
نمونهاي از اين نگرش را ميتوان در كاريكاتورهاي يوناني ديد كه آنگلا مركل، صدراعظم آلمان در اين كاريكاتورها يا در يونيفورم نازيها يا مثل نمايشهاي سيرك شلاق به دست يا در لباس يك دزد دريايي به نمايش درآمده است.
اين نحو تلقي نسبت به مقامات سياسي آلمان تنها محدود به رسانهها و تصاوير كاريكاتوري نبوده و حتي در مدت اخير به اظهارات مقامات سياسي دو كشور نيز راه پيدا كرده به صورتي كه هر دو طرف در سرزنش طرف ديگر كوتاهي نكردهاند. به نظر ماري گياناكاكي، معاون حزب يوناني دموكرات اين نوع واكنشها با چاشني خلق و خوي ترش چيزي عجيب نيست.
اين نماينده چپگرا در مجلس آتن معتقد است كه اين دست گرايشهاي پوپوليستي به واسطه بحران فعلي تشديد شده و از اين جهت است كه تلقي يونانيان نسبت به آلمان را تنها ميتوان در بستر فعلي اروپا ارزيابي كرد. اشاره او ميتواند مربوط به نگرش مردم ديگر كشورهاي اروپايي نسبت به سياستهاي مقامات آلماني باشد كه شبيه مردم يونان است و سياستهاي دولت آلمان موجب شده تا وضعيت در كشورهايي مثل اسپانيا و ايتاليا نيز به همين صورت باشد.
وجه ديگر نظر گياناكاكي مربوط به وضعيتي در اروپا ميشود كه به واسطه بحران مالي در سرتاسر اين قاره ايجاد شده است. بايد گفت كه بحران مالي خود به خود احساسات تند ناسيوناليستي را در كشورهاي اين قاره تقويت كرده تا آنجا كه ايده اروپاي واحد به شدت مورد طعن و استهزا قرار گرفته است.
البته اين سياستمدار يوناني نه يونان و نه آلمان را مقصر اين وضعيت نميداند بلكه تقصير كار را متوجه سياستمداران ميداند كه در اين جريان كوتاهي كرده و مردم را در جريان امور قرار ندادهاند. مجله هفتگي يوناني به نام اپيكايرا چندي پيش يك نظرسنجي از مردم يونان را منتشر كرد كه بنابر آن، حدود ۷۶ درصد از پرسششوندگان آلمان را كشوري متخاصم ميدانستند و تنها در مقابل اين تعداد، ۵/۱ درصد احساس مثبتي به اين كشور داشتند.
اين نظرسنجي در آلمان واكنش منفي در پي داشت و آلمانيها آن را كممايه تفسير كردند، اما بايد گفت كه به رغم جبههگيري آلمانيها، اين نظرسنجي به روشني بيانكننده احساسات عمومي در بين مردم يونان نسبت به آلمان بود. جالب اينجاست كه يك نظرسنجي در شش سال قبل نتيجهاي به طور كامل عكس اين را نشان ميداد زيرا در آن نظرسنجي، قريب به ۸۰ درصد از مردم يونان نظري مثبت به آلمان را بيان كرده بودند و اين كشور را موفقترين و بالاترين كشور اروپايي ارزيابي كرده بودند.
گياناكاكي يكي از كساني بود كه در مورد صحت و سقم اين نظرسنجي و نحوه اجراي آن ترديدهايي را بيان كرد و گفت كه من مقالهاي در مورد آن خواندم و بايد بگويم كه به نظر ميرسد روش اين نظرسنجي عجيب و غريب بود و ما حتي نميدانيم چگونه سؤالها را تنظيم كنيم. او اين را گفت چون معتقد بود كه در اين نظرسنجي نحوه سؤالها به صورتي بود كه آلمان با دولت آلمان و حتي شخص آنگلا مركل خلط شده بودند.
درباره قضاوت او در مورد اين نظرسنجي بايد گفت كه او بيشتر به عنوان يك سياستمدار قضاوت كرد. اما با وجود اين، حتي او نميتواند آن نوع احساس بدگماني را انكار كند كه در ميان مردم يونان نسبت به آلمان و مقامات سياسي آن ايجاد شده و نمونهاي از آن را ميتوان در نظرسنجي ديد كه توسط مؤسسه جهاني پيو انجام شد و روزنامه اكونوميست در اواخر ماه مي آن را مورد تحليل و بررسي قرار داد.
اين نظرسنجي در هشت كشور بريتانيا، فرانسه، آلمان، جمهوري چك، يونان، ايتاليا، هلند و اسپانيا انجام شد و سؤالهاي متعددي از مردم اين كشور در مورد بحران يورو و وضعيت اقتصادي اتحاديه اروپا پرسيده شد. يكي از سؤالها مربوط به ميزان كار در كشورهاي اروپايي بود و اينكه مردم كدام كشور سختكوشترين در ميان كشورهاي اروپايي هستند. در تمام اين كشورها پاسخ به اين سؤال آلمان بود و تنها مردم يونان معتقد بودند كه نه آلمان بلكه خودشان سختكوشترين هستند.
اكونوميست در تحليل اين پاسخ و اينكه چرا مردم يونان برخلاف كشورهاي ديگر آلمان را برنگزيدند به بالا بودن ساعات كار در يونان اشاره كرد و اينكه يونانيها با توجه به اين موضوع آن پاسخ را دادند، اما توجه نداشتند كه با وجود بالا بودن ساعت كار، بهرهوري كار در يونان كم است. ارزيابي اكونوميست از اين نظرسنجي يك تحليل اقتصادي بود، اما بايد توجه داشت كه پاسخ مردم يونان به آن نظرسنجي پاسخي اقتصادي نبود بلكه آنان از يكسو احساس خود را نسبت به يونان و از سوي ديگر، تلقي منفي خود را نسبت به آلمان بيان كرده بودند.
با توجه به اين دست نظرسنجيها بايد گفت كه آنها به روشني حاكي از اين نوع تلقي يوناني نسبت به دستورالعملهاي آمرانه آلماني است كه راه به رسانهها و آن شكل و شمايل كاريكاتوري پيدا كرده و بازگوكننده اين امر است كه مردم يونان ديگر از تحكمهاي آلماني بر خود خسته شدهاند.