کد خبر: 483871
تاریخ انتشار: ۰۸ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
گفتگوي «جوان» با دكتر محمدحسن قديري ابيانه
محمداسماعيلي
جوان: كانديداي دوره نهم مجلس شوراي اسلامي در گفت‌وگوي تفصيلي با جوان ضمن بررسي طراحي‌هاي مغرضانه كنوني دولتمردان تركيه در بحران سوريه آينده اين توطئه‌چيني‌ها را براي اين كشور خطرناك توصيف مي‌كند.
وي همچنين به نبود نگاه استراتژيك در نزد سياسيون اين كشور در مسائل منطقه اشاره مي‌كند و جايگاه و شأن تركيه را پايين تر از آن مي‌داند كه رهبري بيداري اسلامي در منطقه را برعهده بگيرد.

نقش تركيه در تحولات منطقه‌اي پس از تغييرات عربي چه جايگاهي يافته است؟ 

تركيه مي‌توانست يك نقش مثبت ايفا كند اما مورد روانشناسي غرب قرار گرفت و بازي داده شد، البته خودش به اين بازي تمايل نشان داد، بدون آنكه از عواقب آن مطلع باشد. دولت تركيه هواي احياي دولت عثماني را در سر دارد و در همين نقطه هم مورد فريب قرار گرفته است. غربي‌ها و اسرائيل با استفاده از اين آرزوي تركيه و هواي تحت عنوان حمايت از ترك‌هاي مقيم كشورهاي مختلف و وعده‌هاي عملي نشدني (حمايت از تركيه بزرگ) وارد بازي شده‌اند كه نتيجه آن نه تنها منجر به برآورده شدن خواسته دولت اردوغان نيست، بلكه مي‌تواند به تجزيه تركيه هم بينجامد. اين انگيزه تركيه باعث شده است در تحولات جاري بيداري اسلامي در جهان، تركيه خودش را با جمهوري اسلامي ايران براي رهبريت اين تحولات رقيب ببيند و تصور كند كه فرصت حمايت غرب و اسرائيل از تركيه براي جايگزيني نقش ايران در بيداري اسلامي را از دست ندهد و بخواهد از شرايط به وجود آمده نهايت استفاده را ببرد و به اين بازي وارد بشود. 

وقتي آقاي اردوغان به مصر سفر كرده بود، حكومت لائيك تركيه را به عنوان الگو براي جامعه مصر مطلوب معرفي كرده و ارائه مي‌‌كند. هرچند كه پاسخ اين پيشنهاد را انقلابيون مسلمان مصر به خوبي دادند و در ادامه با انتخاب مرسي هم آن را تكميل كردند. به صورت كلي اين سياست‌هاست كه تركيه را به دام انداخته و باعث شده كه مقامات سياسي اين كشور با نوع فعاليت‌ها و موضع‌گيري‌هاي خود در پازل امريكا و متحدانش بازي كند. يكي از اقدامات شنيع و تأسف‌آوري كه دولتمردان آن مرتكب شده‌اند، مجموعه اقداماتي است كه در رابطه با حق حاكميت سوريه و تماميت ارضي اين كشور صورت داده است و كشور اسلامي تركيه را به پايگاه اسرائيل، امريكا و كشورهاي مرتجع براي ارتكاب جنايات ضد بشري و جنگ طلبانه ضد‌سوري و ضد‌حكومت مردمي بشار اسد تبديل كرده است. 

شما به حس رقابت تركيه با جمهوري اسلامي ايران در منطقه براي رهبري و ليدري تحولات منطقه اشاره كرديد، جايگاه و شأن تركيه با ايران در اين راستا قابل قياس است؟ 

قابل قياس نيست اما دولت امريكا، اسرائيل و كشورهاي اروپايي،‌تركيه ضدديني را بر تركيه اردوغان كه معتقد به آزادي رفتارهاي شخصي اسلامي است ترجيح مي‌دهند. در كنار اين دولت‌هاي غربي دولت اردوغان كه معتقد به حاكميت اسلام در جامعه نيست و فقط به عملكرد‌هاي فردي افراد يك جامعه اعتقاد دارد را به نظام‌هاي اسلامي مثل ايران يا آنچه ملت‌هاي مسلمان مثل ملت مصر مي‌خواهد (كه همان در رأس قرار گرفتن ارزش‌هاي اسلامي و الهي است) ترجيح مي‌دهند. لذا غربي‌ها ترجيح مي‌دهند الگوي تركيه به جاي الگوي ايران در منطقه و جهان اسلام مورد تأييد و ارائه شود. گرچه حتي اجازه رفتارهاي شخصي اسلامي و يا رعايت ضوابط اسلامي در رفتارهاي شخصي و زندگي خصوصي افراد را هم حاضر نيستند ببينند، غرب در مرحله فعلي مايل است كه به جاي ايران تركيه الگو قرار بگيرد هر‌چند كه توزيع الگوي اردوغان را هم نمي‌پذيرد اما بايد گفت تركيه هرگز نمي‌تواند جاي ايران را در بيداري اسلامي و تحولات منطقه و همچنين رهبريت جهان اسلام بگيرد و اين غيرقابل تصور است. جايگاه تركيه با ايران كاملاً متفاوت و غيرقابل قياس است. 

نگاه اميدوارانه غرب به نقش‌آفريني تركيه در منطقه و از جمله در بحران سوريه عوايدي را هم به همراه داشته يا خواهد داشت؟ 

بايد بگويم اگر صهيونيست‌ها حكومت تركيه را بد بدانند، حكومت ايران را بدتر مي‌‌دانند و از ميان بد و بدتر، بد را ترجيح مي‌دهند. البته غربي‌ها (همانطور كه در فرانسه مي‌بينيم) حتي به تحريم دانشجويان محجبه با عنوان جلوگيري از ادامه تحصيل دست مي‌زنند و اين چنين وضعي در تركيه هم هويدا بوده و اردوغان مي‌خواهد حداقل بي‌حجابي در مقابل حجاب باشد، نه‌آنكه جامعه تنها به حجاب پايبند باشد. ولي با اينكه دولت‌هاي غربي حتي اسلام‌گرايي در حد اردوغان (كه حد ضعيفي است و فقط بر اعمال فردي تأكيد دارد) را هم نمي‌پذيرند ولي آن را به الگو قرار گرفتن ايران ارجح مي‌دانند و اما اين رويكرد دستاوردي براي اين دولت‌ها در پيش نخواهد داشت، هرچند كه دولت‌هاي غربي حكومت مبارك را به حكومت تركيه ترجيح مي‌دهند، يا حكومت‌هايي مثل دولت‌هاي مرتجع مثل اردن، مراكش و برخي از كشورهاي ديگر حوزه خليج فارس را بر تركيه ترجيح مي‌دهند چرا كه به صورت كامل به غرب وابسته هستند. اما به هر حال وقتي مي‌بينند كه اين حكومت‌ها در حال ساقط شدن هستند و مردم دنبال جايگزين مي‌گردند ترجيح مي‌دهند زماني كه نمي‌توانند اين حكومت‌‌ها را حفظ كنند يك حكومت در حد تفكر اردوغاني جاي آن را بگيرد ولي اگر دست غرب برسد حتي نوع تفكر اردوغان را هم تحمل نخواهد كرد و تماميت ارضي تركيه را تحمل نخواهد كرد و حتي يكي از طرح هاي آنها اين است كه بخش استانبول و قسمت غربي تركيه را كه جزو اروپاست و غصب شده توسط عثماني مي‌دانند، جدا كنند.
 
پس بايد انتظار داشت كه غربي‌ها دست به تجزيه تركيه در طول سال‌هاي آتي بزنند؟ 

بله اين در ماهيت تفكر غربي‌ها وجود دارد و چنين نيتي را در سر دارند. آنها صراحتاً به تركيه نمي‌گويند كه ما تو را در تيررس خود داريم و تو را در اتحاديه اروپا جاي نمي‌دهيم بلكه كاري كرده‌اند كه اينها (تركيه) همواره اميدوار باشند به عضو شدن در اتحاديه اروپا، در حالي كه هرگز عضويت او را نمي‌پذيرند. غربي‌ها در صورتي حاضرند تركيه به اتحاديه اروپا بپيوندد كه بخش غربي آن از تركيه جدا و از مسلمانان هم خالي شود تا آن بخش خودشان به دامن اروپا برگردد. 

پس ويژگي‌هاي قوميتي و جغرافيايي كشور تركيه را هم مي‌توان از دلايلي دانست كه غرب به وسيله آن مي‌تواند تركيه را تحت فشار سياسي قرار داده و تا آستانه تجزيه و فروپاشي پيش ببرد؟ 

اينكه يك كشوري(چه تركيه، چه ايران يا عراق) داراي قوميت‌هاي مختلف باشد هم مي‌تواند به امتياز تبديل شود و هم مي‌تواند يك نقطه ضعف باشد، اين شرايط در شرايط اسلام‌گرايي يك امتياز است اما در شرايط قوم‌گراي يك عامل تفرقه و تجزيه به حساب مي‌آيد. لذا ما مي‌بينيم در حالي كه اروپايي‌ها از قوميت‌هاي مختلف تشكيل شده‌اند، زبان‌هاي مختلف،‌نژادها و مذاهب مختلف دارند، هر‌چند مسيحي هستند ولي از مذاهب مختلف مسيحيت هستند، جنگ جهاني اول و دوم بين آنها واقع شده و ميليون‌ها نفر از يكديگر را در تاريخ خودشان كشته‌اند و درياي خوني از قتل يكديگر به وجود آوردند ولي دنبال اتحاد بين يكديگر هستند اما وقتي نوبت به جهان اسلام مي‌رسد صحبت از قوميت و تفرقه مي‌كنند. 

خب نگاه دولتمردان ترك چگونه است كه اين شرايط بستري براي فروپاشي اين كشور را فراهم كرده است؟ 

نوع نگاه فرق مي‌كند، البته تركيه خودش نمي‌خواهد اين اتفاق رخ دهد، مي‌خواهد تركيه يكپارچه باشد ولي غرب است كه به دنبال تفرقه است و به دنبال دامن زدن به قوميت‌گرايي. منتها دولت اردوغان فكر مي‌كند مي‌تواند قوميت‌گرايي، را در خارج از مرزهايش دامن بزند اما درون مرزهايش در امان باشد در حالي كه اين اشتباه استراتژيكي است كه دولت تركيه مي‌كند. اگر قرار بود كه قوميت‌گرايي در خارج از مرزها دامن زده شود مثلاً بيايد ترك‌هاي سوريه را جدا بداند و بخواهد به قوميت ترك‌گرايي در سوريه يا در عراق و يا جاهاي ديگر دامن بزند، خودش هم مصون نخواهد بود و اين مسئله قومي‌گرايي دامن خودش را مي‌گيرد و كمك مي‌كند به غرب كه تركيه هم تجزيه شود. من معتقد هستم در پس آرزوي تركيه براي گسترش حيطه گسترش و نفوذ خود و احياي عثماني اگر اين سياست‌ها را ادامه دهد خطر تجزيه تركيه فعلي هم وجود دارد. 

براساس چه مصاديق يا علائمي، تجزيه تركيه را پيش‌بيني مي‌كنيد؟ 

اصولاً يكي از شعارهاي رژيم صهيونيستي از نيل تا فرات است و فرات از تركيه سرچشمه مي‌گيرد و غير از اين، مسئله قوم‌گرايي ادعاي صهيونيست‌ها روي خاك تركيه هم موجود است، به خاطر همين هم صهيونيست‌ها تلاش زيادي كردند كه زمين‌هاي اطراف فرات را كرايه كنند يا بخرند تا در آينده‌اي اگر اين كشوردچار تجزيه شد بتوانند ادعاي مالكيت كنند. اين در كردستان عراق هم همينطور است و صهيونيست‌ها دارند زمين‌هاي مرغوب را به قيمت‌هاي ارزان خريداري مي‌كنند، همان كاري كه زماني با فلسطين كردند.
البته اين كار را هم در تركيه، در عراق و در جاهاي ديگر هم دنبال كردند و مي‌كنند اما بالاخره همانطور كه شما گفتيد قوميت‌هاي مختلف در تركيه هستند،‌كردها هستند، بعد ترك‌ها هستند، علويان، شيعيان و اهل سنت هستند و اگر قرار باشد به قوميت‌گرايي و اينجور مسائل دامن زده شود تركيه ضرر خواهد كرد. 

مي‌توان گفت كه نوع تحركات تركيه در منطقه زمينه‌هاي اين هدف را تا حدودي فراهم كرده است.
بله ما قطعاً مي‌توانيم بگوييم كه اين كارهايي كه تركيه انجام مي‌دهد به ضرر خودش تمام مي شود. الان تركيه بدون اجازه دولت مركزي عراق در كردستان عراق كنسولگري زده و به نوعي كمك مي‌كند به تجزيه عراق. از طريق كردهاي عراق سلاح و نيرو مي فرستد به درون سوريه تا دست به اعمال تروريستي بزنند. نكته خيلي مهم و جالب اين است كه آقاي اردوغان و دولت تركيه در رابطه با جناياتي كه تروريست‌ها دارند در سوريه انجام مي‌دهند اعتراضشان به انتشار اسناد اين جنايات است، نه ارتكاب اين جنايات و مي‌گويند شما چرا صحنه سربريدن سوري‌ها را فيلمبرداري كرده‌ و نمايش داده‌ايد. اعتراضي به اصل سربريدن ندارند و اعتراض به انتشار آن دارند و وهابيان هم همين را مطرح كرده‌اند و همينطور غربي‌ها و خواسته‌اند كه از مستندسازي و انتشار آن خودداري كنند در حالي كه نيروهاي تروريستي كه وارد سوريه شده و دست به جنايات مي‌زنند، آنها ارتكاب اين نوع جنايات را جزو افتخارات خودشان مي‌دانند. اينكه يك كودك شيعه سه ساله را به دار بكشند، اينكه شيعيان و علويان آنها را سر ببرند اينها جزو افتخاراتشان است و اينها باعث مفتضح شدن اين دولت‌هاي استكباري و كساني كه از اينها حمايت مي‌كنند مانند تركيه، قطر و عربستان مي‌شود. 

نگاه دولتمردان ترك به اسلام و حكومت اسلامي چيست؟ مي‌توان گفت كه آنها سعي داشته‌اند از اين كليد واژه در جهت پيشبرد اهدافي خاص استفاده ابزاري كنند؟ 

آنها معتقدند كه بايد افراد در اعمال فردي مذهبيشان آزاد باشند، لذا اگر فحشا و فساد و برهنگي در تركيه آزاد است، پوشش هم آزاد باشد يعني مخالفتي با فحشا و برهنگي و فساد ندارند بلكه مي‌گويند حالا اگر قشري هم خواستند مسائل اسلامي را رعايت كنند، آنها هم بتوانند، به اصطلاح به حكومت لائيك سكولار اعتقاد دارند. آنها با آن آقاي اربكان متفاوتند. حزب اربكان و آن جناح مانند اخوان‌المسلمين خواستار رعايت ارزش‌هاي اسلامي و حاكم شدن ارزش‌هاي اسلامي در جامعه هستند اما اينها نه، به خاطر همين هم حزب اربكان و اسلام‌خواهان تركيه سر كار نيايند، غيرمستقيم و به طرق‌ مختلف از فعاليت حزب توسعه و عدالت كه معتقد به آزادي عمل فردي است حمايت كردند البته حمايت از اينها درمقابل احزاب لائيك و ضد ديني نبود بلكه در مقابل اسلام‌خواهان آنجا بود كه البته قطعاً حزب عدالت و توسعه آقاي اردوغان از احزاب ضداسلامي بهتر است ولي نسبت به نيروهاي ارزشي و كساني كه خواهان حاكميت‌هاي ارزش‌هاي اسلامي در جامعه و از جمله حكومت هستند عقب‌تر هستند. 

نوع نگاه آنها به بحث بيداري اسلامي در منطقه چيست و اهداف مبتني بر اين نگاه قابل تصوير است؟ 

آنها طبيعتاً از تحولاتي كه در آن تركيه نفع ببرد استقبال مي‌كنند به شرطي كه احساس كنند كه اين تحولات منجر به آن خواهد شد كه جاي پاي تركيه در آن كشورها باز شود. آنها به احياي حتي بخشي از دولت عثماني (حتي اگر شده از لحاظ نفوذ در ملت‌ها و كشورها اين نفوذ را احيا بكند) راضي هستند ولي طبيعتاً و قطعاً اينها مايل نيستند كه يك حكومت اسلامي مثلاً در مصر روي كار بيايد. مايل هستند يك حكومت لائيكي سركار بيايد كه مسلمانان هم بتوانند به آداب و رسوم خودشان احترام بگذارند و البته تركيه بتواند كميته‌ نفوذ خودش را گسترش بدهد، يعني بيشتر دولتمردان غربي سراغ ملي‌گرا‌ها هستند تا اسلام‌گرا و دولتمردان ترك هم مي‌توان گفت بيشتر ملي‌گرا هستند تا اسلام‌گرا و اين براي نظام سلطه مطلوب است. بهتر است بگويم دولتمردان ترك اول ترك هستند و بعد مسلمان در حالي كه ما (ايرانيان) مي‌گوييم اول مسلمان هستيم و بعد ايراني و اگر مقدر بشود كه بين اسلام و منافع مادي تركيه يكي را انتخاب كنند، منافع مادي تركيه را بر اسلام و احكام آن ترجيح مي‌دهند. 

چرا ما مي‌بينيم تركيه با مسائل منطقه‌اي، سياست مستقلي ندارد و هميشه پارادوكس‌ها را در رفتارهاي دولتمردانش هست، اين ناشي از نداشتن فهم استراتژيك سياسيون اين كشور است يا دلايل ديگري را بايد مورد لحاظ قرار داد؟ 

به عقيده من اينها فاقد نگاه استراتژيك هستند و فريب غرب را خورده‌اند و نمي‌فهمند كه اگر بخواهند باشند (حتي در سرزمين فعلي‌شان) بايد راه ديگري را در پيش بگيرند. اما غرب و به خصوص امريكا شيطان بزرگ است و از ويژگي‌هايي شيطان فريب دهندگي است و اين فريب را در مورد كردها هم به كار مي‌گيرند، يعني آنگونه وانمود مي‌كند كه مي‌خواهد به احترام حقوق كردها و اتحاد كردها از شكل‌گيري كشور كرد حمايت كند و از قوميت كرد پشتيباني و حمايت كند.
آنها با اين انگيزه سعي دارند كردهاي كشورهاي منطقه را فريب بدهند اين در حالي است كه قصد اصلي غرب، تضعيف كشورهاي اسلامي است. اگر اينها موفق به تجزيه عراق شوند در نهايت حاضر نخواهند شد حتي يك كردستان در عراق وجود داشته باشد. 

چرا؟ 

براي اينكه سرزمين‌هاي اسلامي بايد به تكه‌هاي كوچك‌تر تقسيم بشود تا آنها بتوانند در آن اعمال نفوذ و رأي كنند و اين غير ممكن است. 

پس تجزيه عراق هم يكي از راهبردهاي نظام سلطه در منطقه است؟ 

بله. آنها قدم‌هاي بزرگي براي تجزيه اين كشور برداشته‌اند. اصلاً يكي از اهداف اشغال عراق در راستاي سياست خاورميانه بزرگ كه امريكا مطرح مي‌كرد، بود و آن تجزيه تمام كشورهاي خاورميانه و از جمله عراق بود. لذا در اولين قدمي كه برداشتند و به عراق حمله كردند اين كشور را به سه قسمت و سه حوزه اداري كه هركدام از بخش‌‌ها به صورت مجزا مسئوليت‌ گرفتند و اين در حقيقت مقدمه تجزيه بود. ما امروز مي‌بينيم كه رئيس جمهور امريكا به صورت مستقيم با آقاي بارزاني صحبت مي‌كند و شركت‌هاي نفتي مستقيماً با اين فرد قرارداد مي‌بندند، بدون اينكه با حكومت مركزي عراق هماهنگ كنند. جالب است عراقي‌هايي كه مي‌خواهند به كردستان عراق سفر كنند احتياج به يك نوع ويزا دارند و اين روند در حال شكل‌گيري است و اجازه تردد و رفت و آمد را به راحتي نمي‌دهند. همين كردها با شركت‌هاي نفتي قرارداد مي‌بندند و اقداماتي نظير آنچه تركيه انجام داد، عراقي‌ها صورت داده‌اند و آن ايجاد سركنسولگري در آن محدوده است، اينها مقدماتي است براي تجزيه كردستان از عراق. 

چقدر اين تجزيه محتمل است؟ 

اينها جزو برنامه‌ها و نقشه‌هاي آنهاست و اگر بتوانند دولت مركزي عراق را تجزيه كنند و اگر تركيه در اين تحولاتي كه صورت مي‌گيرد، تضعيف بشود به اين سمت خواهند رفت. پس نقشه آنها اين است كه اين كار را بكنند منتها آنچه كه جلوه مي‌دهند نزد افراد اين است كه آنها خواستار يك كشور كردنشين هستند به صورت مستقل ولي هدف آنها اين نيست.
هدف آنها در شرايط تجزيه كشورهاي اسلامي حتي يك كردستان واحد در عراق نيست، بلكه در طرح خاورميانه جديد، سلطه كامل بر منطقه هدف است. آنها نه تنها سلطه كامل بر منطقه‌ را مي‌خواهند بلكه تصاحب منابع نفتي را هم مي‌خواهند، اينها با هم متفاوت است، تصاحب پررنگ‌تر از سلطه است و ما نبايد فراموش كنيم تا ۱۰ سال ديگر نفت امريكا تمام مي‌شود و تا چهار سال ديگر نفت انگليس. آنها به منابع انرژي براي پيشرفت خودشان نيازمند هستند و اصولاً اشغال عراق هم در همين راستا بود. 

سفر دولتمردان تركيه به كردستان عراق با چه هدفي صورت گرفت، مي‌توان گفت در راستاي همين پروژه بود؟ 

بله. ترك‌ها اين سفر را در راستاي تجزيه عراق صورت ندادند، چرا كه خودشان هم آسيب مي‌بينند و هدف آنها تضعيف دولت بشار اسد و سوريه بود اما رفتار تركيه مثل كسي است كه روي شاخه نشسته و آن را مي‌برد. 

تضعيف دولت سوريه از اين طريق چگونه قابل تصور است؟ 

مثلاً از طريق مرز مشتركي كه سوريه با كردستان عراق دارد مي‌خواهند سلاح به دست تروريست‌ها برسانند و از اين مسير هم راهي براي نفوذ تروريست‌ها به خاك سوريه پيدا كنند و به صورت كلي مرزهاي سوريه از سمت عراق را هم سعي دارند ناامن كنند. 

چرا رفتار تركيه در قبال تحولات منطقه ابتدا ثبات‌گرا و اصلاح طلبانه بود و پس از آن براندازانه شد؟ 

البته تركيه بر اساس تحليل‌هايي كه منطبق بر اهدافش است خود را در اين منجلاب گرفتار كرد.
تركيه هم در تدوين اهداف آرزوهايش دچار مشكل شده است و هم در تبيين استراتژي خود به بن‌بست رسيده است. آنها در پي‌احياي دولت عثماني هستند و سعي دارند تمام ترك‌ها را به انضمام خودشان دربياورند و برنامه‌هايي هم در رابطه با ايران در سردارند ولي قطعاً سياست‌هاي آنها به نتيجه نخواهد رسيد و عايدي جز شكست نخواهد داشت. 

تهييج، تحريك و تجهيز تروريست‌ها از سوي تركيه با چه هدفي صورت مي‌گيرد؟ 

آنها متأسفانه فكر مي‌كنند كه اين تحركات منافعي را برايشان به همراه دارد، در صورتي كه اين طور نيست و دولتمردان ترك ضعف تحليل استراتژيك دارند. آنها فكر مي‌كنند از اين طريق مي‌توانند به سوريه ضربه بزنند و بخش‌هايي از آن را جدا و به تركيه الصاق كنند. يعني غرب وعده‌هاي اينچنيني را به تركيه داده است ولي در حقيقت تركيه بازي خورده است و زيان‌هاي اساسي را متحمل خواهد شد. 

بسياري معتقدند سطح مطالبات اسلام‌گرايانه و غرب‌ستيزانه مردم تركيه بسيار فراتر از اين حدي است كه دولت اردوغان در حال پياده‌سازي آنها است، اين زمينه مخالفت‌هاي عميق‌تر مردم مسلمان تركيه را با دولت فراهم نمي‌كند؟ 

بله همين طور است و قطعاً دولت تركيه در اين راستا دچار مشكل خواهد شد اما اردوغان براي پيگيري اين سياست‌ها مورد حمايت احزاب دست‌نشانده امريكا و اسرائيل در تركيه است؛ يعني آن احزابي كه با اين حد از اسلام‌گرايي دولت اردوغان مخالف بودند چون اردوغان و حزب متبوعش امروز در راستاي منافع امريكا و اسرائيل عمل مي‌كنند. امروز اسلام‌گرايي در تركيه نسبت به گذشته قابل قياس نيست و از رفتار دولت تركيه در قبال سوريه راضي نيستند، دولت اردوغان بيشتر از آنكه به حمايت مردمش دل بسته باشد، به حمايت‌هاي امريكا و اسرائيل دل بسته است. 

همگرايي بين علويان سوريه و تركيه چقدر بر متشنج شدن اوضاع تركيه تأثيرگذار است؟ 

رفتار دولتمردان تركيه در قبال سوريه اين همگرايي را بيشتر و اوضاع داخلي اين كشور را متشنج‌تر مي‌كند اما ما نبايد فراموش كنيم كه ترك‌هاي اهل تسنن تركيه بيشتر ارزش‌گرا و خواهان حاكميت ارزش‌ها در كشورشان هستند و آنها از اين سياست مطيعانه تركيه در مقابل غرب ناراضي هستند، بنابراين هم اين خطر وجود دارد كه علوي‌هاي تركيه مخالفت‌هاي خود را آشكارتر كنند و به مقابله برخيزند و همين خطر براي تركيه و حزب اردوغان وجود دارد كه مسلمانان ارزشي تركيه (اهل‌تسنن) از اين حزب روي برگردانند. 

مخاصمه ترك‌ها با سوريه چه فرجام و سرانجامي را به دنبال دارد؟ 

اين به ضرر هر دو كشور است ولي در اينجا سوريه در موضع تدافعي و دفاع از تماميت ارضي خود است و تركيه در موضع تهاجمي و هم‌پيماني با امريكا و صهيونيست‌ها و در موضع تجاوز و حمايت از تروريست قرار دارد. سوريه حق دارد از خودش دفاع كند و حتي اگر بتواند تركيه را مجازات بكند. 

احتمال درگيري نظامي هم وجود دارد؟ 

سوريه خواهان آن نيست اما تركيه روز به روز قدم‌هاي بيشتري در اين رابطه برمي‌دارد به نحوي كه سوري‌ها توانسته‌اند حتي ژنرال تركيه را در خاك خود دستگير كنند. تركيه حتي تانك و ضد هوايي و تجهيزات پيشرفته در اختيار تروريست‌ها قرار مي‌دهد. 

دامنه درگيري‌هاي سوريه به داخل تركيه و لبنان هم كشيده شده، اين دخالت‌ها توطئه‌آفريني‌هاي تركيه در قبال سوريه را تضعيف مي‌كند؟ 

استكبار تلاش مي‌كند در جبهه‌هاي مختلف سوريه را درگير كند به همين دليل از شمال اين كشور يعني تركيه اين توطئه‌ چيني‌ها صورت مي‌گيرد و هم در مرزهاي لبنان، سعد حريري و همفكرانش كه عوامل امريكا هستند تلاش‌هاي زيادي را صورت داده‌‌اند و يك راه ديگر اردن است. تحريك دولتمردان عراق عليه سوريه بي‌نتيجه ماند و جايگزين آن كردستان عراق است كه برنامه‌هاي ويژه‌اي را هم در اين رابطه طراحي كرده‌اند. به هر حال اين درگيري‌ها نه به نفع سوريه است، نه به نفع تركيه و نه به نفع جهان اسلام. ما اميدواريم فرجام بحران سوريه كه ساخته دست امريكا و متحدان منطقه‌اي اوست به نفع دولت مردمي سوريه و نوار مقاومت باشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار