
نشنالريويو آنلاين:
رئيس اسرائيل، آزادي جاناتان پولارد را درخواست كرده و آسوشيتدپرس گزارشي توأم با هشدار در اين رابطه منتشر كرده است. مقامات امنيت ملي ايالات متحده در حال حاضر بايد اسرائيل را به عنوان يك تهديد ضدجاسوسي واقعي در نظر بگيرند. از نظر آسوشيتدپرس اين اقدام اسرائيل نهايت گستاخي بوده است، اما در واقع برخلاف گزارش اسوشيتدپرس واقعيت حاكي از مسئله ديگري بوده و آن وجود روابط جاسوسي بين اين دو كشور است.
جاده اين جاسوسي دوطرفه بوده و گاهي اسرائيل از امريكا و گاهي امريكا از اسرائيل در حال جاسوسي بودهاند. از زمان ريگان تا اوباما امريكا هميشه جاسوساني در اسرائيل داشته است، پس نميشود اين سياست را به گردن تنها يك رئيسجمهور مشخص انداخت.
يوسف آميت جاسوس سيا در ارتش اسرائيل سال ۱۹۸۶، ايتامار رابينوويچ سفير اسرائيل كه باعث شد امريكا متوجه شنود غيرقانوني خطوط مخابراتياش توسط اسرائيل شود، مشاهده زيردريايي امريكايي در حيفا در سال ۱۹۹۴ كه بعداً مشخص شد امريكايي بوده است، كشف اقدامات جاسوسي ارتش امريكايي مستقر در اسرائيل كه باعث لو رفتن محرمانهترين اسرار سياست اسرائيل براي امريكا شده بود توسط يك روزنامهنگار اسرائيلي به نام يوسي ملمن، شنود الكترونيكي سفارت امريكا در اسرائيل توسط رويترز در سال ۲۰۰۸، اعلام اطلاع امريكا از كارها و درجات مختلف تصميمگيري در اسرائيل توسط باراك بن زور افسر سري سابق سرويس جاسوسي شين بت اسرائيل، افشاگري ويكي ليكس در مورد نامهاي ۵ هزار كلمهاي تحت نام كاندوليزا رايس در سال ۲۰۰۸ كه از سرويسهاي جاسوسي امريكايي خواسته شده بود به دقت روند تصميمات عمليات نظامي و عمليات انتقامجويانه اسرائيل را زير نظر بگيرند و همچنين تأييديه افشاسازي رابينوويچ و استخدام تعداد زيادي مترجم عبري براي شنود مكالمات اسرائيليها در مركز فعاليتهاي محرمانه و سري امريكا در فورت ميد مريلند از جمله اقدامات جاسوسي امريكا از اسرائيليها در سالهاي اخير بوده است.
در تفسيري از كارولين گريك روزنامهنگار جروزالمپست در نقل قولي از اسحاق رابين «در اسرائيل هر چند سال يك بار يكي از عوامل ايالات متحده مرتكب جاسوسي عليه اسرائيل ميشود.» سرويس ضدجاسوسي اسرائيل نيز ميگويد امريكا هميشه و هر طور شده در حال جاسوسي از اسرائيل است. به گفته متيو ام. ايد نويسنده كتاب اينتل وارز امريكا جاسوسي از اسرائيل را حتي قبل از اينكه اين كشور در سال ۱۹۴۸ تأسيس شود، شروع كرده بود. همانطور كه ايد در كتابش اشاره كرده، اين جاسوسي دو جانبه بوده است. علاوه بر اين، اين جاسوسي خيلي عادي و به صورت واضح توسط دو طرف پذيرفته شده بود، حتي هيچ وقت براي دو طرف نگرانكننده هم نبوده است.
براي اين دو همپيمان كه از ارزشهاي اخلاقي گرفته تا دشمنان ايدئولوژيك در نقطه مشتركي قرار دارند، همه و همه باعث شده اين اقدامات اثرات و عواقب چنداني براي دو طرف در پي نداشته باشد، اما با وجود اين همه دوستي جاسوسي چه فايدهاي دارد؟ بن زور در اين رابطه ميگويد: «در پايان هر روز نه ما و نه امريكا نميخواهيم از اقدامات همديگر شگفتزده شويم.» پس بياييد آرام باشيم و در مورد اين مسئله مثل بزرگسالان فكر كنيم، كشورها جاسوسي ميكنند، حتي از دوستانشان، اشكالي هم ندارد.