مد جديد، همان پز تازهاي است كه گروهي از منتقدان به خود گرفتهاند. مدي مثل زوم كردن روي درآمدهاي فوتبال و بعد فرياد زدن براي احقاق حق ورزشهايي كه براي ايران افتخارآفريني ميكنند. مد جديد چندان زيبا هم نيست، اما چون همه در موردش حرف ميزنند، همه از تازگي و متفاوت بودنش ميگويند، بر تن شفاهيئت همه مينشيند. بي آنكه فكر كنيم نتيجه چنين رويكرد جديدي چه خواهد بود.
امروز بهتر از هر زمان ديگري ميتوان فهميد و درك كرد كه پرتاب احسان حدادي براي رسيدن به عنوان نايب قهرماني، برخاسته از عزم و غيرت و عشق و عرق ملياش بوده است. ميتوان فهميد كه يك كشتيگير براي رسيدن به عنوان قهرماني تا چه حد با مصيبتهاي مادي و معنوي كشتي گرفته و شانه مشكلات را به خاك ماليده. ميتوان حتي درك كرد كه نوشاد عالميان چقدر ممارست كشيده تا در المپيك خالق يك شگفتي شود. ميتوان الهه احمدي را ديد كه تا يك قدمي مدال هم رفت و نام بانوي ايراني را بر سر زبانها انداخت. ميتوان بهتر ديد و درك كرد و البته براي رفع مشكلات ورزشكار قهرمان ايران، آستين بالا زد اما براي اينكه با مد جديد و پز تازه روشنفكرانهاي شد كه البته سيما باني آن بوده همراه شد، كمي بايد تأمل كرد.
فوتبال به آنچه حق خودش ميدانسته رسيده است. اينكه صاحب بودجهاي تقريباً معقولانه شده عيب نيست، اما اينكه اين بودجه چگونه توسط مديران باشگاهي و فدراسيونيها هزينه ميشود، هزار و يك ايراد منطقي و عقلاني را پشت سر خود دارد.
فوتبال به مرزي از درآمد رسيده كه باز هم ميان تمامي كشورهاي حوزه خليج فارس و همسايه، كمتر و حقيرتر است، اما همين فوتبال همراستا با رشد مالي، دچار رشد علم مديريتي و فني نشده است اما امروز براي رفع عيوب مالي ساير ورزشها، چه نيازي است از فوتبال و فوتباليست به عنوان الگوي سرمايهداري و ثروت و البته بيتعصبي و بيغيرتي حرف زد؟ آيا اين تفكر منتقداني كه هر روز فوتبال را زير تيغ ميبرند در نهايت به اينجا خواهد رسيد كه بودجه فوتبال قطع يا محدود شود و همان بودجه (بدون كم و كسر) در اختيار دو و شنا و شيرجه و كشتي و پرتاب وزنه و سواركاري و تنيس و. . . قرار بگيرد؟!
فوتبال به حق خود رسيده و امروز ورزشها نيز محق هستند كه حق خود را از بودجه سرانه و سالانه مملكتي مطالبه كنند. امروز اين حق دووميداني است كه سهمي در خور مقامي كه پس از سالها به دست آورده طلب كند. تداوم بحث تخريبي امروز به اينجا ميرسد كه باز هم فوتبال ايران را بيش از امروز و ديروز در گير و دار نداريها و مشكلات مالي خواهيم ديد.
راه حل بهتري وجود دارد. راهحلي مثل پيدا كردن مديراني كه شيوه چگونه خرج كردن در فوتبال را بلد باشند و البته اختصاص بودجههاي منطقيتر (باز هم با حضور مديراني لايق) براي ورزشهايي كه ميتوانند نام ايران را در جهان سرافراز كنند. مد جديد به سود هيچ كس نيست. نه فوتبال و نه ورزشهايي كه با كسر شدن از بودجه فوتبال سودي خواهند برد.