مدتي است كه بخش سينمايي وزارت ارشاد اعلام كرده كه ميخواهد فيلمي درباره زندگي خانم لاله صديق صرفاً براي مخاطبان خارج از ايران بسازد و تصوير زن ايراني را در ذهن جهانيان اصلاح كند. افراد و مراكزي اعلام كردهاند كه با اين كار مخالفند و كميسيون فرهنگي مجلس نيز گفته كه به شرط خواندن فيلمنامه و تأييد آن، با ساخت فيلم موافق خواهد بود.
با يك نگاه به قانون اهداف و وظايف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ميتوان به روشني فهميد كه وزارت ارشاد از طرف قانونگذار، موظف به انجام فعاليتهاي نظارتي، هدايتي و حمايتي در زمينه امور فرهنگي و هنري است. در كنار سه بند قانون كه صراحتا وظيفه نظارتي و هدايتي براي وزارت ارشاد ذكر شده، حتي يك كلمه يا مفهموم تلويحي از «توليد» آثار هنري ذكري به ميان نيامده است. همچنان كه هيچ جا حرفي از وظايف و تعهدات ارشاد در زمينه تعيين «كميت توليدات آثار هنري» يا «كنترل بازار» به ميان نيامده است.
آن طور كه در خبرها آمده است، آقاي شمقدري، رئيس سازمان سينمايي(چه بر اساس تدبير شخصي يا بر اساس دستور مقامات بالاتر، كه فرقي هم ندارد) تصميم گرفته فيلمي را بر اساس زندگي و فعاليتهاي يك بانوي راليسوار توليد كند. فرض كنيم كه الگوي داخلي و خارجي زن موفق ايراني، يك بانوي راليسوار است.
فرض كنيم كه براي خارجيها مهم است كه بدانند زنان ايراني اصولاً علاقهمند مسابقات رالي هستند و كاملاً هم موفقند. بحث از جايي ايجاد ميشود كه در اين كار، پاي يك تهيهكننده بدسابقه كه در كارنامهاش توليد فيلمهاي غيراخلاقي وجود دارد در ميان است. مخالفت عمده مخالفان نيز از همين جا شروع ميشود. در پاسخ به اين انتقادات، استدلال آقاي شمقدري اين است كه اين فرد، مستقيماً در ساخت آن فيلمها نقشي نداشته و فقط امكانات شركتش را در اختيار گذاشته است.
بعد، براي اثبات اين ادعا مجبور ميشود دورههايي آموزشي درباره مراحل ساخت فيلم و پيشتوليد و پستوليد براي منتقدانش برگزار كند و توضيح دهد كه تهيهكننده موصوف، فقط در مراحل پس از توليد، امكانات موسسهاش را در اختيار گذاشته است و گناهي متوجه شخص او نيست. البته صنعت اتومبيلراني را هم در استدلالش بينصيب نميگذارد و اشاره ميكند كه آقاي اسي نيكنژاد نهايتاً يك قطعهساز بوده است. (كه البته ما كه در اين تشبيه، وجه شبه را نيافتيم!)
ادعاي بياطلاعي آقاي نيك نژاد از محتواي فيلمهاي ساخته شده در موسسه اش، قابل قبول نيست. لازم است به مسئولان سينمايي كه خود بهتر اين موضوع را ميدانند يادآوري كرد كه ساخت فيلمهاي غيراخلاقي در سراسر دنيا و البته در امريكا تابع قوانين و قواعدي است و از پروتكلهايي پيروي ميكند كه همه دستاندركاران اين فيلم ها، چه فعالان توليد و چه پس از آن، از محتواي اين فيلمها آگاهي كامل دارند و تعهداتي را براي انجام اين امور در حال و آينده ميپذيرند و اعلام ميكنند و از آنجا كه اين صنعت، يك سوداگري بسيار سودآور است، قوانين آن بسيار جزييتر و دقيقتر است كه براي پرهيز از خيلي مسائل، از بازگو كردن يا پرداختن به جزئيات خودداري ميكنيم. فعالان اين گونه سرگرمي و صنعت غيراخلاقي، در خود جامعه سينمايي داراي سطح بندي مشخص هستند و چارچوبهايي براي زندگي و فعاليتهاي اجتماعي و سياسيشان در همان جامعه به ظاهر آزاد تعريف شده است.
از جمله اينكه مثلاً اين افراد مادامالعمر از عضويت در موسسات خيريه و نيز حق تاسيس مراكز نگهداري كودكان يا مديريت و فعاليت در آموزشگاهها و مدارس محرومند. ( كما اينكه در جامعه اروپا، حتي مردان يا زناني كه زندگي مشترك ناموفق داشتهاند، حق اداره نشريات يا موسسات انتشاراتي براي كودكان را ندارند. با اين منطق كه كسي كه نتوانسته زندگي خودش را سامان دهد، صلاحيت تربيت نسل بعد را ندارد.»
اين حساسيت مدني در جوامع غربي به حدي است كه چند سال پيش، دختري كه تا مراحل نهايي انتخاب به عنوان دختر شايسته سال به يكي از كشورها پيش رفته بود، به اتهام بازيگري در فيلمهاي غيراخلاقي، از رقابت بازماند و بر اساس قوانين موجود، از دور مسابقات حذف شد. جامعه غربي هم نپذيرفت چنين كسي را به عنوان دختر شايسته انتخاب كند؛ دختر شايستهاي كه مهمترين عوامل انتخابش، ويژگيهاي فيزيكي اوست!
پس بپذيريم كه حتي با ناديده گرفتن شواهد غيرقابل انكار، ادعاي بياطلاعي آقاي نيكنژاد از محتواي فيلمها بياساس است.
آقاي شمقدري در جمع نمايندگان عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي كه به درستي به ساخت اين فيلم اعتراض كردهاند، گفته است كه اين فيلم مصرف خارجي دارد. اين حرف يعني چه؟ آيا اگر ما فيلمي درباره الگوهاي واقعي زن مسلمان ايراني بسازيم، مخاطب خارجي ندارد؟ آيا ميتوان در دنياي امروز براي فيلمها جغرافياي مصرف تعيين كرد؟ فيلمي كه با اين هياهو ساخته ميشود، تماشاگر داخلي نخواهد داشت؟ آيا با ديدگاهي چنين منفعل ميخواهيم در برابر استكبار غرب بايستيم و جنگ فرهنگي كنيم؟
الحمدلله، به واسطه هوش و ذكاوت ايراني كه حاصل پاكي و پاكيزگي نسل ايراني است، جايجاي دنيا ميتوان نام و نشان ايرانيان موفق را ديد كه هر يك در رشتههاي فني و پزشكي و علوم فضايي و فناوريهاي ديگر مشغول خدمت به بشريتند.
احتمال دارد به رفتار معدودي از اين جمع كثير نقدهايي نيز وارد باشد، اما بزرگان ايراني سراسر جهان در جايگاه و پايگاهي چنان رفيع هستند كه هر يك به تنهايي نماينده و مبلغ فرهنگ و هنر و انديشه و شخصيت ايراني و ايرانيانند.
آقاي اسي نيك نژاد با هر كارنامهاي كه داشته، همين كه به وطن بازگشته و همين كه به زبان، نسبت به گذشتهاش اظهار ندامت ميكند، محترم است، اما حتي خودش هم نبايد انتظار داشته باشد كه با وجود فيلمهاي غيراخلاقي كه به حق يا ناحق در سوابق كارياش قرار گرفته، چنين مأموريت خطيري را در ترسيم جايگاه زن ايراني به او محول كنند. حرف را با يادآوري آن قول معروف تمام ميكنيم كه: ممكن است فلاني را به مسجد هم راه بدهيم، اما پشت سرش نماز نميخوانيم!
يك جمع بندي: آقاي شمقدري كه وظيفهاش نظارت و حمايت است و كارنامه سال گذشتهاش نشان از توفيق در همين كار را هم ندارد، براي توليد فيلم آستين بالا زده و با پيشبيني مبلغي كه در مصاحبه با پايگاه اينترنتي خانه ملت بيش از دو و نيم ميليون دلار اعلام كرده، قصد دارد فيلمي بينالمللي بسازد.