
نمايش و نشان دادن واقعيتها، گاه از اين روست كه حجم سياهنمايي دشمنان و برخي دوستان ناآگاه، زياده سير صعودي گرفته و با اين حساب نميتوان از جامعه متوقع بود كه رو به يأس و خمودگي حاصل از آن نرود. چه آنكه وقتي مدام از عقب ماندنها و پيشرفت نكردنها و درجازدنهاي واقعي و غيرواقعي سخن رانديم، توده جامعه آن را باور ميكند و سپس با نگاهي سرزنشآميز به مسير طي شده و به حجم تلاشي كه تاكنون داشته، نگاه ميكند و از خود ميپرسد كه با اين همه تحمل سختي براي پشت سر گذاشتن انواع تهديدها و تحريمها، حال در نقطهاي ايستادهايم كه در آن نشاني از پيشرفت و نزديكي به آرمانها نيست؛ بنابراين چه جاي تلاش دوباره كه اين همه تلاشمان را سودي نبوده است! اين نشاندن يأس حاصل از عقبماندگي بهجاي نشاط حاصل از پيشرفت، امري است كه قبل از آنكه نتيجه اتفاقات روي داده در عالم واقع باشد، متأثر از باوري است كه رسانههاي طرف غربي به ذهن مخاطب خود تحميل كردهاند.
رسانهها، ابزار جنگ غرب با جمهوري اسلامي تحريمهاي عليه جمهوري اسلامي رويداد جديدي نيست. در همه روزهاي گذشته از ۲۲ بهمن ۵۷، غربيها كوشيدهاند با تحريمهاي اقتصادي نفس اين حكومت را به شماره بيندازند و از قضا، در همه اين روزها هم جمهوري اسلامي تازهنفس و با نشاط به حيات خود ادامه داده است. اين جديد نبودن و البته بياثر بودن را غربيها بيش از خود واقف هستند، اما دستشان براي برخورد با حكومتي كه همه مدل تهديد و تحريم را تاب آورده است، خالي است، بنابراين راهي نميماند جز امضاي همين تحريمهاي تكراري و بيفايده (بيفايده البته براي آنها، وگرنه كه براي ما تحريمها فرصت خوبي بوده است تا با شناختن استعدادها و توانمندي هايمان، در زمينههاي مختلف، جشن خودكفايي برپا كنيم.)
رسانههاي غربي، در مأموريتي ويژه و هماهنگ، دستان خالي دولتهايشان را در برخورد با جمهوري اسلامي پر ميكنند و ميكوشند با واقعيتسازي، آنچه را كه غربيها مايل به روي دادنش بودند اما روي نداد، به عنوان امري اتفاق افتاده القا كنند تا بدين روي هم ابهت و هيمنه اربابان غربيشان خدشهدار نشود و هم آنچه را با تحريم و تهديد به آن نرسيدهاند، با جنگ رسانهاي به دست بياورند.
فقط كافي است مردم باور كنند غربيها ميكوشيدند از مسير تحريمها، جمهوري اسلامي را از بعد اقتصادي به بنبست برسانند تا وادار به كرنش در برابر غرب شود و در مباني محاسباتي خود در رفتار با غرب كه همواره بر استقامت و پايداري و استقلال استوار بوده است، تجديدنظر كنند. وقتي اين تحريمها در طول ساليان گذشته نتوانسته سد راه ملت ايران براي پيمودن مسير خود شود و حتي راه شكوفايي استعدادها و شناخت توانمنديهاي اين ملت را گشوده است، يعني در آينده هم نميتوان چندان بدان اميد بست كه بتواند ملت را از راهي كه در پيش دارد، نااميد سازد، بنابراين ديگر مهم نيست تحريمها چقدر بر جمهوري اسلامي و وضعيت اقتصادياش تأثيرگذار بوده و هست، مهم اين است كه افكار عمومي چقدر بتواند اين مؤثر بودن را باور كند. مهم اين است كه افكار عمومي باور بكند كه اين تحريمها آنقدر مؤثر بوده كه توانسته جمهوري اسلامي را به مرز فلجشدگي برساند. وقتي افكار عمومي اقناع شد، يقيناً به دولتمردان براي تغيير سياستها فشار ميآورد، چه آنكه اين رسانهها در حين باوراندن مؤثر بودن تحريمها، اين را هم به خوبي القا كردهاند كه مقصر اصلي اين اتفاقات، سياستهاي غلط جمهوري اسلامي است كه غرب را وادار به اعمال تحريمها كرده است! و اينگونه غرب از طريق تأثير بر افكار عمومي، ميكوشد كه بر سياستهاي جمهوري اسلامي تأثيرگذار باشد. شبكههاي غربي از گرانيها در ايران سخن ميگويند، طرح ميكشند، يادداشت مينويسند و به گونهاي سخن ميرانند كه گويي روند عادي زندگي در ايران از حركت ايستاده است! رسانهها فضا را به سوي سياهي مطلق در حكومت جمهوري اسلامي هدايت ميكنند و وقتي اين سو، تبيين درستي از شرايط كنوني كشور نباشد و حتي برخي خواص هم به دام رسانههاي غربي بيفتند و رسانههاي خودي هم به اسم انتقاد از مسئولان، فضا را سياه نشان دهند، ديگر چه توقعي از عامه مردم است؟!
غرب ميخواهد كه جمهوري اسلامي منزوي باشد و هزينه ارتباط با جمهوري اسلامي آنقدر بالا رود كه از ميان كشورهاي دنيا، كمتر كشوري تن به چنين تعاملي دهد. اين امر در عالم واقع روي نميدهد، چه آنكه منافع بسياري از كشورهاي ديگر از تعامل با جمهوري اسلامي، آنقدري زياد است كه نتوانند از آن چشم بپوشند. از سويي آرمانها و حقانيت جمهوري اسلامي چيزي نيست كه از فطرت پاك ملتهاي دنيا پنهان بماند و به دشمني با مردم ايران روي بياورند، اما رسانهها ميتوانند واقعيتسازي كنند و از ايران منزوي بگويند و حتي راهكارهايي براي خروج از اين انزوا ارائه دهند، بيآنكه حتي اصل منزوي شدن ايران را اثبات كرده باشند! آنها از دولتهاي مخالف ايران ميگويند اما دلهاي پاك ملتهاي همراه با جمهوري اسلامي را سانسور ميكنند.
موظف به گفتن واقعيتهاي پيشرفتمان باشيم غربيها در جنگي كه است، با رسانههايشان پيش ميروند تا بتوانند با القاي رسانهاي، افكار عمومي را قانع كنند كه توانستهاند جمهوري اسلامي را با شكستي قابل توجه روبهرو سازند. واقعيت جاري در زندگي مردم ايران اما گزارشهاي رسانههاي غربي نيست. اينجا ما در طول ۳۳ سال از مصرفكننده صرف بودن، به خودكفايي و حتي صادركنندهشدن رسيدهايم. در ديروز اين ملت، حتي سيم خاردار و شيلنگ آب از خارج وارد ميشده است، اما امروز سخن از سانتريفيوژ و نيروگاه هستهاي بومي و ارسال ماهواره به فضاست؛ امري كه حتي در تخيل ديروز ملت هم وجود نداشته است. وضع امروز ما با نقطه آرمانيمان فاصله دارد اما نه تنها از آنچه پشت سر گذاشتهايم، بدتر نيست كه حتي اصلاً بد نيست! ايران ديروز، در اوج جنگ نظامي و تحريم و عقبماندگيهاي ناشي از حكومتهاي وابسته پادشاهي در ايران، توانست مقابل ابرقدرتهاي شرق و غرب بايستد. يقيناً ايران امروز با پيشرفتهاي فوقالعاده در همه سطوح، به سادگي در برابر امريكاي ضعيف شده امروز خواهد ايستاد. فقط نياز است كه اين پيشرفتهاي عظيم به باور مردم مبدل شوند و اعتماد به نفس ملي در همه قشرها تقويت شود تا با قلبي پراميد به ادامه مسير قدم گذارند، بنابراين لازم است رسانههاي جمهوري اسلامي، اهالي سياست و تريبونهاي مختلف و آدمهاي اهل سخن، واقعيتهاي پيشرفت اين جامعه را بيان كنند تا ملت با دستاوردهاي عظيم همه اين ۳۳ سال ايستادگي به خوبي و روشني آشنا شود. رسانههاي ما اما در اين قضيه كمكار و بعضاً بدكار هستند و گاه سياهنماييها ميكنند كه رقيب سياسيشان را تخطئه كرده باشند، بيآنكه از تأثير ملي و بينالمللي آن آگاهي داشته باشند. بديهي است گفتن از پيشرفتها به معناي عدم انتقاد از مسئولان نيست. فقط كافي است هر كس خود را موظف به بيان واقعيتهاي پيشرفت اين مرزوبوم و ايجاد روحيه نشاط در جامعه بداند.