
عمارت عاليقاپو كه در گوشهاي از ميدان نقشجهان قرار دارد هم چند سالي است در حصار داربستهاي آهني براي تعمير قرار گرفته البته اين تعلل چندين ساله شايد تا حدودي بدهم نبوده چون نردههاي آهني باعث شده ستونهاي كاخ تكيهگاه محكمتري داشته باشند، زيرا بخشهاي چوبي عاليقاپو را موريانهها گرفته و بيم آن ميرود با اين روش نگهداري از ابنيه تاريخي، اين عمارت هم مانند آثار ديگر به آخرين روزهاي عمر خود برسد.
به دليل بيتوجهي سازمان ميراث فرهنگي موريانهها به جان عاليقاپو افتادهاند و آن را از قالب تهي كردهاند، هر كسي به راحتي ميتواند اين را از سوراخهاي بنا ببيند. به گفته يكي از مسئولان حفاظت عمارت، حفرههاي ايجاد شده در ديوارهها هر روز زيادتر هم ميشود، به نحوي كه بسياري از حفرههاي جرز ديوارها محل امني براي پرندگان مهاجر شده تا از سرما خود را حفظ كنند.
در ستونها هم بهوسيله حشرات سوراخها و خرابيهايي ايجاد شده كه با چشم غيرمسلح قابل مشاهده است، علاوه بر آن نقاشيهاي روي ديوارههاي طبقات سوم بر اثر تماس دست بازديدكنندگان در آستانه از بين رفتن است، البته گروهي از كارشناسان ميراث فرهنگي اصفهان در حال تعمير بنا هستند، اما بنا به نظر اين كارشناس، مرمتكاران چندان آشنا به كار با ابنيه تاريخي نيستند. عليرضا مساح كارشناس آثار باستاني هم با اشاره به تعمير برخي از ستونهاي اصلي ايوان عاليقاپو گفته است: «تعدادي از ستونهاي ايوان سالهاي گذشته تعمير شده اما در صورت عدم تسريع در تعمير دو ستون باقيمانده، شاهد سرعت تخريب در ايوان اصلي خواهيم بود.» مدتي است كه گنبد مسجد چهارباغ با داربست محصور شده تا تعمير شود.
مصداق از اصفهان به خاطر اين است كه هر چند اصفهان جزو ۱۰ شهر تاريخي و توريستي دنياست اما جالب اينجاست توجه به آثار تاريخي آن بسيار ضعيف است، بدون اعتراض ميراث فرهنگي از كنار سيوسه پل مترو رد كردن حرفهاي تازهاي نيست. متأسفانه اينگونه كمتوجهيها نسبت به آثار تاريخي بوده و هست درحالي كه نبايد فراموش كنيم كه وجود هر اثر و ابنيه تاريخي، نشاندهنده هويت ملي و تاريخي ماست، فرقي هم نميكند در اصفهان باشد يا هر شهر و روستاي ديگري چراكه اين آثار سرمايههاي ملي ما محسوب ميشوند و نبايد مورد بيتوجهي و بيمهري قرار بگيرند يا با تصميمات عجولانه و تفاسيري كه از سوي سازمانهاي ذينفع يا ذيربط در بخش معماري و شهرسازيها انجام ميگيرد، سيماي آنها را مخدوش كرد، در حاليكه كشورهايي كه سابقه تاريخي چنداني ندارند تلاش ميكنند براي هويتسازي جوامع خود هر اثري هر چند كمارزش را بازسازي و مرمت كنند و به انحاي مختلف از آن براي جذب گردشگر خارجي استفاده بهره ميبرند، جاي تأسف دارد كشور ما با وجود چنين گنجينههاي ذيقيمت تاريخي در تمام نقاط آن، هر روز شاهد تخريب يكي از آنها هستيم.
به نظر ميرسد براي حفاظت از اين آثار يا بايد تهديد يونسكو براي حذف از ليست ثبت جهاني پشت سر آن باشد مانند احتمال حذف ميدان نقش جهان كه دوباره مطرح شده يا اينكه بعد از نابودي، آقايان به ياد بيفتند اينجا هم اثر تاريخي وجود داشته است و عكسهاي آن را نشان بدهند. درست است كه در سالهاي اخير سفرهاي ايرانگردي زيادي داشتهايم اما واقعاً سازمان عريض و طويل ميراث فرهنگي در اين قضيه تا چه حد نقش داشته است؟! شايد بيشترين نقش براي ايرانگرد شدن مردم را رسانهها از جمله صدا و سيما به عهده داشتند كه در واقع بايد گفت يكي از محركهاي اصلي ايرانگردي مردم همان آمار چشم و همچشمي خودمان است زيرا اگر واقعاً ميراث فرهنگي در اين زمينه نقشي داشت، زيرساختهاي گردشگري را بازسازي ميكرد. هنوز كه هنوز است در يك سفر معمولي از اصفهان تا قم يا از قم تا تهران كه پرترددترين مسير كشور در طول سال است و هيچ وقت از هياهوي مسافر خالي نميشود، سرويسهاي بهداشتي كثيف و گاه حتي نيمهخرابه وجود دارد، مقصر اين اهمالكاريها در عرصه گردشگري كيست؟
واقعيت اين است كه عملكرد ميراث فرهنگي زير سؤال است. عمده دغدغه مسئولان در اين سازمان در پايه جشنهاي ۲۵۰۰ ساله با عنوان ديگري است. بعضي از مسئولان به جاي آنكه به حفظ ميراث بينديشند، اين ذهنيت را دارند كه بايد آثار بزرگ و شاخصي براي آيندگان بهوجود آوريم اما در اين عرصه هم ضعيف بودهايم. بعد از سالها نه مصلاي اصفهان تمام شده نه مصلاي تهران، بايد ترسيد از اينكه روزي اين آثار به پايان رسد كه ديگر آثار تاريخي در سايه بيتوجهي نابود شده بود يا لطمات جبرانناپذيري به آنها وارد شده باشد.
اگر ارگ بم را زلزله و بلاياي طبيعي با خاك يكسان كرد، بيم آن ميرود كه همان بلا را بيتوجهي مسئولان به سر آثاري بياورد كه در معرض زلزله هم نيستند. ميتوان به آيندگان گفت كه ارگ بم را زلزله خراب كرد، اما چه پاسخي براي تخريبهاي حاصل از سوءمديريت خواهيم داشت؟!