اوضاع اصلاً بر وفق مراد نيست و هيچ يك از برنامهها، آنگونه كه بايد پيش نرفته و اين، با منطق رويانيان و تلاشي كه براي ليگ دوازدهم انجام داده بود، جور در نميآيد.
او اين روزها زمان زيادي را در اتاقش و پشت ميزي كه شايد روزي كمتر كسي تصور ميكرد به اين مرد برسد، مينشيند و به مرور كارهايش ميپردازد و به دنبال حل اين معماي بزرگ است؛ چرا پرسپوليس به اين روز افتاد. تيمي كه او به نظرش با بهترينها آن را بست و براي بهترينها. اما امروز نه بهترين است و نه بهتريني را به دست آورده و بد ماجرا اينكه اميدي هم نيست كه هيچ يك از بهترينهاي اين فصل را به نام خود بزند.هفت هفته از ليگ گذشته، اما همين هفت هفته كافي است تا رويانيان وقتي پشت ميزش در باشگاه مينشيند و دست زير چانه ميزند، به اين فكر كند كه«خشت اول چون نهد معمار كج، تا ثريا ميرود ديوار كج.»
اشتباه اول، ريختن پولهاي ميلياردي به پاي ستارههايي بود كه شايد اگر كمتر خرجشان ميكرد، ستاره ميماندند، اما امروز، هيچ شباهتي به ستاره ندارند، اشتباه بعدي، ايستادگي برابر اشتباهات بود. رويانيان هرگز اشتباهاتش را نپذيرفت و به جاي آن، سعي كرد آنها را به نوعي پنهان يا جبران كند كه البته در اين راه هم موفق نبود. حمايت مطلق و همه جانبه از بازيكنان و مربياني كه هيچ بازده مثبتي از خود ارائه نداده بودند، از اشتباهات بعدي رويانيان بود كه بيشك براي بهتر شدن شرايط تيمش انجام داده بود، اما نتيجه عكس داد. رويانيان به سرعت در حال امتحان كردن راههاي مختلف براي رسيدن به موفقيت و بيرون كشيدن تيمش از بحران و حاشيه است. اما هيچ يك از راه حلهاي او تاكنون جواب نداده و اين شايد از آن جهت است كه او شتابان و بيبرنامه و بدون مشورت گرفتن از اهلش پيش ميرود كه مدام، بر خلاف تلاشي كه ميكند، به در بسته ميخورد.
اما اين آخرين اشتباه او، شايد بزرگترين اشتباهي باشد كه در حق خودش و پرسپوليس ميكند؛ تجربهاي كه ديگران در پرسپوليس انجام دادهاند و نتيجهاي جز به حاشيه بردن تيم ندارد! مدتي است كه رويانيان، مدام از شخصي صحبت ميكند كه تيم را به حاشيه ميكشد و از داخل تيم است. شخصي كه به زبان عاميانه، همان جاسوسي است كه قرار است پرسپوليس را به دردسر بييندازد.
مطرح كردن اين بحث، حتي اگر واقعيت هم داشته باشد، ميتواند مشكلات سرخپوشان را صد چندان كند، چراكه برخي مشكلات، هرچند بزرگ، نيازمند آن است كه در خود خانواده مطرح و راهي براي حل آن يافت شود. اول براي جلوگيري از بروز اشكالات و حواشي بعدي و دوم براي آنكه ديگران يا دوست نيستند يا اگر هم هستند، آنقدر احساسي هستند كه دوستي شان بيشتر شبيه دوستي خاله خرسه است. حال آنكه هيچ مشكلي را نميتوان با احساس و بيمنطق و تدبير حل و فصل كرد. تأكيد رويانيان و حتي برخي مسئولان باشگاه به وجود شخصي در تيم كه بازيكنان را عليه مربي تحريك ميكند، حاشيهاي خودساخته است كه ميتواند از ناكاميهاي اين تيم در طول هفت هفته گذشته باشد. حاشيهاي كه تدبيري براي آن نيست!
شرايط نامناسب پرسپوليس و پيش نرفتن اوضاع بر وفق مراد، باعث شده رويانيان با سرعت در پي يافتن راهي براي مهار ناكاميها باشد. اما اين شتاب زدگي باعث شده تصميمات وي احساسي باشد و شايد به همين دليل است كه جواب معكوس داده و تاكنون نتوانسته اين تيم را از بحران خارج سازد. حال آنكه اگر اين شتاب زدگي از تصميمگيريهاي رويانيان كنار گذاشته شود و نشاني اشتباه به او ارائه نشود شايد او بتواند راه حلي مناسب براي نجات تيمش از بحراني كه اين روزها با آن دست به گريبان است، بيابد.