
حضرت موسي و راه دشوار هدايت مصر و نيز نوح و هدايت جهاني از جمله موضوعات اين فيلمها هستند. اما آيا هاليووديها در ساخت اين فيلمها به حقايقي چون مقام معنوي و معصوميت پيامبران اولوالعزم الهي پايبند و وفادار باقي ميمانند يا صرفاً به دنبال ساخت اثري اكشن، ماجراجويانه ، پر آب و مايه و لو مغاير با تصوير قرآني و انجيلي نوح و موسي خواهند بود؟
استيون اسپيلبرگ در حال ساخت فيلمي درباره حضرت موسي و خروج قوم يهود از مصر است و اين فيلم با عنوان غير قطعي «شاهان و خدايان» در سال ۲۰۱۳ وارد مرحله توليد ميشود.
در عين حال با توجه به ريشه يهودي نژاد اسپيلبرگ و فيلمهاي قدرتمند و مشهوري چون «ليست شيندلر» كه او درباره يهوديسم ساخته است دانستن اينكه او در ادامه راه يهودستايي خود از مسير انجيل، قرآن و ساير كتب آسماني منحرف ميشود يا واقعيات را به نمايش ميگذارد ميتواند در نوع خود جالب توجه و در عين حال نگران كننده و سؤال برانگيز باشد.
همچنين ريدلي اسكات نيز هدايت و كارگرداني فيلمي درباره زندگي حضرت موسي را بر عهده گرفته است. اسكات به كارگرداني فيلمهاي پرفروشي چون «گلادياتور» و «بليد رانر» و «پرومته» شهرت دارد. او اخيرا در گفت و گو با يكي از مجلات امريكايي گفته است: «براي من آن معجزات بزرگ و چيزهايي كه همه درباره موسي ميدانند جذابيت ندارد. ارتباط موسي با فرعون از همه چيز جالبتر است.
صادقانه بگويم كه در مدرسه زياد دل به داستان زندگي حضرت موسي نميدادم. با اين حال بعضي از جزئيات زندگي او خارقالعاده است.» اما ساخته شدن فيلم يك پيامبر اولوالعزم الهي توسط اسكات نيز همچون اسپيلبرگ بيم و هراس ناشي از احتمال تحريف شدن واقعيات را شعله ور ميكند. مشكل اينجا است كه اسكات مرد با ايماني نيست؛ او يك كافر به تمام معنا است و معتقد است كه در دنيا دين بزرگترين منبع شر به حساب ميآيد. با اين حساب ميتوان درباره فيلم «موسي» ريدلي اسكات نيز از هم اكنون گمانهزنيهايي را مطرح كرد.
از سوي ديگر اخبار جديد حاكي از بازي راسل كرو در نقش «نوح» آن هم در فيلمي است كه اين بار هم زير سايه سنگين هاليوود ساخته ميشود. راسل كرو در اين فيلم به جاي نوح كشتي نجات را ميسازد و وظيفه خطير مديريت مقابله با بحران سونامي و سيل جهاني را بر عهده دارد. فيلمبرداري اين فيلم هم اكنون به كارگرداني دارن آرنوفسكي آغاز شده است.
اگرچه آرنوفسكي طي بيانيهاي از كمپانيهايي چون «پارامونت» و «ريجنسي» براي پشتيباني ساخت اين فيلم و دميدن روحي تازه بر حماسه كتاب انجيل تشكر و قدرداني كرده است اما باز هم يك جاي كار ميلنگد؛ بعيد به نظر ميرسد كه آرنوفسكي به داستان انجيل و حفظ اصليات و جزئيات آن وفادار باشد؛ او تعهدي به انجيل ندارد و به نوح به عنوان اولين فعال محيط زيست بشر مينگرد.
آرنوفسكي پيشتر در سال ۲۰۰۸ گفته بود: من تصور نميكنم كه داستان اين فيلم چندان مذهبي باشد. فكر ميكنم زمان خوبي را براي ساخت اين فيلم انتخاب كرديم. موضوع اين فيلم براي من آن هم در دوراني كه جهان در آستانه يك آخرالزمان محيط زيستي است يك سوژه عالي به شمار ميآيد. نوح شخصيت بسيار جالبي دارد و اولين فعال محيط زيست جهان است.
به نظر ميرسد آرنوفسكي كه صراحتاً به غير مذهبي بودن ژانر فيلم خود اشاره كرده است قصد آن را داشته باشد كه در فيلم «روزهاي نوح» يا «كشتي نوح» خود از عمده حقايق و اصليات داستان زندگي حضرت نوح چشم بپوشد و به جزئيات و فرعيات زندگي اين پيامبر اولوالعزم بپردازد. از معرفي نوح به عنوان صاحب اولين مزرعه انگور تاريخ بشريت و شراب خوردن و مست كردن او اين چنين به نظر ميرسد كه ايده آرنوفسكي و ساير همتايان هاليوودي او براي اشتياق ناگهاني در جهت توليد نسخه سينمايي داستانهاي مقدس و مذهبي چيزي به جز كمك به ارتقاي معنويت و ارزشهاي انساني باشد.
ريدلي اسكات به دنبال اصل و ريشه بخشيدن به ريشههاي قومي و نژادي خود و پرورش يهودستايي است و اسپيلبرگ نيز در فقدان باور و اعتقاد و ايمان قلبي به دين و مذهب درست پاي خود را در جايي گذاشته است كه انتظار ميرفت هر كسي جز او در اين وادي قدم بگذارد و سرانجام آرنوفسكي كه با زبان خودش از غير مذهبي بودن فيلمي سخن گفته است كه دين و مذهب و خداپرستي تم اصلي داستان اورجينال آن در كتب مقدس را تشكيل ميدهد؛ نيت اين سه كارگردان و كمپانيهاي حامي خود براي تبديل داستانهاي كتب مقدس به فيلم سينمايي هر آنچه باشد بدون شك ابزار هاليوود در سالهاي آينده با اين سه فيلم نقش مهمي را در مديريت روح مذهبي جوامع جهاني و بهخصوص جامعه غرب ايفا خواهد كرد.