کد خبر: 481105
تاریخ انتشار: ۲۱ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۰:۱۹
محمدصادق دهنادي
شب قدر داراي ابعاد مختلفي است كه نه تنها شيعيان و مسلمانان، بلكه بسياري از صاحبان اديان و عرفان‌هاي غير الهي را به خود جلب كرده و شايد شگفت‌انگيز باشد، اينكه بدانيم بسياري از حلقه‌هاي عرفان‌هاي جعلي و حتي صهيوني نيز در سال‌هاي اخير توجه خاصي به يافتن و استفاده كردن از شب قدر مسلمانان و به ويژه استفاده از معارف و نشانه‌هايي است كه شيعيان از اين اوقات تأثيرگذار به جامعه جهاني ارائه داده‌اند. 

شب قدر، گرچه براي ما شبي پر از شريعت و طريقت درهم آميخته است و رنگ و بوي مرتضوي امام علي(ع) و همچنين محبت ما به امام زمان (عج) آن را به شبي پر از حلاوت عشق و محبت تبديل كرده است اما موضوع شب قدر و مباني انديشه‌اي آن همچنان يكي از مباحث پركشش متافيزيكي، كلامي و اتفاقاً فرهنگي است. 

شب قدر جاري در دل مناسبت‌هايش
خيلي از ما بيش از آنكه شب قدر را به معناي خاص خودش و به آن چيزي كه در قرآن مورد اشاره قرار گرفته بشناسيم، مناسبت‌هايش يا به عبارتي رويدادهايي كه در آن اتفاق افتاده را مورد توجه قرار مي‌دهيم. در مجالس و محافلي كه به همين مناسبت هم برگزار مي‌شود نيز چنين وضعيتي حكمفرماست يعني بيش از آنكه افراد متوجه اهميت شب قدر و نسبت آن با سرنوشت آدمي باشند، بيشتر توجه افراد به نزول قرآن و عزاداري آن شب است، حال آن شب قدر در دل خود معاني گسترده‌اي را دربرگرفته است كه اين معاني و مفاهيم ريشه‌هاي عميق فكري و مكتبي دارد؛ ريشه‌هايي كه ميوه‌هاي فرهنگي بسيار جدي در زندگي روزمره و نقش تاريخي ما به بار مي‌آورد. فكري و مكتبي از آنجا كه ديدگاه ما درباره شب قدر به عنوان شبي كه در آن مقدرات ما براي يك سال تقدير مي‌شود، از نسبت ما با مقوله تاريخي جبر و اختيار نشأت گرفته و فرهنگي از آنجا كه بسياري از رفتارهاي تاريخي و اجتماعي وابسته به همين نظر ما در‌باره سرنوشت و جبر روزگار است و سوء‌استفاده از اين عقيده باعث مي‌شود كه ما نتوانيم برخورد مسئولانه‌اي با موضوع مهم و حياتي سرنوشت اجتماعي و شخصي خود داشته باشيم. 

تاريخ و امر جبر و اختيار
اينكه دنيا بر اساس اجبار بنا نهاده شده يا بر اساس آزادي انسان، مطلبي است كه نه تنها براي ما، بلكه براي همه افراد بشر مهم تلقي مي‌شود. در ميان مسلمانان و غيرمسلمانان همواره گروهي جبري تلقي شده و معتقد بودند كه آدمي در سرنوشتي آسماني مجبور به رفتن راهي طولاني است و براي تعيين سرنوشت خود هيچ اختياري ندارد و در اين ميان هم گروهي بودند كه بر اساس دلايلي به آزادي انسان از قيدهاي طبيعي و غيرطبيعي اعتقاد داشتند و اين دايره اختيار را چنان مي‌گستراندند كه گويي براي آدمي در مقابل هر سرنوشتي كه مي‌خواهد به آن برسد، هيچ قيد و بندي نيست. 

چنين بود كه بسياري از فلاسفه اسلامي و غربي بر جبر پاي مي‌فشردند و لاجرم انسان را از مسئوليت‌هايي كه به دوش دارد تبرئه مي‌كردند و چه بسيار انديشه‌وراني كه صراحتاً گفته بودند: اگر انسان فلجي مادرزاد در مسابقات دوميداني سرعت به مقام نخست نرسد از كم‌همتي خودش است و نه از چيز ديگر، البته اعتقاد به هريك از اين مباني بدون پيش‌زمينه و پس‌زمينه فرهنگي نبوده و نيست. 

به طور نمونه رهبران انديشه جبر در تمدن اسلامي بني‌اميه بودند كه با استفاده از اين انديشه به مردم تفهيم مي‌كردند كه حكومتشان خواست خداست و مقاومت بر ضدخواست خدا امري ضد ديني است يا در مقابل كساني بودند كه با حربه انديشه اختيار علم و دانش خداوند را محدود كرده و سلطنت خدايي را به مشروطه مقيد تبديل مي‌كردند. 

در تمدن اسلامي، اما تنها انديشه‌اي كه در مقابل اين افراط و تفريط قدعلم كرد و نگذاشت كه اين دو تفكر با انحرافات ويژه خودش بازخوردهاي جدي اجتماعي داشته باشد، انديشه امامت و ولايت بود، به عبارتي مطابق نقلي كه از ائمه اطهار (ع) شده است، ائمه ما در مقابل افكار جبري و تفويضي انديشه لاجبر و لا تفويض را مطرح كردند، يعني اينكه انسان گرچه محكوم به مشيت الهي است اما اين مشيت آزادي انسان براي برگزيدن هدايت از ضلالت است و باز در همين پارادايم فكري انسان گرچه در بسياري از عرصه‌هاي خلقت در چارچوب‌هايي از پيش تعيين شده و اجباري قرار گرفته است اما اين بدان معنا نيست كه هيچ چيزي امكان تغيير و تحول نداشته باشد. 

اگر بلايي هست، صدقه‌اي، اگر گرفتاري هست دعايي و اگر اجلي است تأخيري و اگر تخلفي هست كه سرنوشت آدمي را به تباهي كشانده، شب قدري پيش‌بيني شده كه انسان‌ها بتوانند در عين خشوع و بندگي به قدرت بي‌منتهاي الهي، اصلاح راه و روش‌هاي جبري خلقت را از او بخواهند. 

گرچه اين تفكر ارزنده اهل بيت (ع) در مقام نظر، از دو راه، مسير بي‌مسئوليتي معتقدان به جبر تاريخ و خيره‌سري معتقدان به اختيار مطلق را سد كرد، اما تجربيات فرهنگي و تمدني نشان داده است كه در عرصه عمل فرهنگ برخاسته از اين پارادايم اعتقادي و فكري آن گونه كه بايد و شايد تحرك‌زا نبوده و جوامعي چون ما نيز در افراط و تفريط جبر و اختيار همچنان اسير و گرفتار است؛ گرفتاري كه نشانه‌هايي از آن را حتي در اعمال و رفتار ما در شب‌هاي قدر مي‌توان پيدا كرد. 

هواپيماهايي بدون باند پروازي
در اين سال‌ها كه بشر به فكر و عمل در زمينه بودجه سالانه بر اساس زحمات قبلي خود طي سال قبل و سال‌هاي پيشين دست يافته، شايد تصور فرآيندي كه در شب قدر، سرنوشت ما را براي يك سال رقم مي‌زند چيز عجيبي نباشد و فهم اينكه چرا در شب قدر بسياري از ما در حال استغفار و انابه از خداوند مي‌خواهيم كه گناهان ما را كه باعث از بين رفتن سرمايه و موفقيت ما در سال آتي مي‌شود مورد بخشش خود قرار دهد و از فضل و كرمش به ما كمكي كند كه مشيت مقدر ما در كمال آزادي تصميم ما به افق و سوي خوبي و نيكي و عافيت صورت بگيرد، اما با اين حال واقعيت اين است كه در اين دنياي مثال‌ها، رفتار بسياري از ما در شب قدر و بعد از آن به هواپيمايي مي‌ماند كه بدون باند پروازي مي‌خواهد يك‌شبه از جهنم رفتارهاي غلط و پنداره‌هاي اشتباه برخيزد و در پايان شب بيست و سوم يا نهايتاً در عيد فطر به سر همان بساط نامربوط قبلي خودش بازگردد. يكي از حقايق بسيار مهم شب قدر تغيير است و اين آن چيزي است كه اكثر ما از آن غافليم، پس نه مي‌توانيم در شب قدر به آن اوجي كه بايد برسيم و نه در پايان آن چيزي از سرنوشت مقدرمان تغيير مي‌كند. 

فرهنگ، انسان و سرنوشت
شب قدر، گرچه در فرهنگ و سنت‌هاي ما شبي عبادي است اما نبايد فراموش كنيم كه برخلاف دنياي مادي و تفكرات آن، عبادت تنها سنت‌هاي محترم باقي مانده از گذشته نيست و بايد به خودمان نهيب بزنيم كه نسبت ما با حقايق ملموسي كه پشت اين عبادات و راه و رسم پنهان شده است، چيست؟ ظريفه‌هايي از انسان و سرنوشت آن كه مي‌تواند تمدن و فرهنگ ما را به سمت آنچه بايد و شايد رهنمون شود. 

به نظر مي‌رسد، بدترين اتفاقي كه مي‌تواند براي همه ما بيفتد آن است كه اين معارف را در حد تعارف و سنت تقليل دهيم و بهترين جرياني كه هر قدر مي‌تواند براي ما رقم بزند، همان تفكري است كه بهتر از ۷۰ سال عبادت است آن هم در شبي كه به گفته قرآن برگزيده‌تر از هزار ماه است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار