کد خبر: 482004
تاریخ انتشار: ۲۶ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
گفتگوي «جوان» با عليرضا جلالي‌تبار و كامران تفتي
مائده‌السادات ميرفندرسكي
جوان: يكي از اين مناسبت‌ها ماه مبارك رمضان است كه از پررونق‌ترين مناسبت‌ها براي ساخت سريال مي‌باشد. ولي در اين بين جاي بسي تعجب است كه چندين سال حتي محتواي سريال‌هاي ماه رمضان نيز با اين ماه پربركت سنخيتي ندارد. سريال‌هاي ماه رمضان امسال اگر چه در مجموع، زياد نتوانست مخاطبان را با خود همراه كند ولي حداقل يكي از اين مجموعه‌ها كه جزو خوب‌ترين آنها بود و به عقيده بسياري اگر در زمان ديگري پخش مي‌شد مخاطبان بيشتري نيز مي‌داشت «راز پنهان» بود. اين سريال كه از شبكه يك سيما پخش مي‌شد حكايت از درونمايه خانوادگي، پليسي و تحولات دروني انسان‌ها دارد. «عليرضا جلالي‌تبار» و «كامران تفتي» كه هر دو اولين تجربه كار مناسبتي ماه رمضان امسالشان را در مجموعه «راز پنهان» تجربه كردند درباره چگونگي پيدايش نقش و مسائلي از اين قبيل با ما همكلام شدند. 

گفتگو با عليرضا جلالي تبار

به طور معمول افرادي مثل شما كه اكثر شاخه‌هاي هنري را تجربه‌كرده‌اند، داراي يك پيشينه هنري در خانواده خود هستند. شما كه از اين قاعده مستثني نبوديد؟
نه، من هم در خانواده‌اي هنرمند بزرگ شدم، پدرم نقاش و پسرعمويم مستندساز بودند و مي‌توان گفت كه جرقه اصلي ورود به دنياي هنر را مديون ايشان هستم. 

پس از آن در چه سالي و از چه طريقي وارد اين وادي شديد؟
در سال ۷۰ در آزمون ورودي هنرستان صدا و سيما شركت كرده و اتفاقاً با رتبه يك قبول شدم و شروع به فراگيري و كارآموزي كردم. پس از چند سال سياست‌هاي سازمان تغيير كرد و هنرستان‌ در سال‌هاي سوم و چهارم تحصيل من خصوصي شد.‌ در ادامه براي شركت در دانشكده، رشته تئاتر را انتخاب كردم و باز هم با رتبه يك قبول شدم. 

در همان سال‌هاي دانشجويي، در زمينه نمايش هم فعاليت داشتيد؟
بله، سال اول دانشگاه عضو گروه تئاتر پرچين آقاي بيضايي شدم. در تئاتر‌هاي ايشان مدير صحنه بودم و در فيلم‌هايشان نيز در سمت دستياري و... فعاليت مي‌كردم. 

پس اينطور كه پيداست در اكثر سمت‌ها در سينما و تلويزيون فعاليت داشتيد؟
بله، بهتر است بگويم كه بازيگري آخرين گزينه من بود، سال‌هاي سال به نويسندگي، كارگرداني و تدوين مشغول بودم. 

يعني هيچ‌گاه در تئاتر بازي نكرديد؟
اغلب ترجيح مي‌دادم كه بازي نكنم ولي پس از مدتي در يك گروه نمايشي ديگر به نام «كلاغ» كه تحت سرپرستي خودم بود و اولويت‌مان بر اساس كار تجربي پيش مي‌رفت بيشتر بازيگري مي‌كردم. 

بعد از آن چه اتفاقي افتاد كه به سمت بازيگري در سينما آمديد؟
پس از سال‌ها كار و فعاليت در اين حيطه به علت اينكه اوضاع بر وفق مرادم پيش نمي‌رفت، ترجيح دادم كار عكاسي را در آن سوي مرز‌ها ادامه دهم. در همين حين از استاد خوبم آقاي بيضايي خواستم تا براي يادگاري نقشي را در يكي از كارهايشان به من بدهند. ايشان پذيرفتند و گفتند بايد تست بدهي. من هم مانند سايرين تست دادم و چند قسمت از فيلمنامه را نيز در اختيارم قرار دادند تا بخوانم. در ادامه پس از تست گريم گفتند كه براي اين نقش بايد وزنت را كم كني كه قبول كردم و رژيم غذايي و تمرين‌هاي مختلف بدني را شروع كرده و به هر ترتيب در نقش «رضا جك‌بندي» در فيلم «وقتي همه خوابيم» كه كار سنگيني نيز بود بازي كردم و اين همان اتفاقي بود كه سؤال كرديد.
در حقيقت بازي كردن در محضر استاد خوبم آقاي بيضايي يك امتياز و نوعي اعتماد به نفس برايم محسوب شد و در عين حال نمي‌خواستم جايگاه دستياري‌ام را از دست دهم. 

«وقتي همه خوابيم» از آثار سينمايي‌اي بود كه براي اولين‌بار در آن ديده شديد.
بله، نتيجه سال‌هاي كار كردن در گروه‌هاي نمايشي مختلف اين جرئت را به من داد تا احساس كنم مي‌توانم نقشي هر چند كوتاه را ايفا كنم و اين از لطف آقاي بيضايي بود كه نقش سنگيني را بر عهده من گذاشتند كه همين باعث ديده شدنم شد. 

پس از «وقتي همه خوابيم» كه كاراكتر اصلي داستان را عهده‌دار بوديد،‌ما شما را در فيلم كمدي «خنده در باران» ديديم! و اين براي بازيگري چون شما كه ديده‌شدنتان با كارهاي بهرام بيضايي به اوج خود رسيده بود تا حدودي تعجب‌آور بود. البته نمي‌خواهم آثار كمدي را محكوم كنم، نه، ولي شما به يكباره از اوج كار جدي به كمدي تغيير راه داديد؟!
متأسفانه در كشور ما وقتي بازيگري نقشي را ايفا مي‌كند از نظر كارگردانان بايد نقش‌هاي بعدي‌اش را نيز در راستاي همان نقشي كه اولين بار بازي كرده و اتفاقاً هم خوش درخشيده بازي كند و اغلب پيشنهادها به همان سمت است. بعد از «وقتي همه خوابيم» اين اتفاق براي من هم افتاد. تعداد زيادي پيشنهاد با نقش زن مرده و دانشجوي تئاتر داشتم كه واقعاً برايم خنده‌دار بود و طبيعتاً قبولشان نكردم و براي شكستن اين تصور فيلم كمدي «خنده در باران» را بازي كردم. 

كه از بدشانسي شما زياد ديده نشد؟
بله، درست است، دقيقاً زماني كه اين فيلم اكران شد مصادف شد با قهر مردم از سينما يا هر تعبيري كه اهالي سينما نامگذاري مي‌كنند و فيلم آنچنان كه بايد ديده نشد! بعد از آن در فيلم «مادرپائيزي» و چند فيلم ديگر بازي كردم كه در حال حاضر منتظر اكران‌شان هستم. 

فكر مي‌كنم مخاطبان تلويزيون براي بار اول است كه شما را در قاب تصوير مي‌بينند. البته دو سال پيش نيز در سريال «گمشده» بازي كرديد كه خب به اندازه سريال «راز پنهان» ديده نشد كه آن هم به مناسبتي بودن ‌ماه‌رمضان مجموعه «راز پنهان» برمي‌گردد.
در ابتدا قرار نبود كه اين مجموعه در ماه رمضان پخش شود ولي خب پس از ضبط و توليد كار مسئولان پخش اين طور تصميم گرفتند كه كار براي ماه رمضان روي آنتن برود. اصولاً از همان ابتدا كه شروع به كار كردم، ديده شدن برايم اهميت چنداني نداشت و به دنبال ديده شدن نبودم، در حقيقت هميشه در اين فكر بودم كه اگر روزي خواستم بازيگر شوم زماني باشد كه توان انجام اين كار را داشته باشم. 

يعني در حال حاضر از اينكه در مجموعه مناسبتي «ماه رمضان» آن هم براي اولين بار ديده شديد، راضي نيستيد؟
چرا، راضي هستم. استقبال مردم خوشحال كننده است، دقيقاً مثل نوازنده‌اي مي‌ماند كه سازي را با نواي دلش مي‌زند و آنقدر براي مخاطبانش ارزش قائل است كه از اعماق وجودش مي‌نوازد و در ازاي آن انتظار دارد كه نواي سازش با دل شنيده شود و وقتي چنين اتفاقي بيفتد، به طور قطع خستگي از تنش بيرون خواهد رفت. 

كمي در مورد نقش فرامرز در اين مجموعه بفرماييد.
فرامرز كاراكتر ترسناك و البته پيچيده‌اي داشت و در اكثر مواقع بازي‌اش لبه تيغ بود. نه تنها فرامرز بلكه تمامي نقش‌هايي كه تا به حال ايفا كردم هيچ كدام شبيه خودم نبودند چه از لحاظ شخصيتي و چه از لحاظ چهره چون به هر ترتيب حرفه اصلي ما بازيگري است و به طور قطع نقش‌هايي را انتخاب مي‌كنيم كه با آنها سنخيتي نداشته و راحت نباشيم. يعني مرتب و در طول روز دوست دارم كه با نقشم درگير باشم. براي رفتن سرصحنه فيلمبرداري استرس داشته باشم و در مورد نقشم تحقيق، مطالعه و بررسي‌هايي انجام دهم و در اصل در همان پروسه دنبال نكته‌اي مي‌گردم كه به نقش اضافه كند و بهتر آن را نشان دهد. 

چطور شد كه به اين پروژه دعوت شديد؟
يادم است در حال ضبط فيلم محرمانه تهران بودم كه دوستان طي تماسي برايم كار و جزئياتش را توضيح دادند و بعد از خواندن فيلمنامه ديدم كه نقش فرامرز جذابيت‌هاي خاص خودش را دارد. 

فرامرز شخصيت جالبي است و به نوعي با از دست دادن حافظه‌اش دست و پنجه نرم مي‌كند كه زياد ملموس نيست.
بله، در همان روزهاي ابتدايي كار، اين مسئله براي خود من سؤال مبهمي بود كه وقتي از خانم سام در اين باره سؤال كردم ايشان گفتند كه فرامرز حافظه بلند مدتش را از دست داده اما آن قسمتي از مغزش كه در واقع بخش ديگري از مغز را شامل مي‌شود در بدن او كاملاً سالم است كه به مهارت‌هاي كاري و اجرايي درونش مرتبط است. 

از همان ابتدا كه اين سريال را بازي مي‌كرديد، چقدر به موفقيت كار اطمينان داشتيد؟
زياد در بحث اين مسائل نيستم چون اينها جزو اختيارات تهيه‌كننده كار است. 

فكر مي‌كنيد با سابقه نسبتاً‌ طولاني‌اي كه در اين حيطه داريد از اين به بعد روند كارهاي پيشنهادي‌تان تغيير خواهد كرد؟
معتقدم كه اگر «راز پنهان» هم موفق شود، همان اتفاقي كه براي «وقتي همه خوابيم» افتاد براي اين مجموعه نيز تكرار خواهد شد. فقط اميدوارم كه بعد از اين كار نقش‌هاي مشابه فرامرز را پيشنهاد نداشته باشم. 

يكي از جذابيت‌ها‌ي اين مجموعه داستان قصه آن است كه از ويژگي‌هاي خاصي بر‌خوردار است.
بله، همين طور است براي من به شخصه فيلمنامه و قصه داستان بسيار با ارزش و مهم است. در واقع قصه‌داستان مثل هدف يك كار گروه است و به آنها مي‌گويد سفري كه در حال آغازش هستند به كدام نقطه مي‌انجامد و كيفيت كارشان را در جزئيات كار بالا خواهد برد. 

در صحبت‌هايتان به هنر تئاتر اشاره كرديد، از نظر شما فاكتورهايي كه اين هنر را از ژانر سينما و تلويزيون جدا مي‌كند چه گزينه‌هايي است؟
بايد بگويم كه تئاتر خوب، خانه اول ماست. تئاتر يك هنر ايده ساز و تفكرزاست. هنري كه آينده يك جامعه در آن آزمايش مي‌شود و به پرسش گذاشته خواهد شد. 

در تئاتر هم مانند تلويزيون و سينما، متن داستان برايتان مهم است؟
بله و در اين چند ساله به شدت دنبال متن‌هاي خاصي بودم، آن هم به اين دليل كه وقتي تئاتري شروع مي‌شود نه دوربين و نه كارگردان هستند، فقط و فقط بازيگر است و تمام تمريني كه در قبل و با كمك كارگردان انجام داده است.
عقيده‌ام بر اين است كه بازيگر به مدت خاصي آن تئاتر را روي صحنه زندگي مي‌كند و بعد تمام مي‌شود ولي در سينما تكنيك، حس و مسائل مختلفي است كه با هم آميخته شده. هميشه يك ناب بودن در تئاتر وجوددارد كه به آن تجربه زنده مي‌گويند و واقعاً بي‌نظير است. 

فارغ از دنياي هنر، بهترين سرگرمي‌اي كه در طول روز به آن مي‌پردازيد، چيست؟
مطالعه را خيلي دوست دارم و اغلب، كتاب‌هايي را مي‌خوا‌نم كه مرتبط به حرفه‌ا‌م و نقش‌هايي كه مي‌خواهم ايفايشان كنم باشد. در كنار آن به سفركردن نيز علاقه دارم و مي‌شود گفت تا الان به همه شهرهاي ايران سفر كرده‌ام. تمامي شهرهاي ايران برايم دوست داشتني هستند و هميشه گفته‌ام كه اگر اهل سفر باشيد ايران بي‌نظيرترين مكان دنياست.

********************************************
گفتگو با كامران تفتي
چطور شد كه به پروژه «راز پنهان» دعوت شديد؟
من در گذشته يك كار مشترك با اين گروه داشتم و آنها را مي‌شناختم. شخصاً به قلم خانم سام علاقه‌مندم و باعث افتخار است كه يك خانم آنقدر به كارش اشراف داشته باشد. ايشان در اكثر كارهايشان با موفقيت مواجه مي‌شوند و تمامي آثارشان با استقبال چشمگيري روبه‌رو مي‌شود. همسرشان آقاي اوجي نيز بسيار كار بلد هستند و همگي اين مسائل دست به دست هم مي‌دهد تا با هم همدل باشيم. 

كامران تفتي با بازي‌هايي كه در اين سال‌هاي اخير از او ديده‌ايم به گونه‌اي ثابت كرده است كه بازيگري حسي است. مي‌خواهم بدانم چطور خودتان را به اين نقش نزديك كرديد؟
با نظر شما كاملاً موافقم، من بازيگري حسي هستم و فردي نيستم كه بخواهم كاراكتر را از فيلتر خودم رد كنم، بلكه سعي مي‌كنم آن فرد يا نقشي كه قرار است ايفايش كنم را به خود نزديك كنم. براي مثال عكس‌العملم را در مورد رفتارهاي او در شرايط خاص بفهمم و در كل تجربياتم را به وجود آن نقش گره مي‌زنم. 

شخصيت اميرعلي كه شما آن را در سريال «راز پنهان» به تصوير كشيديد، زواياي ريزشخصيتي‌اش مخاطب را به فكر وادار مي‌كند.
بله، شخصيت اميرعلي، فردي بود كه همسر، فرزند و تمام زندگيش را از دست داده بود و من فقط با حسم مي‌توانستم او را بفهمم و اينكه چطور مي‌شود آدمي مثل او و با شرايط خاص او فقط به زندگي اجتماعي‌اش بپردازد و خيلي جدي كارش را دنبال ‌كند؟ اميرعلي به نوعي احساساتش را كنار گذاشته و دچار تضاد شده است. 

يعني مي‌خواهيد بگوييد كه حس انتقام در زندگي‌اش پررنگ شده است؟
به نظرم بله، ولي تمام تلاشش را مي‌كند كه اين را بروز ندهد و آدم درون‌گرايي باشد اما در واقع بزرگ‌ترين هدف زندگي‌اش انتقام از قاتلان همسرش است و همه زندگي‌اش را معطل كرده تا اين كار مهم را به سرانجام برساند. 

به عقيده شما جذابيت شخصيت اميرعلي در كدام فاكتورش است؟
اين كاراكتر به خودي خود جذاب است و با تمام درگيري‌هايي كه دارد مدام سعي مي‌كند كه خود را كنترل كند ولي خب هميشه اين را هم در ذهن دارد كه ممكن است كنترل رفتارش را از دست بدهد. 

پس اينطور كه پيداست او به مثابه يك باروت عمل مي‌كند؟
بله، دقيقاً همينطور است و ممكن است در مورد او هر جرقه كوچكي منجر به فاجعه شود. ضمن اينكه آرامشي كه در او مي‌بينيم در حقيقت آرامش قبل از توفان است. 

شما در اين مجموعه با بازيگران خوبي همبازي بوديد، از اين تجربه بگوييد.
من آدم زودجوشي هستم و خيلي زود مي‌توانم با ديگران ارتباط برقرار كنم، به همين خاطر با تمامي عوامل خيلي زود انس گرفتم. 

و بيشترين حجم بازيتان با عليرضا جلالي تبار بود.
ما سال‌ها در تئاتر با يكديگر همبازي بوديم و همديگر را به خوبي مي‌شناسيم. او نگاه شفافي به بازيگري دارد و فرد بسيار با دانش و باسوادي است و از اينكه فرصتي پيش آمده بود تا با يكديگر كار مشتركي داشته باشيم براي من بسيار شيرين و لذت بخش بود. 

به نظرتان پليس بودن كاراكتر امير علي در بروز رفتارهايش تأثيري داشت؟
نمي‌توان كلي قضاوت كرد و نظر داد زيرا آدم‌ها گاهي اوقات فراي شغل‌شان عمل مي‌كنند و اگر مشكلي برايشان پيش بيايد هيچ‌گاه و در آن شرايط پيچيده نمي‌آيند، اتفاق پيش آمده را با شغل‌شان تطبيق بدهند و مثلاً بگويند چون من پليس هستم نبايد اين تصميم را بگيرم ولي خب اميرعلي در شرايطي كه برايش پيش آمد، عكس‌العمل خوبي نداشت به خاطر اينكه مي‌توانست راحت‌تر از اينها با موضوع پيش‌ آمده برخورد كند، آن هم به اين دليل كه به واسطه شغلش مي‌توانست اين مسئله را به راحتي پيگيري كند. در حقيقت او به دليل اينكه فرد تنها و بي‌كسي است به شغلش پناه آورده است.
برخلاف نقش‌هايي كه تا به حال ايفا كرديد اميرعلي نه مثبت است و نه منفي و در قسمت‌هاي اوليه مخاطب را درگير خودش مي‌كند و مدتي بايد بگذرد كه مخاطب با او آشنا شود. 

نكته‌اي كه به آن اشاره كرديد دقيقاً همان چيزي است كه من هميشه در نقش‌هايم به دنبال آنها هستم، حال اينكه چقدر به آن مي‌رسم يا نه حداقلش اين است كه با اين ديدگاه جلو مي‌روم كه نقشي را پيدا كنم كه مخاطب را با پيچيدگي‌هاي خود همراه كند مثل يك فيلم سينمايي و اينكه مخاطب نتواند قضاوت خاصي درباره آن شخصيت داشته باشد. درست اين مانند اتفاقي است كه در زندگي عادي براي انسان‌ها مي‌افتد، خيلي پيش مي‌آيد كه از ظاهر يك فرد نمي‌توانيم بگوييم او دقيقاً‌ شخصيت مثبتي دارد يا منفي. 

اتفاقي كه شما از آن صحبت مي‌كنيد در فيلمنامه‌هاي ايراني كمتر رخ مي‌دهد و اكثر نقش‌هاي ما تك بعدي‌اند.
بله، همين طور است ما به شدت دچار ضعف در فيلمنامه هستيم. اگر بخواهيم نقشي خاكستري را نشان دهيم فوري منفي مي‌‌شود و اغلب مثبت‌هايمان هم آسماني‌اند و بسيار خوب! كه مخاطب كمتر مي‌تواند با آنها ارتباط برقرار كند اما شانس با من يار بود و يكي از نقش‌هاي خوبي كه در اين سال‌هاي اخير منتظرش بودم را در اين مجموعه ايفا كردم. 

نظرتان در مورد كارهايي از اين قبيل كه كارگرداني و نويسندگي كار به عهده يك نفر است، چيست؟
اينكه به آن اشاره كرديد را يكي از حسن‌هاي اين مجموعه مي‌دانم. خانم سام هم نويسنده و هم كارگردان اين كار بودند و از همه مهم‌تر كه خودشان بازيگر نيز هستند، يعني ايشان به تمامي اين ابعاد اشراف داشتند و همين باعث مي‌شد كه ما ساعت‌ها با يكديگر در مورد نقش، قصه داستان و مسائلي از اين قبيل صحبت كنيم و به تفاوت شخصيت‌ها بپردازيم. به نظرم وجود چنين فردي باعث ارتقاي روند توليد كار خواهد شد. براي مثال هيچ وقت ما وقت‌مان را صرف نماهاي اضافه و سكانس‌هاي بيشتر نمي‌كرديم و هر كاري كه انجام داديم و همه صحنه‌هايي را كه گرفتيم ديده شدند درست برخلاف كارهايي از اين قبييل كه هميشه در شرايطي از سروته آن مي‌زنند، در حقيقت نقطه عطف اين نقش در كارنامه هنري‌ام حضور خانم سام بود. 

فكر مي‌كنم اين اولين كار مناسبتي ماه رمضان شما بود. به طور معمول كارهاي اينچنيني بسيار پراسترس است براي شما چطور بود؟
از ابتدا قرار نبود كه اين كار مناسبتي باشد و قرار بود مثل سريال‌هاي عادي در زمان غيرمناسبتي پخش شود ولي اين شانس به ما داده شد تا در اين ماه مبارك پخش شود. به عقيده من ماه رمضان بركت خاص خودش را دارد و باعث مي‌‌شود كه تمام سريا‌ل ها درساعت خوب خود خيلي ديده شوند، درست است كه بعضي از كارها دچار فشردگي آن هم از لحاظ زمان شده‌اند ولي به نظر من اتفاقات خوبي در موردشان افتاد و ما هم خوشبختانه شامل بركت ماه رمضان شديم و كارمان در ساعت پخش خود ديده شد.
شخصيت امير علي در ابتدا تا حدودي منفي به نظر مي‌رسيد ولي رفته رفته اين ذهنيت از بين رفت و ما با پليسي جديد مواجه شديم.
قرار نيست همه پليس‌هايي كه ما در تلويزيون نشان مي‌دهيم مثبت و بي‌حاشيه باشند، پليس هم مي‌تواند به لحاظ آدم بودنش هنجارشكني‌هايي داشته باشد. 

وقتي فيلمنامه را به شما دادند، چقدر به آن تمايل داشتيد؟
قصه داستان را خيلي دوست داشتم، چون با روايتي ساده قصد به تصوير كشيدن آسيب‌هاي اجتماعي را به بهترين و واقع‌گرايانه‌ترين شكل داشت. ممكن است از نظر بعضي‌ها اين سريال اشتباهاتي داشته باشد ولي از نظر من يك سريال كامل است و در حقيقت ديكته نوشته غلط ندارد، به دليل اينكه بايد آزمون و خطايي وجود داشته باشد تا به اشتباهات به وجود آمده دست پيدا كرد. 

از ابتدا فكر مي‌كرديد كه اين نقش همانطور كه مي‌خواهيد در آيد يا اينكه فكر مي‌كرديد ممكن است به سرنوشت خيلي از نقش هاي ديگر دچار شود؟
نه، من به خوبي نقش مطمئن بودم چون اين شخصيت از بلوغ بيشتري از اين جهت برخوردار بود. 

در جامعه ما شخصيت اميرعلي چقدر نمونه عيني و واقعي دارد؟
از اين نوع شخصيت‌ها زيادند. خود من هم در زندگي شخصي‌ام با اين قبيل آدم‌ها برخورد كرده‌ام اما در برخورد با هرگونه انساني نمي‌‌تواني بيشتر از يك لايه شخصيتي او را ببيني.
به طور طبيعي در تمام دنيا مردم به خاطر اينكه نمي‌توانند به زندگي يك پليس نزديك شوند در مقابل زندگي او بسياركنجكاوند و دوست دارند كه با لايه‌هاي شخصي زندگي او بيشتر آشنا شوند.
 
به نظرتان اين شخصيت توانسته است كنجكاوي بعضي از مردم را برآورده كند؟
بله، به شدت با اين نظرتان موافقم، ما هميشه نگاهمان به پليس نگاهي از راه دور است، هيچ گاه از زاويه نزديك به او و زندگي‌اش نگاه نمي‌كنيم و متأسفانه اين مسئله به فيلم و سريال‌هايمان هم تعميم داده شده است. مثلاً در كشورهاي ديگر شايد اتفاقي در جامعه‌شان افتاده باشد ولي وقتي به فيلم‌هايشان مي‌رسد، اين اتفاق ديگر رخ نخواهد داد و به پليس خود نزديك مي‌شوند و آن را از زواياي جديد به تصوير مي‌كشند و هويت‌هاي جديدي را از او نشان مي‌دهند. اين اتفاق در مورد اميرعلي كاملاً افتاد و همه ما ديديم كه او زندگي معمولي دارد البته با اين تفاوت كه شايد سطحي نباشد. 

از نقاط قوت اين سريال مي‌توان به همراه كردن مخاطب با خود اشاره كرد؛ اتفاقي كه خلاف آن در سريال‌هاي الان ما در حال افتادن است. وقتي سريالي از زندگي روزمره انسا‌ن‌ها صحبت مي‌كند همانطور كه بارها ديديم به ضعف مي‌افتد.
به نكته خوبي اشاره كرديد كه خودم دوست داشتم راجع به آن صحبت كنم. اين مسئله جزء خلاقيت‌هاي كار بود و خدا را شكر ما توانستيم به نوعي با اين مسئله مقابله كنيم و مسائل روزمره را خارج از كليشه مطرح كنيم و بگوييم كه بدون شعار هم مي‌شود حرف‌هاي زيبايي زد و لازم نيست كه يك حرف خوب و به ياد ماندني در قالب كلمات سنگين بيان شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار