اما راز اين موفقيت كه در كمال ناباوري ناظران جهاني اين رشته و حتي خودمان، براي ايران به دست آمده چيست؟ نكتهاي كه همه بر آن اتفاق نظر دارند، ثبات در مديريت است.
«بنا» مربي باتجربه كشتي فرنگي در تمام مدت طولاني آمادهسازي كشتيگيران با آنها بود. علاوه بر تمرينات، روابط عاطفي و مسائل رواني كشتيگيرانش را نيز در كنترل خود داشت. اين دقت و يكپارچگي در لندن نتيجه طلايياش آشكار شد.
هرچه كشتي فرنگي خوش درخشيد و در كسب پيروزيهاي غيرقابل پيشبيني همه را شگفتزده كرد، در تكواندو عكس آن اتفاق افتاد؛ جايي كه ما قبل از بازيها با اعتماد از كسب حتي بيش از دو مدال طلا حرف ميزديم. شكست يوسف كرمي، حتي خود او را متحير كرده بود.
براي بررسي اين ماجرا اما بايد به چند ماه قبل برگرديم؛ وقتي فدراسيون ناگهان مربي كهنهكار و خوشنام تكواندو و تيمملي را بر سر يك لجبازي كودكانه كنار گذاشت. اين لجبازي كودكانه بهايي سنگين براي ورزش ما و كشورمان داشته. البته موج جابهجاييها در آستانه المپيك، گريبان فدراسيونهاي ديگر ما را نيز گرفت. ناگهان همه به جان هم افتادند و مصاحبه پشت مصاحبه رسانههاي داخلي را فرا گرفت تا آنجا كه سخن از تعليق كاروان ايران هم رفت.
بدبختانه هنوز كسي پاسخ نداده است كه چه لزومي براي اين جابهجاييهاي بيدليل در آستانه المپيك بود؟ چرا انجام آن را به بعد از مسابقات موكول نكردند؟ شايد در سايه موفقيت تاريخي كاروان ما تا همينجاي كار، كسي ديگر به دنبال پاسخگويي به اين سؤالات بيپايان نباشد، اما شك نكنيد چنانچه اين شوك به ورزش ما آن هم در اين زمان وارد نميشد، شايد كاروان ورزشي ما، بزرگترين شگفتي تاريخ اين مسابقات ميشد. ما اين ظرفيت را داشتيم.
همان روزها وقتي فدراسيون، با بيتفاوتي مهماندوست را كنار گذاشت، بسياري از ناظران، اين روز را پيشبيني ميكردند. جالب است بدانيد عادل فردوسيپور در گزارشهايي كه از لندن ميداد به اين نكته اشاره كرد. به اينكه دو ماه مانده به مسابقات كنار گذاشتن يكي از بهترين مربيان تكواندوي جهان از تيم ملي، آن هم براي اختلاف دو- سه ميليون تومان در كل دستمزد! شما را به خدا ببينيد چه پولهايي در فوتبال خرج ميشود و آن وقت براي ۲ ميليون تومان پرداخت بيشتر كه كميته ملي المپيك حاضر به قبول آن نشد، مربي بزرگي چون مهماندوست را به راحتي كنار گذاشتند.
چه كسي پاسخگوي اين شكست و اين لجبازيهاي كودكانه در اركان مختلف مملكت است؟ رفتارهايي كه به ورزش محدود نشده و اين روزها چون خوره، در ديگر حوزهها نيز رايج شده و همه را نگران كرده است.