
«قلادههاي طلا» آخرين ساخته ابوالقاسم طالبي است كه عنوان سياسيترين فيلم تاريخ سينماي ايران را با خود يدك ميكشد.
اين فيلم با دستمايه قرار دادن حوادث بعد از انتخابات رياست جمهوري سال ۸۸ توليد شد و كارگردان وقت زيادي را براي جمعآوري اطلاعات مربوط به فيلمنامه صرف كرده است. طالبي ميگويد هيچ كدام از نهادهاي امنيتي اسپانسر اين كار نبودند و وي به شخصه بار جمعآوري اطلاعات فيلم را بر دوش داشته است. وي در زمان اغتشاشات بعد از انتخابات خود كار مستندسازي وقايع را بر عهده ميگيرد و سعي ميكند براي نوشتن فيلمنامه از زواياي مختلفي به حوادث نگاه كند.
حاصل كار ابوالقاسم طالبي كه با وسواس خاصي نيز توليد شده، يكي از جسورانهترين فيلمهاي سينمايي ايران است؛ فيلمي كه در ژانر سياسي ساخته شده و در داخل كشور كمتر فيلمي را ميتوان نام برد كه از استانداردهاي قلادههاي طلا برخوردار باشد، البته پيش از اين خود طالبي در فيلمي چون «آقاي رئيسجمهور» ژانر سياسي را مزهمزه كرده بود اما آن فيلم هرگز نميتواند با قلادهها در يك سطح قرار بگيرد.
اگر قرار باشد هر كارگردان را با يك فيلم بشناسيم، بيشك قلادههاي طلا شناسنامه كاري طالبي خواهد شد؛ فيلمي كه در اكران نوروزي ۹۱ توانست ركورد بسيار خوب فروش را پشت سر بگذارد و به قول محمد خزايي تهيهكننده فيلم، بدون احتساب فروش قلادههاي طلا در دانشگاهها و باشگاهها اين فيلم توانست به رقم ۵/۳ ميليارد تومان فروش برسد؛ رقمي كه شايد از پرفروشترين فيلم تاريخ ايران پايينتر باشد اما در ژانر سياسي يك استثناست. استقبال مردم از اين فيلم به حدي بود كه تا روزهاي پاياني اكران سينماها از كف فروش خود پايينتر نيامدند اما دليل اين استقبال چه چيزي بوده است؟
اين فيلم از چند جهت توانست مخاطبان را با خود همراه كند، ابتدا موضوع فيلم. براي ايرانيان ژانر سياسي حوزه مغفولي است اگر چه كساني مانند حاتميكيا سعي داشتهاند وارد اين عرصه شوند اما فيلمهايشان هيچگاه به معناي واقعي سياسي نبوده است، دومين دليل خوشساختي فيلم است، دقت نظري كه ابوالقاسم طالبي به رغم محدوديت زماني به خرج داد و تمامي پيامدهاي منفي ممكن را به جان خريد اما از كيفيت كارش نكاست و سومين دليل موقعشناسي ساخت فيلم بود.
هنوز مدتزمان زيادي از حوادث سال ۸۸ نگذشته و موضوع انتخابات رياست جمهوري داغ بود، اين زمان بهترين وقت براي پرداختن به يك حادثه سياسي- اجتماعي در قاب سينما بود؛ كاري كه شايد در سينماي حرفهاي هاليوود به آن زياد پرداخته شده است اما در سينماي تجاري ايران كمتر پيش آمده كه سينماگر خود را با تحولات سياسي و اجتماعي همراه كرده و اثري مناسب با فضاي روز جامعه بسازد. طالبي برعكس بسياري از فيلمسازان كه خواستهاند رگههاي سياسي را به فيلمشان تزريق كنند، خود را درگير عقدههاي ذهني و فكري نكرد.
شايد همين آزادانديشي بود كه فيلم طالبي را از ساير فيلمها جدا ميسازد. در جشنواره سيام فجر چند فيلم ديگر نيز به مسائل بعد از انتخابات پرداختند اما آنقدر كارگردان و نويسندهها خود را درگير مسائل و عقايد شخصي كرده بودند و سعي داشتند برداشتهاي شخصي خود را به عنوان حقايق به خورد بينندگان بدهند كه عملاً از سوي بينندهها پس زده شدند اما قلادههاي طلا خود را از اين مسئله جدا كرد. در قلادههاي طلا شايد بيننده با برخي از پلانها و سكانسها مشكل داشته باشد اما كليت فيلم در ذهن وي با مستندات تاريخي تطابق زيادي پيدا ميكند.
قلادههاي طلا بيشك نقطه عطفي در فيلمسازي ابوالقاسم طالبي و سينماي ايران خواهد بود. اين فيلم با استقبال خوبي از سوي مسئولان مواجه شد با آنكه در آن نقدهاي تندي به نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي وارد ميشود اما آنقدر كار خوب از آب درآمده و انتقادات مستندنگاري شده بود كه با وجود تابوشكني طالبي كسي سد راه فيلمش نشد.
موفقيت اين فيلم زمينه را براي پرداختن بيشتر به مقوله سينماي سياسي باز كرده است؛ چيزي كه خلأ آن در سينماي ايران مشاهده ميشد اما نبايد آن را به سمت و سويي كشاند كه گرفتار روابط و زد و بندهاي پيدا و پنهان سينما شده و از مسير اصلي خود دور شود. اين ژانر به رغم جاذبه فراوانش مستلزم داشتن دانش و آگاهي سياسي در سازندگان فيلم نيز خواهد بود و بايد يك خط قرمز پررنگ ميان آن و سينماي بدنه ايران كه از فيلمهاي جاري و بيارزش لبريز شده است، كشيد.