موسي احمدي: اگر از منظر اصول و اهداف تأسيسي جنبش عدم تعهد به مسئله فلسطين نگاه شود هيچ ترديدي باقي نميماند كه اين جنبش متناسب با اصول و مباني وجودي خود وظيفه و مسئوليت تعريف شده براي كمك به آزادي اين سرزمين از زير اشغال صهيونيستها و تشكيل دولت فلسطيني بر دوش دارد. يكي از اصول و مباني تشكيل جنبش عدم تعهد، رهايي از استعمار و اشغال خارجي بوده است و اگرچه اكنون اين اصل معنا و مفهوم خود را درباره اغلب اعضاي جنبش از دست داده است اما فلسطين تنها عضوي است كه اين اصل درباره آن موضوعيت دارد زيرا در حال حاضر بيش از ۷۸ درصد خاك فلسطين كاملاً در زير اشغال و حاكميت صهيونيستها قرار دارد و حتي نام اين مناطق به اسرائيل تغيير نام يافته است و ۲۲ درصد باقيمانده ديگر شامل كرانه باختري و نوار غزه كه بنا بود طبق قطعنامههاي ۲۴۲ و ۳۳۸ شوراي امنيت براي تشكيل دولت فلسطيني قرار داده شود باز هر كدام به شكلي در معرض سياستهاي تجاوزگرانه رژيم صهيونيستي قرار دارد به گونهاي كه كرانه باختري با ۵۶۹۰ كيلومتر مربع وسعت و با نزديك به ۲ ميليون سكنه فلسطيني به علت احداث صدها شهرك صهيونيستنشين آن هم در سه نوار امنيتي جداگانه كاملاً تكهتكه شده و يكپارچگي ارضي آن كاملاً از بين رفته است و باريكه غزه نيز با ۳۶۵ كيلومتر مترمربع وسعت و يك و نيم ميليون سكنه در محاصره زميني و دريايي اين رژيم قرار دارد و تنها كانال ارتباطي آن با جهان خارج گذرگاه رفح است.
در چنين شرايطي مسئوليتهاي جنبش عدم تعهد در قبال بحران فلسطين را ميتوان در دو سطح حداكثري و حداقلي خلاصه كرد. مسئوليت حداكثري شامل كمك به آزادي كل فلسطين از زير اشغال است كه شايد داشتن چنين انتظاري از جنبش با توجه به اينكه روند تحولات نظام بينالملل در مرحله بعد از اعلام موجوديت اسرائيل در جهت تأييد و شناسايي آن ازسوي اغلب اعضاي نظام بينالملل بوده، دور از واقعبيني باشد.
بهخصوص آنكه برخي از اعضاي اين جنبش نيز به شناسايي اين رژيم و بر قراري رابطه با آن اقدام كردهاند، اما مسئوليت حداقلي كه پيش از اين هم از سوي اغلب اعضاي جنبش عدم تعهد مورد تأكيد قرار گرفته است، حمايت از تشكيل دولت مستقل فلسطيني در كرانه باختري و نوار غزه به پايتختي بيتالمقدس و بازگشت آوارگان فلسطيني است، اما از آنجا كه رژيم صهيونيستي مقدمات و شرايط لازم براي تشكيل دولت فلسطيني در اين مناطق را نيز از بين برده است بنابراين دستيابي به اين هدف مستلزم اعمال فشار جنبش عدم تعهد بر رژيم صهيونيستي براي پايان دادن به اشغال كامل كرانه باختري و شرق بيتالمقدس از طريق برچيدن شهركهاي يهودينشين واقع در اين مناطق است. با توجه به اينكه رژيم صهيونيستي تاكنون بهرغم درخواستهاي مكرر جامعه جهاني نه تنها به برچيدن شهركها اقدام نكرده بلكه بر عكس به گسترش آن اقدام كرده است بنابراين در حال حاضر هيچ راهي جز توسل به اقدامات بازدارنده از جمله توسل به زور مشروع يا قطع همكاريهاي سياسي و اقتصادي با اين رژيم باقي نمانده است.
هرچند تاكنون تلاشهاي جامعه بينالمللي براي التزام رژيم صهيونيستي به تعهدات خود در قبال قطعنامههاي سازمان ملل به جايي نرسيده است اما اكنون با موج خيزشهاي مردمي در منطقه در پوشش بهار عربي و بيداري اسلامي به نظر ميرسد فرصتهاي تازهاي فراهم شده است كه دولتها و سازمانهاي بينالمللي و منطقهاي با اتكا به آن ميتوانند به مسئوليتهاي تعريف شده خود در قبال بحران فلسطين عمل كنند كه البته در اين ميان دستيابي به وحدت در بين گروهها و سازمانهاي فلسطيني ميتواند روند احقاق حقوق فلسطينيها را تسريع سازد.