
مليسا ميگويد: «عاشق ايران هستم، ادبياتش، تاريخش و مردمش را بينهايت دوست دارم. وقتي ايران آمدم با مردمشان راحت بودم، حتي راحتتر از همكارانم در هاليوود. بعد از ۱۱سپتامبر فشارهاي زيادي عليه مسلمانان به وجود آوردند و شرايط بدي ايجاد كردهاند.» نهايت آرزوي او اين است كه روزي بتواند با توليد فيلمها و آثار خوب اسلامي، حقيقت اسلام را در جهان نشر دهيم.
چه چيزي شما را به سمت اسلام كشاند؟ با خواندن زبان فارسي كمكم با عرفان اسلامي آشنا شدم. محتواي كتابهاي حافظ، مولوي و... را دوست داشتم، بعد شروع به خواندن تفاسير قرآن كردم و كتاب فصوص را خواندم، محتواي آنها برايم بسيار جذاب و ماورايي بود، به خاطر اينكه اصلاً چنين چيزهايي را ما در امريكا نداشتيم كه اينقدر كامل و جامع باشد، به صورتي كه انسان را به شور بياورد و روح او را جلا بدهد. وقتي به اتفاق همسرم به ايران آمدم با شهر مذهبي قم آشنا شدم، حرفهايي كه زده ميشد و كتابهايي كه آنجا وجود داشت برايم جديد و جالب بود، البته بسياري از مفاهيم و كلمات را متوجه نميشدم، چون فارسي را ضعيف بلد بودم ولي زماني كه افرادي كه چندين ساعت خيلي خوب براي من توضيح ميدادند، من ايران را يك عظمت از معاني و علما يافتم؛ چيزي كه در امريكا اصلاً وجود ندارد.
با توجه به اينكه در امريكا به شدت تلاش ميكنند تز اسلامستيزي را ميان مردم رواج بدهند، ديدگاه مردم امريكا در مورد اسلام و مسلمانان چيست؟ در امريكا به محض رسيدن حداقل اطلاعات از اسلام، جذب اين دين ميشوند. در واقع امريكاييها با سادهترين دانستهها از تاريخ كنجكاو به اسلام ميشوند، البته آنها با مطالعه تاريخ مخصوصاً تاريخ اروپا و آمدن مسلمانان به اروپا و رفتارهاي آنان و پيبردن به تحريفات و دروغهايي كه قبلاً شنيدهاند هم به اين سو كشيده ميشوند. در حال حاضر اسلام به سرعت در حال رشد است، بهعنوان مثال از بين بازيكنان معروف تيمهاي فوتبال بسيارشان مسلمانند و افرادي كه اهل علم و دانش هستند، شيفته اين دين ميشوند، چون اسلام و مسلمانان، دين و علم هر دو را معرفي ميكند و ميگويد تضادي بين اينها نيست، در حالي كه اين عكس آموزههاي غرب و تمدن آن است، به همين خاطر با وجود سياهنمايي فراوان رسانهها عليه اسلام، امريكاييها هر وقت در مورد خصائل و ويژگيهاي حضرت محمد(ص) صحبت ميشود، اشك ميريزند، چون تشنه حقيقت هستند. فكر برتر از آن مسلمانان ايراني است و عرفاني كه در اسلام و ايران وجود دارد، تنها راه رشد اسلام و اشاعه آن و بهترين راه نفوذ و تبليغ است.
مهمترين كار براي مقابله با تفكرات ضداسلامي هاليوودي چيست؟ هاليوود يك توليد است و براي رسيدن به هدف خود كه عوض شدن ديد حقيقي نسبت به اسلام و اديان است سرمايهگذاري زيادي ميكند. مهمترين كار براي مقابله با تفكرات هاليوودي اين است كه بتوانيم فيلمهايي با تفكر برتر خودمان، يعني اسلام ناب محمدي به صورت تصويري و سينمايي توليد داشته باشيم، به عنوان مثال ساخت فيلمهايي درباره بزرگان ايراني و اسلامي مانند فردوسي و مولوي.
آيا اينگونه موضوعات در امريكا علاقهمنداني هم دارد تا كار شود؟ بله بسيار زياد. در امريكا بهطور ماهانه ۱۰۰ هزار جلد كتاب از مولوي به فروش ميرسد و اين عرفان بهترين راه نشر اسلام است. من يك دوستي داشتم كه ديد بسيار بدي نسبت به اسلام و مسلمانان داشت و هميشه با ديد منفي و نفرت از اسلام سخن ميگفت تا اينكه من يك بار نهجالبلاغه را به او دادم و ايشان خواند پس از يك مدتي پيش من آمد و يك جمله گفت آن اين بود كه: علي بزرگترين مردي است كه هيچكس مثل او نيست و نداريم. خيلي تحت تأثير مضامين زيباي نهجالبلاغه شده بود.
از قرار شما در كمپاني هاليوود اسلامي هم فعاليت داريد براي تبليغ اسلام در كشورتان چه كردهايد؟ در امريكا به خاطر تبليغات شديدي كه نسبت به اسلام وجود دارد به سختي ميشود از اسلام حرف زد ولي با هركسي كه بتواني حرف بزني و با احترام بتواني رابطهاي ايجاد بكني، خيلي راحت مسلمان ميشود. در پي آن هستيم كه بتوانيم كنار صنعت سينمايي هاليوود و باليوود يك سينماي ديگر نيز به نام سينماي هوليوود بسازيم، سينمايي با بنمايه روحاني و معنويت اسلامي، اين كار را ميتوان با استفاده از پتانسيل فراوان كشورهاي دينمدار و مسلمان ساخت.
در اين امور با ايران هم همكاري داشتهايد؟ بله، خيلي تلاش داشته و داريم تا با همكاري ايران فعاليت كنيم. يك پروژه در مورد مولانا داشتيم، متأسفانه ايران رفتار سليقهاي كرده و پروژه بلاتكليف مانده است، در صورتيكه تركيه قول ۱۵ميليون دلار براي اين كار داد و ما نپذيرفتيم چون ميخواستيم به نام ايران باشد، افسوس كه ايران كمكي نميكند، قرار بود فيلم روزانه در ۱۰هزار سينماي دنيا اكران شود.
بنده تنها يك هدف دارم، اينكه تا زمان مرگم بتوانم با شوهرم و شريكمان كه يك كارگردان پولدار پاكستاني است، فيلمهايي براي گسترش و شناساندن اسلام بسازم تا آرامش پيدا كنم. اميدوارم بتوانيم با نسل جوان ايران اسلامي به اين هدف برسيم. بايد مثل امام كه به جوانان اعتماد و ايمان داشتند، بتوانيم به جوانان اعتماد كنيم و به اين مهم برسيم. ايرانيان نميدانند دشمنشان كيست. دشمن زير پرده است و دشمن اصلي، التقاط است. ايرانيان در مورد هنر چيزي كم ندارند. امام خميني (ره) را ميشناختم، برايم محترم بودند، وقتي اشعار ايشان را خواندم، عاشقشان شدم، حتي وقتي كه خاطراتي از ايشان ميخواندم، اين شيفتگيام دو چندان ميشد ولي بايد اينها را به خارجيها معرفي كرد، اينها بسيار تأثير ميگذارد، چون امام را نميشناسند. مردم ايران بايد بتوانند شخصيت و زندگي امام را تبليغ كنند.
شما به عنوان يك مستبصر امريكايي كه با فضاي سينما و هنر هم آشنايي داريد، چه راهكاري براي مقابله با هاليوود پيشنهاد ميكنيد؟ همانطور كه هدف هاليوود نفوذ و تأثير به شرق است، ما هم بايد بتوانيم راه نفوذ به غرب را بيابيم كه آن رسيدن به صنعت سينما و تكنيكهاي استاندارد آن است بايد بتوانيم به آن جايگاه برسيم. اين تفكر كه ميگوييم هاليوود دشمن است، اشتباه است، هاليوود وظيفهاش را انجام ميدهد، چون الان در كل دنيا ايران دشمن معرفي ميشود، هاليوود هم براي پول اينگونه عمل ميكند، براي اينكه در دنياي امروز پول حرف اول را ميزند، هركسي پول بياورد فيلمش ساخته ميشود، بدون هيچ مشكلي، مثلاً ما ۵۲ مستند با نام «عرفان، قلب اسلام» را ساختيم و در امريكا بدون مشكلي پخش كرديم، حتي برنامه ما كه پخشش در ساعت ۱۱ شب بود، بهخاطر استقبال بالا پخشش به ساعت ۸ شب رسيد رسانهها هميشه دشمن دشمن ميكنند، اين صحيح نيست، باعث منحرف شدن از مشكل اصلي و رسيدن به پاسخ صحيح ميشود، همچنين باعث جلوگيري از ترويج دين عزتبخش اسلام ميگردد زيرا فقط ذهن مردم در تقابل با يك دشمن است.