
ورزش ايران روزهاي حساسي را با آغاز رقابتهاي كشتي و وزنهبرداري المپيك تجربه ميكند و آخر هفته نيز سه نماينده تكواندوي كشورمان شانس خود را براي كسب مدال محك ميزنند. در اين يك هفته بهترينهاي ورزش ايران مبارزه ميكنند با حريفاني كه بهترينهاي جهان هستند، منتها نبايد از ياد برد كه ساير ورزشكاران اعزامي نيز هركدام در رشته خود بهترين بودند.
درست از روز اول مسابقات ما در المپيك نماينده داشتيم، با اين حال همان طور كه انتظار ميرفت هيچ كدام از آنها كه شانس كسب مدال نبودند به پاي سكو نرسيدند. اگر چه رسيدن به مدال المپيك تنها براي بهترينهاي دنيا محقق ميشود ولي نميتوان نتايج المپينهاي بيادعاي كشورمان را ناديده گرفت و اهميتي به آنها نداد، به عنوان نمونه ميتوان به شگفتيساز شدن الهه احمدي اشاره كرد. دختر تيرانداز ايراني بااعتماد به نفسي بالا در حالي كه همگان منتظر حذف زودهنگام او بودند، خود را به فينال اين رقابتها رساند و بهترين نتيجه بانوان كشورمان را در المپيك به نام خود ثبت كرد. با وجود آنكه احمدي در فينال نتوانست از پس حريفش برآيد اما صعود به مرحله نهايي براي او در رشته تيراندازي يك موفقيت بزرگ و قابل تقدير محسوب ميشود.
نوشاد عالميان نابغه پينگپنگ كشورمان نيز حريف نامدارش را برد و در مرحله بعد هم يكي از بهترينهاي پينگپنگ دنيا را به زحمت انداخت تا آنجا كه حريف آلمانياش در پايان بازي به استعداد نوشاد اعتراف كرد.
محسن شادي و سولماز عباسي نيز با توجه به مشكلات حواشي پيش از اعزامشان قدر فرصت به دست آمده را دانستند. وزيري و دهقان كمانداران اعزامي در شرايطي كه از سوي خوديها به شدت تضعيف روحيه شده و بدون مربي به لندن رفته بودند ثابت كردند حق آنها بوده كه به المپيك اعزام شوند. همچنين مليپوشان بوكس نتايج در خور توجهي گرفتند و اگر مسئولان فدراسيون و كميته ملي المپيك كمي هوشيارتر بودند، قطعاً علي مظاهري نيز به اين زوديها از گردونه رقابتها حذف نميشد.
حال كه المپيكيهاي ايران ثابت كردهاند در صورت حمايت حرفهاي زيادي براي گفتن دارند، وقت آن رسيده كه برخلاف ادوار گذشته پس از اتمام المپيك ۲۰۱۲ و بازگشت كاروان كشورمان، ورزشكاران بااستعداد را به حال خود رها نكنيم. در ورزش ما هميشه رسم بر اين است كه پس از المپيك بيخيال المپيكيها ميشويم و كاري به كارشان نداريم تا چند ماه مانده به دوره بعد المپيك، در اين مدت ورزشكاران رشتههاي مختلف در عالم بيخبري و بدون هيچ حمايت و انگيزهاي براي گرفتن سهميه تلاش ميكنند. سهميه كه گرفتند ميشوند سوگلي رؤساي فدراسيونها، كميته ملي المپيك و احياناً وزارت ورزش (البته به ظاهر) پايشان كه به المپيك رسيد و خيلي زود حذف شدند، همان افراد تيشه ميزنند به ريشه ورزشكاران و از عملكرد آنها عيب و ايراد ميگيرند، افكار عمومي هم بيخبر از همه جا و اينكه در چهار سال گذشته و به ويژه چند ماه مانده به آغاز رقابتها چه بر سر المپيكيها گذشته تنها به ناكاميها توجه ميكنند.
المپيكيها بهترينهاي رشته خود هستند و اين وظيفه مسئولان ورزش است كه از هدر رفتن اين پتانسيل جلوگيري كنند تا حداقل دوره بعد بتوانند نتيجهاي به مراتب بهتر بگيرند.
بايد ديد مسئولان طبق معمول بيخيال اين نكات مديريتي ميشوند يا بالاخره كمي بيدار ميشوند كه سنتشكني كنند و جوانان آيندهدار را از نابودي نجات دهند.