در ادامه واكنش هيستريك صهيونيستها به برگزاري موفق شانزدهمين اجلاس سران كشورهاي غيرمتعهد در تهران كه نتانياهو آن را نتيجه ناتواني غرب در ايجاد خط قرمزهايي عليه جمهوري اسلامي ايران دانسته و وزير خارجه صهيونيستها خواستار ترور محمود عباس به جرم شركت در اين اجلاس شده بود، كشور كانادا در اقدامي مغاير با نزاكت و حتي عرف ديپلماتيك اقدام به تعطيلي سفارت خود در تهران و تعيين مهلت براي خروج ديپلماتهاي جمهوري اسلامي كرد.
جالب اينكه كاناداييها، بهانه اين اقدام غيرمنطقي را سياستها و عملكرد جمهوري اسلامي در سوريه، تهديد رژيم صهيونيستي و مواضع هستهاي اعلام كردند و بياعتنا به مواضع نم كه دو سوم جامعه بينالمللي را شامل ميشوند به اقدامي انتحاري و مغاير با منافع و حيثيت ديپلماتيك خود دست زدند. گرچه روشن شدن دلايل اين اقدام شتابزده و به دور از منطق دستگاه سياست خارجي كانادا محتاج گذشت زمان است، اما ميتوان گمانههاي زير را به طور اجمال براي آن ذكر كرد:
۱- وابستگي نظام سياسي يا دستگاه ديپلماسي كانادا به امريكا و انگليس و استمرار شرايطي كه از فرمانداريهاي انگليس مشهور ساخته و لذا اقدام نيابتي براي جبران شكست غرب در اعمال انزوا بر جمهوري اسلامي ايران كه با برگزاري اجلاس غيرمتعهدها، مهر بطلان بر ادعاهاي غرب به ويژه انزواي جمهوري اسلامي و مخالفت جامعه بينالملل با اقدامات و فعاليتهاي هستهايمان زد.
۲- امكان وجود فساد در دستگاه ديپلماسي كانادا يا نفوذ صهيونيستها به آن و وجود زمينه تأثيرگذاري صهيونيستها بر اين دستگاه براي استفاده ابزاري از آن و جابهجايي اولويتهاي ديپلماتيك با فدا كردن منافع كاناداييها به نفع صهيونيستها.
۳- پديد آمدن سرخوردگي شديد و قرين به جنون در بين برخي سياستمداران كينهتوز غربي، از جمله مسئولان دستگاه خارجي كانادا بر اثر احساس ناكامي در برابر روند پيشرفت و توسعه در جمهوري اسلامي ايران و اقتدار روزافزون آنكه برخلاف تمام دشمنيها و تحريمهايي كه غرب عليه آن اعمال كردهاند، روزافزون و مضاعف است.
با توجه به گمانههاي فوق، اقدام كاناداييها در واقع ادامه عصبانيت صهيونيستها است كه احتمال تشويق انگليسيها را براي ايجاد فشار بر جمهوري اسلامي ايران و واداشتن كشورمان به نرمش در مسائل سوريه و مذاكرات هستهاي آينده را هم بايد به آن افزود. در واقع كاناداييها به نيابت از صهيونيستها و به فرمان امريكا و انگليس به ميدان آمده و در نبردي ديپلماتيك با هزينه منافع و حيثيت كانادا براي ديگران خطر كرده است. حال آنكه شرايط بحران اقتصادي، عقلانيت و احتياط بيشتري ميطلبد كه بياعتنايي به آن به منزله نوعي انتحار است.
به نظر ميرسد شرايط سخت فعلي و سرخوردگي حاد دولتمردان كانادايي، آنان را در وضعيتي هيستريك و ناراحت قرار داده كه نه تنها منافع، بلكه الزامات حيثيتي خود را هم از ياد بردهاند، چرا كه آينده مبهم صهيونيستها كه در روند بيداري اسلامي در منطقه خاورميانه روز به روز شكنندهتر هم ميشود، به انجام چنين خطرهايي نميارزد.