کد خبر: 484791
تاریخ انتشار: ۱۳ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۲:۱۴
امير كوشا
جوان: مي‌توان از زاويه‌اي متفاوت‌تر از قبل به انتقاد از ليست جديدي كه كارلوس كرش پيش روي ما گذاشته نگاه كرد. مي‌توان همچنان نسبت به ناديده گرفتن بهترين‌هاي ليگ معترض بود و به مردي كه در بهترين تيم‌هاي دنيا مربيگري كرده است، متذكر شد كه چشم به روي آماده‌ترين بازيكنان ليگ بسته. اتفاقي كه نه براي ما خوشايند است و نه براي تيمي كه او مي‌خواهد راهي جام جهاني‌اش كند. 

دقيقاً چه گفتيم؟ گفتيم تيمي كه كرش «مي خواهد» راهي جام جهاني برزيل كند. اين نه خواسته ما كه در حقيقت تمام آرزوهاي امروزي فوتبال ايران است. فوتبالي كه براثر درخشش كاروان ايران در المپيك و البته ناكامي‌هاي تمام يك دهه اخير، دچار يك سرخوردگي مفرط شده. آرزوي رسيدن به جام جهاني گاهي ما را به جايي مي‌رساند كه در پس يك بار عدم راهيابي به آن، در تريبون‌هاي رسمي و رسانه‌هاي مختلف ملي، منتقداني احساسي را ديديم كه فرياد مي‌زدند در اين فوتبال را تخته كنيد! تخته شدن در فوتبال مثل آتشي بود كه اول از همه دامن همان منتقدان را مي‌گرفت، اما سرشكستگي ناشي از آن همه يأس، زبان را به گونه‌اي در دهان منتقدان مي‌چرخاند كه گويي عامه‌ترين قشر جامعه، وارد تخصصي‌ترين بحث‌هاي مديريتي شده‌اند! 

امروز كارلوس كرش بايد فوتبالي را به جام جهاني ببرد كه هنوز تكليفش با خودش مشخص نيست. فوتبالي را بايد جهاني كند كه منتقدش ادعاي تخته شدن در فوتبال را مي‌كند، مربي‌اش به جاي بازيكن‌سازي و استعدادپروري، وقتش را صرف دعوا با داور و تجارت خودرو مي‌كند، مدير باشگاهي‌اش تنها دغدغه‌اش را يافتن اسپانسر مي‌بيند، بازيكن فوتبال اصلي‌ترين هدفش را نشستن روي جلد روزنامه‌ها و بالا بردن تعداد تلفن‌هاي همراهش ديده است، رسانه‌هايش چيزي جز حاشيه‌ها نمي‌بينند و در عين شگفتي تعداد تيم‌هايي كه هنوز بازيكن‌سازي را يكي از راه‌هاي ادامه حيات خود مي‌بينند، به تعداد انگشتان يك دست هم نمي‌رسد. 

كرش ليستي را پيش روي ما گذاشته كه لبريز است از شك و شبهه و حرف و حديث‌هاي تودرتو! او چشم روي بهترين هافبك مياني كنوني فوتبال ايران يعني حقيقي از فجر سپاسي بست و البته بازيكني مانند يعقوب كريمي با درخشش‌هاي مكرر در ليگ را نديد تا مثلاً محمودي و محمد نوري و هاشم بيك‌زاده‌اي را دعوت كند كه عيار فني‌اش سال‌هاست ته كشيده! كرش اما به ابعاد فني دعوت‌هايش هيچ اهميتي نمي‌دهد. براي او اين مهم است كه از استقلال و پرسپوليس (بي‌كيفيت‌ترين تيم‌هاي ليگ) به اندازه كافي مهره در تيمش داشته باشد تا دل هوادار را براي همراهي با تيم ملي به دست آورد. كرش برعكس روزهايي كه ماهيني، حدادي فر، منتظري، همين عليرضا حقيقي و مهرداد پولادي را كشف و احيا كرد، اين بار فقط و فقط از اهرم تجربه در تيمش سود مي‌برد... اين خود نشانه‌اي است از ترس و بيم از نتيجه‌اي كه ممكن است در لبنان از دست برود. 

كرش بهتر از ما، خود ما را شناخته. مي‌داند كه نتيجه نگرفتن در بازي با لبنان، به معني فريادهايي خواهد بود كه هيچ كجاي دنيا نمونه‌اش شنيده نشده است. مي‌داند مربياني در ايران زندگي مي‌كنند كه در كنار نشستن روي نيمكت تيم‌هاي باشگاهي خود، به صورت دايمي نيم‌نگاهي هم به تيم ملي و نيمكت او دارند. مي‌داند كه اگر حقيقي و يعقوب كريمي و... در بازي‌هاي بزرگ اشتباهي كوچك كنند، همين مرداني كه امروز فرياد براي دعوت از آنها سر داده‌اند، چوبه‌دار كرش را آماده خواهند كرد. 

كرش اينجاست... بين ما! او آمده بود كه ما را متحول كند، اما بزرگ‌ترين افسوس كنوني اين است كه مي‌بينيم او هم درست تبديل شده به يكي عين خود ما! اين افسوس بزرگ فوتبال ماست... افسوسي كه حتي باعث سرمايه‌سوزي و دور ماندن جوان‌ها به تيم ملي هم مي‌شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار