم يهودي»، به شدت بر آن اثر دارند.
يك بار ديگر آمار و ارقام را در كانادا مرور ميكنيم: جمعيت كانادا در بهترين پيشبينيها طي ۲۰ سال آينده حدود۷/۱ تا ۲/۲ ميليون نفر افزايش پيدا خواهد كرد كه اگر اساس آمار و ارقام حميد محمدي رايزن فرهنگي ايران را مبنا قرار دهيم، ايرانيان مهاجر چيزي حدود ۱۰ درصد افزايش جمعيت كانادا طي ۲۰سال آينده را رقم خواهند زد.
با چنين برآوردي، در حالي كه ايرانيان در حال حاضر ۴۴/۱ درصد جمعيت كانادا را تشكيل ميدهند، افزايش اين ميزان در سال ۲۰۳۱ ميتواند به يك چالش جمعيتي سازمان يافته در مقابل دولت كانادا تبديل شود، به خصوص كه ايرانيان، بر اساس آمارهاي سال ۲۰۱۰، چيزي حدود ۴/۲ درصد جمعيت مهاجران كانادايي را تشكيل ميدهند و بعد از فيليپين، هند، چين، انگليس، فرانسه و امريكا در رده هفتم جمعيت مهاجران كانادايي قرار ميگيرند. وقتي كه ميزان نفوذ و به خدمتگيري ايرانيان در ردههاي سياسي و مشاغل كليدي را به اين رده بيفزاييم، برخي معتقدند ايران ممكن است تا رده پنجم نيز صعود كند. اين آمار و ارقام از اين جهت حساس است كه بر اساس برخي آمار وارقام، نيمي از جمعيت كانادا در سال ۲۰۳۱، يعني همان سالي كه آقاي محمدي از آن صحبت كرده، كساني هستند كه در خارج از كانادا به دنيا آمدهاند.
در جهان امروز، ديپلماسي آمد و رفت دانشجويي (University Mobility) و همچنين جابهجايي نيروي كار حرفهاي به يكي از عنصرهاي مهم سياست خارجي دولتها تبديل شده ولي در اين باره كه دولتها بهتر است دانشجو پذير يا پذيراي نيروي كار باشند يا برعكس، اختلاف نظر وجود دارد. زماني گمان ميشد كه دولتها با پذيرش تعداد دانشجوي بيشتر، ميتوانند در اركان سياستگذاري دولتهاي اعزام كننده نفوذ كنند ولي با ظهور ابردولتهايي مانند چين كه شهروندانشان به شدت در مقابل فرهنگپذيري مقاومند، اين معادله با احتياط بيشتري به بحث گذاشته ميشود. تعداد دانشجوياني كه براي تحصيل به امريكا ميآيند ۱۰ برابر بيشتر از امريكايي هايي است كه به چين ميروند و به همين دليل دولت اوباما در نوامبر ۲۰۰۹، ابتكار اعزام ۱۰۰ هزار دانشجو به چين را پيش كشيد.
براي دولت هايي مانند كانادا كه از رشد كم جمعيت رنج ميبرند، رشد مهاجرين خارجي، آن هم مهاجريني كه به دنبال مشاغل كليدي ميگردند، چالش برانگيز است. همه اينها را در فضاي يك دولت دست راستي تحليل كنيد. دولتي كه به شدت از اثر مهاجرين خارجي بر فرهنگش وحشت دارد، دولتي كه سطح هزينههاي نظامياش در مقطع فعلي، از جنگ جهاني دوم به اين سو بيسابقه شده، دولتي كه نخست وزيرش بعداز به قدرت رسيدن در سال ۲۰۰۶، اولين كشوري بود كه با فلسطين قطع رابطه اقتصادي كرد، دولتي كه نخست وزيرش گفته كه «به هر قيمتي از اسرائيل دفاع ميكند»، دولتي كه چند سال است بر سر مسائل مختلف از جمله حقوق بشر و موضوع زهرا كاظمي با ايران دچار چالش است و البته مناسبات تنگاتنگي هم از دروازه رسمي اقتصاد هم با ايران ندارد. احتمالا اقدام دولت كانادا قابل دركتر ميشود.